طواف یار
در و دیوار شهرم خوب می دانند، تمام افتخار ما شهیدانند.

بزرگ مردتاریخ

جستجو
پیوند ها
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر

در انتظار یار

اللهم عجّل لولیک الفرج


صفوف آهنین . . .

من یك یهودی ام . . .

http://tiktak-2.persiangig.com/labkhandhayekhaki/logo/belagtapelak.gif



سرافرازان
قافله شهداء


جنبش سایبری ضد صهیونیسم
جعبه حدیث

موضوع: ماه مبارک رمضان -




ای خداوند شایسته خداوندی.

تو را به این شبهای عزیز ،

تو را به زمزمه های عاشقانه من،

تو را به نجوای عاشق با دل تنهایش،

تو را به نام بزرگ مردی که در این شبها

نامش به خدا می ماند

و شفایش به بزرگان دیگرت،

تو را به آن لحظه ای که مرا خلق کردی

در من قرارده عشق علی را .

ای خدای بزرگ و یکتا

تو خود از اسرار شبانه من

از گریه های در بغز روییده من

و از دل عاشق من آگاهی .


بنده خوبی نبوده ام

و جز گناه چیزی در چنته ندارم .

اما با همین دستان خالی و دلی مشتاق

و یک دنیا امیدواری به تو پناه آورده ام .

پناهم بده ای همیشه یار

ای مونس دلهای بی قرار

"آمین یا سمیع و یا علیم"


نوشته شده در جمعه 28 مرداد 1390 توسط جا مانده از قافله
موضوع: ماه مبارک رمضان -




ای پروردگار بزرگ .

ای بیدار در خوابهای ما .

ای آشکار در پنهان ما .

هم اکنون که دست به بالا آورده ایم

و از اعماق دل در کران کهکشان ها

بر وجودلایتناهیت دعا می کنیم

و با تمام کوچکی خود ،

خداوندیه بی پایانت را بانگمی زنیم ...

بر ما اجابتی کن دعاهایمان را.

خداوندا در چنین شبهایی بیدارم

و بر زبانم ذکر نامت و ذکر صاحب عدل دارم .

ای مطلق بر وجودم

چیز نا وجودی در عالم ناتوانی در وصفت ،

تو را صدا می کند،

ای آنکه از درون دل عذاب،

آسایش و آرامش را متولد می کنی.

ای آنکه و ای خدایی که بر من منت بندگی نهادی

و اجازه سجده بر بارگاه ملکوتیت رامی دهی .

ای ناز نیازمندی چو من .

ای زیبای ساکت من.

ای حقیقت خلوت من.

ای تفکر وجود من.

ای قدرت مطلق.

ای صاحب بر امورمن.

ای مالک شبهای خسته من .

ای مالک روح و جسم من.

ای آنکه از هر که بگریزم

برخانه پرامید تو پناه میاورم.

ای درشبهای قدر.ای شنونده دعاهای من

ای آنکه بی پاسخ نگذاشته ای هر آنچه خواستم.

ای آنکه هنوز هم معجزه می کنی .

ای آنکه شرمسارم از آن چیزی که به من دادی

و من ندیدم و شکرت نکردم.

نگاهدارنده مسافران غریب عرفانت.

موسیقی بی کلام عشق.

ای رود زلال روح من.

دراین شب قدر

من ِ بی قدر را دریاب

"آمین یا رب العالمین"


نوشته شده در جمعه 28 مرداد 1390 توسط جا مانده از قافله
موضوع: ماه مبارک رمضان -

ماه مبارک رمضان، با شکوه و شوکتی شگرف، دوباره به روی مشتاقان شرافت، آغوش می ‌گشاید و با هلال محرابی ‌اش، هلهله ‌ی اهل پارسایی و پروا می‌ انگیزد و غوغای غفران و همایش هدایت می ‌آغازد و اینک با ضمیری شادمانه و نیازی عاشقانه در قدوم بهاران معنویت در این حرارت طبیعت، غنچه‌های غنوده در پرچین پرهیز می ‌افشانیم و هم آوا با مولای منتظران، خوش آمدش می ‌گوییم. شکرا که دوباره ابواب بهشت را گشودند و دریغا اگر با بال بصیرت به اوج رحمت و رهایی نرویم و از این فرصت فرید فیض، بهره‌ ور نشویم.
یک سال، با فراز و فرود بسیار، رهسپاری نمودیم و در راه روشن آیین آسمانی ‌مان گام نهادیم و در این طی طریق از ذخایر معنوی وجودمان سود جستیم و با محرک ایمان باطن به سوی اهداف الهی، قوای ظاهر خویش را به حرکت واداشتیم و اینک ماه مبارک رمضان، هنگامه ‌‌ای است که می‌ توانیم ذخایر درون را غنی سازیم و ریزش‌های نفسانی را با رویش‌‌های سبز «‌صبر» ‌و «صلوة» ‌جبران نماییم. لغزشگاه ها و کژراهه ‌ها آنگاه رخ می ‌نمایند و آدمی را به خود فرامی ‌خوانند که کاهش ذخایر نفسانی آغاز شود و توان حرکت‌ های پیش رونده از رهروان سلب گردد. گویا با تشریع روزه برای اهل ایمان، خالق یکتا اراده فرموده که هر سال با انباشت ذخایر نوین معنوی، از توان سیر و سلوک در صراط مستقیم کاسته نشده و با امداد از روشنایی روزه و نور نیایش و فروزندگی فطر، فانوس فطرت انفس، پدیدار و پایدار بماند.
روزه، آموزه‌ هایی دارد که هر کدام از آنها دریایی از معنا و معنویت را به موج وامی ‌دارد و به اوج عزت می ‌رساند. روزه، هدفداری و غایت طلبی را در انسان تقویت می‌ کند و او را به این باور می ‌رساند که برای نیل به مطلوب نباید از دشواری ‌ها و مشکل ‌ها هراسید. سطح تأمل و تحمل برای روزه‌ داران، بسیار بالاست. هدف و مقصودشان هم زیباست؛ قرب قادر متعال و ایصال به منشأ قدرت مطلق.
تلاش و کوشایی روز افزون و پرهیز از تن آسایی و خویش را در حصر «‌عسر» ‌قرار دادن تا به «‌یسر» ‌نائل شدن، از دیگر آموزه‌‌های رمضان است؛ «‌فانّ مع العسر یسرا». ‌در بطن معسرت و سختی، آسانی و گشایش، نهان است و برای استحصال گوهر آسایش ، باید در قعر اقیانوس دشواری غوطه‌ ور شویم و با کند و کاو بسیار، صدف نفس بگشاییم و کنز کرامت آن را به دست آوریم.
بازدارندگی از فرسایش روح و پرهیز از فروغلتیدن در مرداب منیت و رهایی از تنیدن تارهای روزمره گی در اطراف قلب و اندیشه نیز ارمغانی است که صبر و صیام از آسمان برای اهل زمین می‌ آورند؛ و نیز بازبینی گذشته و مراقبت ‌نفسانی در آینده. رمضان، افزون بر اعطای فرصت خودسازی، دیدگاه مراقبتی و انتقادی نسبت به نفسانیت خویش را به روی روزه‌ داران می‌ گشاید و با کاستن تعلقات دنیایی، نورانیت و بصیرتی را به دنبال می ‌آورد که می ‌توان با نگاهی الهی، اعمال و کردار گذشته را واکاوی نمود و به زشتی و زیبایی آنها با دیده ‌ی انصاف و غیر خودبینانه نگریست و نیروی حراست و مراقبت قوی و بازدارنده را در وجود خود پدید آورد و به این باور رسید که تا نگاه انتقادی نباشد، عیب و اعوجاج نفس برطرف نخواهد شد؛ و این امر برای آنانی زیبنده ‌تر است که واجد مسؤولیتی سیاسی یا اجتماعی هستند، تا با جزم انگاری به اعمال خود نگاه نکنند بلکه به اعمال و عملکرد خود به دیده ‌ی اصلاح و انصاف بنگرند و روش ها ومنش های مذموم را کنار بگذارند و خدمت خالصانه را وجهه ‌ی همت خود سازند و بر خواهش های نفسانی، غلبه کنند و نعمات دنیوی را برای مردم بخواهند و خود به قدر کفایت، بسنده نمایند.
نکته‌ ی آخر؛ همان گونه که روح جمع ‌گرایی و هم اندیشی در فرائض و مناسک دینی همانند جهاد، حج، زکات، خمس و نمازهای جمعه و جماعات حاکم است، روزه نیز از این قاعده ‌ی زیبا مستثنا نیست. گر چه ظاهر روزه، فریضه ‌ای انفرادی است اما نتیجه و ثمره ‌ی آن به گونه ‌ای است که راه استقرار مساوات و عدالت اجتماعی را هموار می‌ سازد، روحیه ‌ی بی‌ تفاوتی نسبت به محرومیت‌ ها و مسکنت‌ ها را از بین می ‌برد، طعم گرسنگی و فقر را در کام تمام اقشار جامعه می‌ پراکند، همگان را از اسراف و مصرف گرایی بازمی ‌دارد، اطعام و انفاق به نیازمندان و یکسانی و یکسان نگری انسان ها در محضر مقدس ربوبی را می ‌آموزد؛ «‌اللهم اغن کل فقیر، اللهم اشبع کل جائع، اللهم اکس کل عریان ...» ‌اینها ادعیه ‌‌ای است فرا ملیتی با محتوای جهانی نگری، و اینکه منتظر و آرزومند روزی بودن که فقر و گرسنگی و نیازمندی در تمام نقاط دنیا ریشه کن شود؛ در واقع آرزومند فرا رسیدن حاکمیت جهانی و عدالت گستر مهدی موعود ارواحنا فداه.
در آستانه ‌ی حلول هلال ماه مبارک رمضان، فرا رسیدن موسم هدایت و همدلی را به تمام مؤمنان و منتظران فرج آل محمد (ص) تهنیت می‌ ‌گوییم.



نوشته شده در دوشنبه 10 مرداد 1390 توسط جا مانده از قافله
موضوع: ماه مبارک رمضان -
خدا را بی نهایت شاکریم که از خزانه ی موهبت و الطاف بی کران خود بر ما منت نهاد تا دگرباره بتوانیم این ماه پر برکت و پر فضیلت را درک نماییم؛ ماهی که خداوند متعال در شأن آن می فرماید: «شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی لناس و بینات من الهدی و الفرقان...» (ماه رمضان (ماهی است) که در آن برای راهنمایی مردم و بیان راه روشن و هدایت و جدا ساختن حق از باطل ، قرآن نازل شده است.) و در ادامه آیه می فرماید: «فمن شهد منکم الشهر فلیصمه...» (پس هر که این ماه را دریابد، باید که در آن روزه بدارد.) این قسمت از آیه نیز تأکید بر وجوب روزه، در این ماه دارد ولی با این وجود، مریضان و مسافران را (بر اساس احکامی که در شرع مقدس موجود است) از این امر عظیم مستثنا دانسته و روزه داری را از آنان ساقط می نماید و این امر واجب را در هنگام سلامتی و فراغت از سفر بر آنان واجب نموده تا کاستی های خود را جبران نمایند؛ «و من کان منکم مریضا ً او علی سفر فعدة من ایام اخر» (وهر کس که بیمار یا در سفر باشد به همان تعداد از روزهای دیگر روزه بگیرد.) و دلیل این امر را سهل و آسان گرفتن پرورگار بر بندگانس می خواند، به طوری که در ادامه آیه می فرماید: «یرید الله بکم الیسر ولا یرید بکم العسر...» (خداوند برای شما آسانی و راحتی می خواهد و خواهان سختی برای شما نیست.) و بندگان خویش را امر به تکمیل کسری روزه هایشان می نماید؛ «ولتکملو العده...» (و باید که آن شمار (یعنی روزه هایی که به علت های ذکر شده نگرفته اید) را تکمیل کنید.) و در ادامه می فرماید: «ولتکبروالله علی ما هدیکم و لعلکم تشکرون» (و خدا را بدان سبب که راهنمایی تان کرده است، به بزرگی یاد کنید و باشد که سپاسگزار باشید.) (1)
ما باید این ماه را بیش از پیش قدر دانسته و از آن کمال استفاده را نماییم، چرا که این ماه، ماه بسیار پر فضیلتی است و با ماه های دیگر قابل مقایسه نیست، چنانچه رسول گرامی اسلام فرمودند: «لما حضر شهر رمضان سبحان الله! ماذا تستقبلون؟! و ماذا یستقبلکم؟! قالها ثلاث مرات» (سبحان الله! به پیشواز عجب ماهی می روید؟! و عجب ماهی به شما روی می آورد؟! و این را سه بار تکرار فرمودند.) (2) و در جای دیگر نیز فرمودند: «ان ابواب السماء تفتح فی اول لیلة من شهر رمضان و لا تغلق الی آخر لیلة منه» (به درستی که در نخستین شب ماه رمضان درب های آسمان گشوده می شود و تا آخرین شب آن بسته نمی شود.) (3) از نشانه های عظمت این ماه نسبت به ماه های دیگر همین بس که در قرآن از آن به بزرگی یاد شده و این ماه را ماه نزول قرآن می خواند.
دلیل نامیده شدن این ماه به عنوان ماه رمضان
در این رابطه اشاره می نماییم به حدیثی از رسول مکرم اسلام (ص) که فرمودند: «انما سمی الرمضان لانه یرمض الذنوب» (رمضان بدین سبب رمضان نامیده شده است که گناهان را می سوزاند.) (4) با توجه به این حدیث درمی یابیم که در ماه مبارک رمضان، گناهان بندگان آمرزیده شده و توبه آنان پذیرفته می گردد، و مهم ترین دلیل نامیده شدن این ماه به عنوان ماه رمضان، به بیان رسول گرامی اسلام (ص) همانا آمرزیده شدن گناهان در این ماه است. حال شاید در اینجا سؤالی در ذهن تداعی گردد که مگر در ماه های دیگر، گناهان انسان آمرزیده نمی شود؟ که در پاسخ باید گفت بلی آمرزیده می شود ولی در ماه مبارک رمضان که ماه میهمانی خداوند است، به نحو افزون تر که غیر قابل وصف است توبه ها پذیرفته و گناهان آمرزیده می شود. جنانچه پیامبر اعظم (ص) در مورد ارزش و برتری این ماه فرمودند: «اگر بنده ارزش ماه (مبارک) رمضان را بداند، آرزو می کند که سراسر سال ، رمضان باشد.» (5) این در حالی است که آن حضرت، آن قدر بر حرمت و ارزش این ماه تأکید می فرمودند که هر عاقلی باید در نگهداری حرمت این ماه کوشیده و کوتاهی نورزد، به طوری که پیامبر اعظم (ص) در حدیثی دیگر فرمودند: «لا تقولوا رمضان بان رمضان اسم من اسماء الله تعالی و لکن قولوا شهر رمضان.» (نگویید رمضان، چون رمضان یکی از نام های خداوند متعال است، بلکه بگویید ماه رمضان.) (6)
سعی کنیم تا می توانیم از این ماه پر برکت غافل نشویم. هنگامی که روایات متعددی را که در شأن ماه مبارک رمضان وارد شده، بررسی نموده و در آن کمی تأمل نماییم، خواهیم دید که در این روایات تأکید بسیاری بر این امر شده است که بندگان باید سعی داشته باشند این ماه را با همان غفلتی که در ماه های گذشته به سر می برده اند، سپری ننمایند، چرا که این ماه، ماهی است سرنوشت ساز که غفلت از آن موجب شقاوت و بدبختی انسان می گردد، چنانچه امام صادق (ع) در سفارش به فرزندانش در هنگام حلول ماه مبارک رمضان می فرمودند: « فاجهدوا انفسکم فان فیه تقسم الارزاق تکتب الاجال و فیه یکتب وفد الله الذین یفدون الیه وفیه لیلة العمل فیها خیر من العمل فی الف شهر» (جان های خود را به تلاش و کوشش وا دارید، زیرا در این ماه روزی ها قسمت و اجل ها نوشته می شود و در آن نام های میهمانان خدا که بر او وارد می شوند نوشته می گردد، در این ماه شبی هست که عمل (عبادت) در آن از عمل (عبادت) هزار شب بهتر است.)
امیر مؤمنان حضرت علی (ع) نیز فرمودند: «روزی رسول خدا (ص) برای ما خطبه ای ایراد کرد و فرمود: ای مردم! همانا ماه با برکت و رحمت و آمرزش به شما روی آورده است، این ماه نزد خدا، بهترین ماه است و روزهایش بهترین روزها و شب هایش بهترین شب ها و ساعت هایش بهترین ساعات. در این ماه شما به میهمانی خدا دعوت شده اید و در زمره بهره مندان از کرامت خداوند قرار گرفته اید، در این ماه نفس های شما تسبیح خداست و خواب شما عبادت است و اعمال شما پذیرفته و دعایتان به اجابت می رسد... من برخاستم و عرض کردم یا رسول الله! بهترین عمل در این ماه چیست؟ پیامبر فرمودند: ای اباالحسن! بهترین عمل در این ماه خویشتنداری از حرام های خداوند عزوجل است.»(8)
همه این احادیث از عظمت و ارزش والای این ماه پر برکت حکایت دارد، لذا هر انسانی باید در این ماه شعله های نفس سرکش خود را فروکش نموده و در مقابل پروردگار خویش سر به خاک گذارده و همراه با پشیمانی از اعمال گذشته و اشک ریزان، صدای «العفو» خود را به گوش آسمانیان و افلاکیان برساند و دل شیطان را با این حرکت خود به درد آورد تا شاید در این ماه به سعادت و رستگاری دست یابد.
پی نوشت ها:
1- آیه 185 سوره بقره
2- بحار الانوار، ج 96 ، ص 347 ، حدیث 13
3- همان، ص 346، حدیث 12
4- کنز العمال، حدیث 23688
5- بحار الانوار ج 96 ،ص 344، حدیث 8
6- کنز العمال، ح 23743
7- بحار الانوار ج 6،ص 375 ، ح 63
8- امالی شیخ صدوق


نوشته شده در دوشنبه 10 مرداد 1390 توسط جا مانده از قافله
موضوع: ماه مبارک رمضان -

باز آمدی به بزم باده نوشان شکیبا که دلارام عاشقان شوی.
باز آمدی که دل بری و جان بیاوری و نسیم صبح صفا در گیسوی مهرخان بیفکنی.
چه مهربان یار و چه نیکو انیس و چه زیبا ندیم منی ای اهل غمزه و اغماض، ای ماه بی مثال!
ندیم بدی بودم و ندیده انگاشتی و باز به سراغم آمدی!
دوباره مرا به میهمانی ملکوت می خوانی و شرم، زبان اجابتم بسته است و بغض حسرت از گذشته ی خویش، راه رهایی از نای بی نوایی ام می کاود.
جفا کردم، از تو وفا دیدم.
دیده به رویت بستم و ابواب عفو به رویم گشودی و عاشقانه سفیر رحمت دلدارمان شدی.
اشک انابه و لهیب دل و التهاب نگاهم ببین و ببخشای و سلام صمیم مرا دوباره پذیر و نامه ی ضیافت از من دریغ مدار!
تو رسول نگار و عشوه ی عرش و کرشمه ی احسان حبیب من و بشارت عنایت اویی.
ای ماه دلارای صائمان، رمضان!
به سراچه ی قلب غریبم خوش آمدی!
مهجوری من از راه فائزین قدر، حرمان هماره من است و دلجویی تو می جویم.
سحرت را دوست می دارم و هلالت بسان ابروی یار است و شبانگاهت عطر نیایش مولادارد.
عطش تو عاشورایی است و صیام، میثاق ما با قیام یاران نینواست.
غروب تو، طلوع فرحت ایمانیان است و خرسندی دوست؛ و طلوعت غروب رذیلت و ریمنی در آفاق انفاس روزه دار.
رمضان، ای موسم غفران و غوغای عفو!
تو ضیافت جمع علی جویان و محفل انس عاشقان مولایی!
عطشناکی ما در رؤیت هلال تو، عطش دیدار امیر عدل و عاطفه، علی (ع) است.
نکهت ولایت از لحظه های آسمانی تو می خیزد و جان را به جنان والیان می خوانی.
عجبا از این ضیافت عظما و محفل زیبا و نشور بی همتا!
اینک آیا بانگ چاووش رحمت را می شنوی؟
مباد از کاروان نیایشگران و نمازگزاران و سخا صفتان جدا افتی و ندیم حرمان و حسرت شوی.
در ماه مهرورزان و در ساحل زیبای ایمانیان، آماده ی آن شو که تن به دریای ناپیدا کرانه ی قدر بسپاری و همپای طاهران در وادی فطر پا گذاری و آنگاه به مدینة الایثار عاشورا رسی.
پروردگارا!
صیام و افطار و سحر و نیایش و نماز و قنوت و سجود و رکوع مان، بهانه ی تماشای یک نگاه ناز توست؛ دریغ مان مدار. تشنه ی آب و گرسنه ی طعام نیستیم.
ما تشنه دیدار توییم ای نور زمین و سماوات!
سیه روییم و در سپیدی بحر عنایت خویش، غسیل مان کن و با دلی پاکیزه بر خوان ضیافت رمضان، اذن جلوس مان ده.
شکرا که انتظاری تلخ به سرآمد و وصل شیرین یار، حاصل شد.
اینک سپیده، غالیه دان عطر نیایش می شود.
عطش رمضان، تذکار عطش عاشوراست.
لب های خشک روزه داران، حسین (ع) را زمزمه می کنند.
تلظی کام تشنگان، شوق وصال دریای ایثار اباالفضل (ع) در ساحل ارادت است.
رمضان، مقدمه ی محرم است.
قدر، دروازه ی شهر نینواست.
صیام، طلیعه ی قیام است و صائمین، طلایه داران سپاه قائم آل یاسین (عج).
در بهار وصل سالکانیم و توفیق حضوری دوباره در حلقه ی صالحان و دلدادگان دلارام یافته ایم و این شایان شکر در آستان خالق است.
دل هایمان را فرش راه یار می کنیم و با سوز عاشقانه و ترنم واژه های زلال وحی، قدوم بهار یاران و فصل وصل بهاری دلان را خوشامد می گوییم.
در ماه قربت و غفران، حجاب های ظلمت و نور، زدوده شده، جمال بی مثال نگار در رواق دیدگان دلدادگان، هویدا خواهد شد. بیایید حضورمان در میهمانی خدا را باور کنیم، غبار خود از خود بروبیم و در جریده ی رمضان ثبت نام کنیم.
یاران رمضان و یاوران عاشورا!
گوارایتان باد خوشگواری ضیافت نور.
ای میهمانان ملکوت! التماس دعا.


رموز رمضان

آموزه روزه
آداب روزه داران
آداب افطار كردن
اهمیت روزه از دیدگاه پزشكی

خدایا...! نكنه یه وقت جا بمونم....

من، روزه‌دار عاشقی‌ام 
رستگاران ماه رمضان



نوشته شده در دوشنبه 10 مرداد 1390 توسط جا مانده از قافله
موضوع: ماه مبارک رمضان -

 عید فطر؛ یعنى بازگشت‏ به فطرت و سرشت.

بازگشت ازاین نظر كه آیا رابطه ما با فطرت پاك انسانى به طورصحیح برقراراست‏ یا نه؟ آیا آن اعماق روح و فطرت پاكى كه خداوند به ما داده و براثرحجاب‏هاى ‏جهل، انحراف و گناه، زنگار بر رویش نشسته، دركلاس ماه رمضان زنگارها زدوده‏ شده‏اند یا نه؟ كه اگر چنین است ‏باید ابتداى نجات وآغاز پیروزى برطاغوت نفس را در نماز عید فطراعلام بدارند و جشن بگیرند.

به عنوان این كه: آن چه را در ماه‏ رمضان آموخته‏اند و در راه خودسازى و بهسازى به كار برده‏اند ابراز بدارند، با كلمات و حركات، بلكه درقلب و درون، با تمام وجود و احساس، و با شعارآمیخته با شعوروفریاد برون و درون كه: «الله اكبر، الله اكبر، لا اله الا الله و الله اكبر ولله الحمد والحمدلله على ما هدانا وله الشكرعلى ما اولانا؛ خدا بزرگتراز آن است كه توصیف ‏گردد. آرى چنین است، معبودى جزخداى یكتا و بى‏همتا نیست، وخدا بزرگترازآن ‏است كه وصف شود، حمد و سپاس اختصاص به ذات پاك خدا دارد به خاطرآن كه ما را درراستاى پاكسازى و بهسازى هدایت كرده، و شكراو را كه جمعیت ما وامت ما را برترین جمعیت وامت قرار داده است.

رمضان پایان مى‏پذیرد و به ‏انتهاى خود مى‏رسد، مسلمانان درمكتب رمضان، در پرتو آیات قرآن و نیایش‏ها و تقویت صبر و اراده، پس از فراگیرى به خودسازى پرداخته‏اند؛ اینك جشن ‏مى‏گیرند كه در جهاد اكبر، با گام‏هاى استوار عبور كرده‏اند و به ‏مقصود رسیده‏اند.

 

فلسفه اعیاد اسلامی

چها رعید دراسلام به طوررسمى وجود دارد كه عبارت‏اند از: عید قربان، عید غدیر، عید جمعه و عید فطر. عید قربان جشن ایثار و فداكارى است، و مسلمان دراین رابطه به خویشتن بازمى‏گردد كه آیا به باطن و ماهیت چنین عیدى ‏رسیده است ‏یا نه. آن گونه كه ابراهیم خلیل(ع) قهرمان توحید رسید، و حسین بن‏علىعلیهماالسلام آن را دركربلا تكمیل كرد. عید غدیر جشن ولایت و امامت است و انسان مسلمان‏ با ژرف‏اندیشى به خویشتن مى‏نگرد كه آیا انتخاب او در مسئله بسیارمهم رهبرى، صحیح بوده است‏ یا نه؟ كه دربینش اسلام ناب، مسئله بسیارعمیقى است، و از اركان‏ زیربنایى نظام اسلام است، كه اگراو نباشد هیچ یك ازمفاهیم اسلام، ارزش واصالت ‏خود را نمى‏توانند نشان دهند. عید جمعه بازگشت ‏به خویشتن است كه نقش اساسى درپیشبرد اهداف، و وصول به مقصود دارد، و به راستى كه برقرارى اتحاد و یك ‏رنگى وهمدلى مسلمانان، وسیعترین و ژرف ‏ترین بركات را براى آنها به ارمغان خواهد آورد.

ولى آیا مى‏دانید كه اگرعید فطرت و خودسازى نباشد، عیدهاى دیگرتكمیل نخواهد شد. اگرچنین عیدى درزندگى انسان تحقق یابد همه روز، روزعید است؛ چنان‏ كه ‏امیرمومنان على(ع) فرمود: «انما هوعید لمن قبل الله صیامه و شكر قیامه، وكل ‏یوم لا یعصى الله فیه فهو عید؛(1)امروزتنها عید كسانى است كه روزه آنها درپیشگاه ‏خدا پذیرفته شود، و عبادت‏هاى شبانه آنها مورد پذیرش خداوند شده باشد، و هر روزى ‏كه گناه نكنى روزعید تو است.» حضرت على(ع) این سخن را ازسرچشمه وحى گرفته‏ بود، چرا كه وقتى خطبه رسول خدا(ص) را درمسجد پیرامون فضایل ماه رمضان شنید، ازآن حضرت پرسید: «بهترین كاردرماه رمضان چیست؟» پیامبر(ص) پاسخ داد: «الورع عن محارم الله عزوجل؛ (2)ورع و پرهیزكارى ازآن چه خداوند حرام نموده است ‏مى‏باشد؛ یعنى همان خودسازى و بازگشت ‏به فطرت پاك توحیدى‏.»

 

مسئله عید و فطرت در قرآن

در قرآن مجید كلمه

عید یك بار آمده، كه در رابطه با حضرت عیسى علیه السلام و شاگردان مخصوص اوست، شاگردان براى تكمیل ایمان خود گفتند: «آیا پروردگار تو مى‏تواند غذایى ازآسمان (مائده) براى ما بفرستد؟» حضرت از این تقاضا كه بوى شك و تردید مى‏داد، نگران شد و به‏ آنها فرمود:

«از خدا بترسید اگرایمان دارید.» ولى به زودى دریافت كه‏ مقصود آنها مشاهده معجزه بزرگ از عیسى است، تا در پرتو دیدار آن، قلبشان پاك ‏و سرشار از یقین گردد، از این رو به خدا عرض كرد:

«اللهم ربنا انزل‏علینا مائده من السماء تكون لنا عیدا لاولنا وآخرنا وآیه منك؛ خداوندا مائده‏اى ازآسمان برما بفرست تا عیدى براى اول و آخرما باشد و نشانه‏اى ازتو.» (3)

از آن جا كه روز نزول مائده روز بازگشت ‏به پیروزى و پاكى و ایمان به خدا بوده است، حضرت مسیح (ع) آن را

«عید» نامیده است، نتیجه این كه درقرآن كلمه «عید» به عنوان تكمیل مطرح شده است.
عید فطر وقتى براى ما عید واقعى است كه درمسیرخودسازى، پیروزشده باشیم، و تحول عمیقى درما پدیدارشده باشد.

قرآن با صراحت، خداشناسى و دین را مسئله‏اى فطرى مى‏شمرد.ازجمله درآیه 30 روم مى‏خوانیم:

 

«فاقم وجهك للدین حنیفا فطرة الله التى فطرالناس علیها لاتبدیل لخلق الله ذلك الدین القیم؛ اى پیامبر! روى خود را متوجه آیین خالص ‏پروردگاركن، این فطرتى است كه خداوند انسان‏ها را برآن آفریده، دگرگونى درآفرینش خدا نیست.» این آیه بیان كننده آن است كه دین اسلام بر اساس ‏فطرت و سرشت انسان مى‏باشد و دستورهاى آن هماهنگ با درون ذات ‏وجود انسان است و اگر فطرت از دستبرد جهل، خرافات، تبلیغات غلط و تربیت‏هاى ‏ناسالم، محفوظ باشد، همان را مى‏خواهد كه آیین ناب اسلام آن را مى‏خواهد و خداوند آئینش را براساس نیازهاى فطرى بشر تدوین نموده است و اگرانسان داراى فطرت ‏نخستین، به دور از حجاب‏ها و زنگارها باشد، بدون هیچ‏گونه تردید، راه‏ توحید و دستورهاى صحیح الهى را مى‏پسندد و برمى‏گزیند،

انواع فطرت

فطرت بر دوگونه است: فطرت عقل و فطرت دل.

 

فطرت عقل یعنى استدلال روشن عقلى، كه انسان بعد ازرسیدن به كمال عقل با مشاهده نظام جهان و دقت در اسرار هستى، به این حقیقت منتقل مى‏شود كه ‏محال است این نظام معلول مبدئى فاقد عقل و شعور باشد و این‏«عقل فطرى‏» بدون نیاز به معلم به مقصود مى‏رسد، ولى فطرت مفهوم دیگرى ‏نیز دارد كه ازآن تعبیر به «فطرت دل‏» مى‏شود، كه تفسیر فطرى بودن دین با این ‏تعبیر، صحیح‏تر و مناسب‏تر به نظر مى‏رسد و منظور از آن این است كه انسان وقتى به ‏اعماق جانش مى‏نگرد، نور حق را مى‏بیند و ندایى را با گوش دل مى‏شنود، ندایى كه‏او را به سوى مبدا علم و قدرت بى‏نظیر هستى دعوت مى‏كند، كه گاهى ازآن تعبیر به ‏«درك وجدانى‏» مى‏شود، مانند آن كه وقتى انسان یك گل زیبا را مى‏بیند، بدون‏ استدلال به زیبایى آن پى مى‏برد و از آن لذت مى‏برد.  «عید فطر» به معناى بازگشت ‏به فطرت است، یعنى ‏مساله خودسازى درماه رمضان، انسان را به مقامى مى‏رساند كه ‏پرده‏هاى جهل، هواپرستى و هرگونه موانع ضد فطرت، از سر راه فطرت‏ برداشته مى‏شود و انسان مسلمان در این هنگام به فط‏رت ناب خود كه ازدرون ذات ‏وجودش مى‏جوشد بازمى‏گردد، همان فطرتى كه آیینه صاف خدانما و حق نماست؛ همان ‏پیامبر باطن كه اگر ازاسارت زنجیرهاى جهل و هواپرستى آزاد گردد، راهنماى كامل ‏و دقیق انسان به سوى كمالات است.
هرگاه انسان در پرتو بركات ماه رمضان به این درجه‏ رسید، به حقیقت مفهوم عید فطر رسیده است و آغاز ماه رمضان در واقع براى او عید است.

شواهد متعددى وجود دارد كه نشان ‏دهنده فطرى‏ بودن ایمان به حق است؛ مانند واقعیت‏هاى تاریخى كه نشان مى‏دهد در میان هر ملتى ‏در هر دوره‏اى اعتقاد به خداشناسى و مذهب وجود داشته است، چنان‏كه شواهد باستان ‏شناسى و آثار به جا مانده از دوره‏هاى قبل از تاریخ بیان كننده این ‏واقعیت است.

مطالعات روانى و اكتشافات روان‏كاوى درابعاد روح انسان نیز شاهد دیگرى بر فطرى بودن اعتقادات دینى است، روان‏شناسان چهار تمایل عالى و اصیل را به عنوان ‏ابعاد چهارگانه روح معرفى مى‏كنند كه عبارتند ازحس دانایى، حس زیبایى، حس‏نیكى، و حس مذهبى. كه این خود نیز دریچه دیگرى برفطرى بودن دین است. (4)

 


 حجة‏الاسلام والمسلمین محمد محمدى اشتهاردى

پى‏نوشت‏ها:
1- سید رضى، نهج البلاغه، حكمت‏428.

2- شیخ صدوق، عیون اخبارالرضا، ج‏1، ص‏295.

3- مائده / آیه 114.

4- برای اطلاع بیشتربه کتاب «حس مذهبى یا بعد چهارم روح انسانى‏» ترجمه مهندس ‏بیانى رجوع نمایید.



نوشته شده در پنجشنبه 18 شهریور 1389 توسط جا مانده از قافله
موضوع: شعر -ماه مبارک رمضان -

اشعار عید سعید فطر

شب قدر است لبخندی بزن تا عید فطر من

دلم تنگ است و دلتنگ اند دلتنگان و دل ریشان
شب قدر است، لبخندی بزن، مولای درویشان!

اگر همسو نمی‌گردند با فریادهای تو
نمی‌گریند دل ریشان، نمی‌چرخند درویشان

هنوز آن سوی دنیا قدر خوبی را نمی‌فهمند
فراوان‌اند بدخواهان و بسیارند بدکیشان

رها از خود شدم آن قدر این شب‌ها که پنداری
نه با بیگانگانم نسبتی باشد نه با خویشان

به مرگ زندگی!... من مرگ را هم زندگی کردم
جدا از زندگانی کردن این مرگ‌اندیشان

شب قدر است لبخندی بزن تا عید فطر من
تبسم عیدی من باد، بادا عیدی ایشان

شاعر : علیرضا قزوه

بگذشت مه روزه ، عید آمد و عید آمد

بگذشت شب هجران، معشوق پدید آمد

آن صبح چو صادق شد، عذرای تو وامق شد

معشوق توعاشق شد، شیخ تو مرید آمد

شد جنگ و نظر آمد، شد زهر و شکر آمد

شد سنگ و گهر آمد، شد قفل و کلید آمد

جان از تن آلوده، هم پاک به پاکی رفت

هرچند چو خورشیدی بر پاک و پلید آمد

از لذت جام تو دل مانده به دام تو

جان نیز چو واقف شد، او نیز دوید آمد

بس توبه شایسته برسنگ تو بشکسته

بس زاهد و بس عابد کو خرقه درید آمد

باغ از دی نامحرم سه ماه نمی زد دم

بر بوی بهار تو، ازغیب رسید آمد

شاعر : مولوی



نوشته شده در پنجشنبه 18 شهریور 1389 توسط جا مانده از قافله

تحلیلی بر مقام و منزلت عید سعید فطر به روایت آیت الله جوادی آملی

آنهائی كه شُوقاً إلَی الله، حُبّاً لله، شُكراً لله عبادت كردند، جائزه را از دست بی دستی خدای سبحان دریافت می كنند و آن هم محبوبیّت است و كرامت را به آنها عطاء می كند؛ وقتی محبوب الهی شدند، هم از گزند دوزخ مصون اند، هم از فیض و فُوز بهشت

ماه مبارك رمضان یك وحدت جمعی دارد ؛ گذشته از اینكه هر روز تكلیف جدا و مستقل دارد و روزه گرفتن اش لازم است ، مجموع این ماه یك وحدت خاصّ دارد كه قرآن كریم از او اینچنین یاد كرده است : مَنْ شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهرَ فَلیَصُمْهُ (1). كسی كه در ماه مبارك رمضان شاهد و حاضر بود و مسافر بود ، این شهر را ، این ماه را روزه بگیرد . لذا وظائف خاصّی برای شب هاست ؛ دستورهای مخصوصی برای روزهاست ؛ این وحدت جمعی ماه مبارك رمضان با فرارسیدن اوّل شوّال ، فطر او فرا می رسد .
بنابراین همانطوری كه هر روز پایانش افطار است ، این ماه هم پایانش افطار است و روز عید فطر افطار این ماه است ؛ این مطلب اوّل .

مطلب دوّم آن است كه این روز را خدای سبحان عید رسمی مؤمنین قرار داد . از دعای نورانی امام سجاد در وداع ماه مبارك رمضان بر می آید ، چنین كه در دعاهای قنوت نماز عید فطر هم بر می آید كه خداوند این روز را عید قرار داد ؛ كه جَعَلتَهُ لِلمُسلِمینَ عِیداً (2)، لِلمُؤمِنینَ عِیداً (3).
مطلب بعدی آن است كه عید به معنای نشاط و سرور نیست ! چون سُروراً عطف بر عید شده است و جدای از اوست . در صحیفة سجادیّه دارد عِیداً وَ سُروراً ؛ این عید گرچه با (یا) استعمال شده است ، ولی اصل اش (واو) ای است نه یائی ! شاید یائی هم اصلاً نباشد ! این عادَ یَعُودُوا است ؛ كه معاد هم از همین لغت است ، و مُعید بودن خدای سبحان هم از همین لغت است . كه عید از عُود و رجوع مجدّد است . خدای سبحان نام مباركی دارد به نام مبداء و مُبدع و نام مبارك دیگرش مُعید است كه او بر می گرداند . یوم عید یوم رجوع إلَی الله است .
لذا دستورهائی كه مربوط به خطبه ها و سخنان امام نماز عید هست ، این است كه : شما وقتی از منزل هایتان بیرون می روید به طرف مصلّی ، آن حالت زنده شدن از قبر را در نظر بگیرید كه یك ترسیمی از معاد است . منتها خدای سبحان اگر بخواهد به صورت مُعید تجلّی تامّ داشته باشد ، جریان معاد پیش می آید ؛ و اگر گوشه ای از آن نام تجلّی بكند ، « عید فطر » ظهور می كند . این عود و رجوع بنده است به طرف خدای سبحان.

كسانی كه روزة این ماه را گرفتند و توفیق انجام وظیفه داشتند ، بر می گردند ، جائزة خود را از خدای سبحان دریافت می كنند . لذا شب عید فطر و روز عید فطر به عنوان « لِیلَهُ الجَوائِز » یا « یُومُ الجَوائِز » هست كه اگر گفته شده است :
روز عید است و من مانده در این تدبیرم كه دهم حاصل سی روزه و ساغر گیرم
همین است كه انسان بر می گردد به طرف خدای سبحان ، پاداش اش را دریافت می كند .
مطلب بعدی آن است كه : كسانی كه به وظائف این ماه پر فیض موفّق شدند و عمل كردند ، آنها كه خُوفاً مِنَ النّار روزه گرفتند ، یا شب های این ماه را زنده نگه داشتند ، جائزه ای كه از فرشتگان الهی دریافت می كنند ، نجات از نار است .

آنهائی كه برای رسیدن به بهشت وظائف ماه مبارك رمضان را انجام دادند ، جائزه ای كه از فرشتگان رحمت دریافت می كنند ، وصول به بهشت است . إن شآءَ الله این جائزه را حفظ می كنند !
و آنهائی كه شُوقاً إلَی الله ، حُبّاً لله ، شُكراً لله عبادت كردند ، عُودشان به طرف خود خدای سبحان است و جائزه را از دست بی دستی خدای سبحان دریافت می كنند و آن هم محبوبیّت است و كرامت ، كه مقام شامخ محبّت را به آنها عطاء می كند ؛ وقتی محبوب الهی شدند ، هم از گزند دوزخ مصون اند ، هم از فیض و فُوز بهشت طرفی می بندند . بنابراین سه گروه به خدا بر می گردند ؛ هر گروه جائزة خاصّ خودشان را هم دریافت می كنند .

و در قرآن كریم فرمود : ما این یك ماه را كه وحدت جمعی دارد بر شما لازم كردیم كه روزه بگیرید ؛ لِتُكمِلُوا العِدَّه وَ لِتُكَبِّرُوا اللهَ عَلی مَا هَداكُمْ (4). شما باید این سی روز را به كمال برسانید ، این ماه را به كمال برسانید ، و بعد خدا را تكبیر بگوئید ؛ بگوئید خدا اَكبَرِ مِنْ كُلِّ شِیء(5) یا اَكبَرِ مِنْ أنْ یُوصَفْ (6) است كه شما را هدایت كرده است . لِتُكَبِّرُوا اللهَ عَلی مَا هَداكُمْ .

لذا وظیفه آن است كه بعد از نماز مغرب و نماز عشاء و نماز صبح و نماز عید فطر این تكبیر اَللهُ اَكبَرُ عَلی مَا هَدانا (7) را انسان بازگو كند . لِتُكمِلُوا العِدَّهَ وَ لِتُكَبِّرُوا اللهَ عَلی مَا هَداكُمْ . خدا را انسان به بزرگی یاد كند كه او را هدایت كرده است . معلوم می شود یكی از بهترین و بارزترین مصادیق هدایت ، همین این دستور روزه گرفتن است و انجام وظائف شبهای این ماه پر بركت !

و شاید در نوبت های قبل هم به عرضتان رسید كه هم در دعاهای ما آمده ، هم در روایات ما آمده كه : ماه مبارك رمضان قُرَّهُ الشُّهُور و رأسُ السَّنَه (8) است . آغاز سال برای سالكان صالح ماه مبارك رمضان است . كسی كه اهل سیر و سلوك است ، ذخیرة یك ساله را از ماه مبارك رمضان فراهم می كند . هم مشكل ماه مبارك رمضان را تأمین می كند ، هم مشكل یازده ماه دیگر را !
بنابراین باید جائزه ای كه در شب و روز عید فطر می گیریم ، آنقدر قوی و زیاد باشد كه بتواند مشكل یازده ماه دیگر ما را هم حل كند ؛ كه إن شآءَ الله امیدواریم اینچنین باشد . جوائز الهی این است ! وَ لِتُكَبِّرُوا اللهَ عَلی مَا هَداكُمْ .

مطلب بعدی آن است كه بیشترین دعا را در بین این چهارده معصوم (علیهم الصَّلاه و علیهم السَّلام) ، وجود مبارك امام سجاد دارد . حالا یا از ائمة دیگر جمع آوری نشده ، یا جمع آوری شده بود و به ما نرسید ، یا اصلاً آنها این تجلّی دعا را واگذار كرده بودند به وجود مبارك امام سجاد ! شما ببینید دعاهائی كه وجود مبارك امام باقر (سلام الله علیه) در مراسم عید فطر دارند ، همان هائی است كه امام سجاد فرمود ؛ وقتی می خواستند برای نماز عید فطر خارج بشوند ، همان دعائی را می خواندند كه امام سجاد دارد !

وجود مبارك امام سجاد در بخش وداع ماه مبارك رمضان به خدا عرض می كند : خدایا ! ما الآن تقریباً داریم مصیبت می بینیم كه عزیزترین دوست ما از ما رخت بر می گردد ، هجرت می كند ؛ وَاجبُر مُصیبَتَنَا فِی شَهرِنا (9). خوب ما با این ماه مأنوس شدیم ، این ماه ما را حفظ كرده است ؛ حصن حصین ای بود . مجاری ادراكی ما و تحریكی ما در این شهر طهور و تَمحیص به طهارت و پاكیزگی راه یافته است و الآن داریم این دوست عزیز را از دست می دهیم . شما در روز عید فطر این مصیبت مان را جبران بكنید . جائزه ای عطا بكنید كه این مصیبت ما تسلّی پیدا كند . وَاجْبُر مُصیبَتَنَا فِی شَهرِنا ، آن را در روز عید فطر بكنید .

این گونه از لطائف نیایش كه در دعاهای امام سجاد (سلام الله علیه) هست ، در ادعیة ائمة بعدی هم ظهور كرده ؛ امام باقر (سلام الله علیه) هم همین را دارد .
مطلب مهمی كه وظیفة همة ما در همة مراحل ، مخصوصاً در این عیدهاست ، این است كه دعا برای وجود مبارك ولی عصر و استقرار حكومت مهدوی با كرامت و عزّت از خدا بخواهیم ! چون در همین این دعاهای امام سجاد آمده است كه خدایا ! شما عید فطر را روزی قرار دادی كه امّت اسلامی كنار هم جمع می شوند . و مُهتشد اینهاست ، مجمع اینهاست . و برای اینها آن نشاط را هم فراهم بكنید . نشاط امّت اسلامی در استقرار عدل است . لِیَقُومَ النّاسُ بِالقِسط(10) است . اگر إن شآءَ الله فقر و فساد و تبعیض رخت بر می بندد ، جامعة اسلامی لبخندی بر لبانش می نشیند .

وجود مبارك امام باقر وقتی برای نماز عید فطر بیرون می آمدند ، از منزل خارج می شدند ، دعاهائی كه مربوط به امام زمان است ، داشتند ؛ كه خدایا ! اَللّهُمَّ إنّا نَرغَبُ إلَیكَ فِی دُولَهٍ كَریمَهٍ تُعِزُّ بِهَا الإسلامَ وَ اَهلَه (11). چنین كه خود وجود مبارك ولی عصر هم این دعاها را دارد .
دعای دیگری مربوط به وجود مبارك امام زمان (أرواحنا فداه) است كه آن حضرت در روز عید فطر ، بعد از نماز صبح با این جلال و شكوه به لقای خدا می رفت ! بالأخره انسان باید جائزه را از دست خدای سبحان دریافت كند ، ترقّی كند و بگیرد .

دعای نورانی امام مهدی موجود موعود (علیه أفضلُ صلواتِ المُصلّین) بعد از نماز صبح روز عید فطر این است ؛ عرض می كند : خدایا ! من می خواهم به حضور شما بار یابم . امّا با جلال و شكوه می آیم كه محفوظ بمانم . اَللّهُمَّ إنّی اَتَوَجَّهُ إلِیكَ بِمُحَمَّدٍ (صَلَّ اللهُ عَلیهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم) اَمامِی وَ بِعَلِیّ‌ِ (عَلَیهِ الصَّلاهُ وَالسَّلام) عَنْ یَمینِی وَ خَلفِی وَ بِاَئِمَّتِی عَنْ یَسارِیْ اَستَتِرُوا بِهِمْ مِنْ عَذابِكْ (12). خدایا ! ما با این جلال و شكوه به حضور تو بار می یابم كه از قهر و غضب ات نجات پیدا كنم . اینها تعلیم ماست . یعنی من طرزی حركت می كنم كه وجود مبارك پیغمبر (صلّ الله علیه و سلّم) جلوی من باشد . و علی بن أبیطالب طرف راست و پشت سر مرا حفظ كند . و ائمة دیگر طرف چپ مرا حفظ بكنند . من مُحاط و محفوف به نبوّت و رسالت و ولایت و امامت باشم . من در این مجمع و این مجموعه به حضور تو بار می یابم ، به وسیلة اینها از قهر تو نجات پیدا كنم .

این تعلیم ماست كه ما چگونه به ذات أقدس إله عرض حاجت كنیم ، به كی متوسّل بشویم ، كی را شفیع قرار بدهیم و از نبوّت آنها ، از رسالت آنها ، از ولایت آنها ، از امامت آنها ، از عصمت آنها ، از حجّت بالغه بودن آنها مدد بگیریم . خود وجود مبارك ولی عصر خود را محفوف به اینها می داند .
ما هم اینچنین به خدای سبحان عرض بكنیم : پروردگارا ! امّت اسلامی پشت سر پیامبر اكرم (علیه و علی آله آلاف التحیّه والكرم) در حالی كه محفوف به امامت و ولایت است ، در پناه اینها به تو پناهنده می شود . اینها امام ما و اَمام ما هستند در دنیا و برزخ و قیامت ، در عید فطر ، در گرفتن جائزه ؛
كه إن شآءَ الله امیدواریم اعمال و عبادات همگان به احسن وجه مقبول باشد ! و خدای سبحان آن دولت كریمه ای را كه امام باقر مسئلت كرده است و همگان خواهان آنیم ، نصیب ما بفرماید ! و این نظام اسلامی را به نظام ولی عصر (أرواحنا فداه) متّصل بفرماید ! اَللّهُمَّ إنّا نَرغَبُ إلِیكَ فِی دُولَهٍ كَریمَهٍ تُعِزُّ بِهَا الإسلامَ وَ اَهلَه وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَ اَهلَه وَ تَجعَلُنَا فِیها مِمَّنْ تَنتَصِرُ لِدینِكَ وَ لا تَستَبدِلْ بِنَا غِیرَنا .


منبع: پیام تلویزیونی آیت الله جوادی آملی به مناسبت عید سعید فطر و حلول ماه شوّال
قم؛ آبان 1384

پی نوشت ها:

(1) سورة بقره / آیة 185
(2) من لا یحضره الفقیه / جلد 1 / صفحة 513 / بابُ صَلاهُ العیدین
(3) صحیفة سجادیّه / دعای 45 / قسمت 52 ـ وَ كانَ دُعائُهُ (ع) فِی وِداعِ شَهرِ رَمَضان ؛ اَلَّذِی جَعَلتَهُ لِلمُؤمِنینَ عِیداً وَ سُروراً
(4) سورة بقره / آیة 185
(5) كافی / جلد 1 / صفحة 118 / بابُ مَعانی الأسماء وَاشتِقاقِها
(6) مستدرك الوسائل / جلد 5 / صفحة 328 / بابُ كَراهَه أنْ یُقال اَللهُ اَكبَرُ مِنْ كُلِّ شِیء ، بَلْ یُقالُ مِنْ أنْ یُوصَف
(7) كافی / جلد 4 / صفحة 166 / بابُ التَّكبیرِ لِیلَهِ الفِطر وَ یُومِه
(8) تهذیب الأحكام / جلد 4 / صفحة 333 / بابُ الزِّیادات
(9) صحیفة سجادیّه / دعای 45 / قسمت 48 ـ وَ كانَ دُعائُهُ (ع) فِی وِداعِ شَهرِ رَمضان
(10) سورة حدید / آیة 25
(11) بحار الأنوار / جلد 88 / صفحة 6 / باب 2 ـ اَدعیهُ عِیدِ الفِطر وَ زَوائِدُ الآداب
(12) تهذیب الأحكام / جلد 3 / صفحة 140 / بابُ صَلاهِ العیدین

منبع:تبیان



نوشته شده در پنجشنبه 18 شهریور 1389 توسط جا مانده از قافله
موضوع: ماه مبارک رمضان -
خداحافظ ، ماه نفس های مسیحایی

اکنون باغ بهارزده ، باغ جان گرفته از نفسهای مسیحایی بهار دلها رمضان پربرکت خدا، آسمان را می نگرد که گاه به رگباری کوتاه از ابرهای رحمتی که به دست نسیم از راه می رسند ، اشک در آیینه چشمانش جوانه می زند.

اکنون بهار حیات آخرین رمضان ، آخرین نوازش ها را بر سر باغ می کشد. آخرین نفسهای مسیحایی را در او می دمد. دیری نخواهد پایید که وقت خداحافظی فرا رسد، شاید هم اکنون فرارسیده است و همین بغضی بر گلوی باغ می نشاند، دل آسمان می گیرد و باران اشک می بارد و از گوشه چشم برگها و شاخه ها جاری می شود. یاد اعجاز سبز بهار رمضان ، دل باغ را به وجد می آورد ، جهان نشاط می گیرد ، آسمان به قرار می رسد و خورشید گیسوان طلایی اش را بر شانه های باغ می افشاند. اینک صدای رودخانه که با دهانی کف آلود به مستی آواز سر داده و سرودخوانان می گذرد ، در فضا طنین انداز است.

جویبار با چراغهای حباب بر سر می رود که به رودخانه بپیوندد. به رودخانه که یاهوکشان سرود سر داده است : «هر کسی کو دور ماند از اصل خویش / بازجوید روزگار وصل خویش» اکنون آخرین روز بهار رمضان است و یاد خداحافظی ، دلهایمان را بی قرارانه در قفسه تنگ سینه هایمان به تپش درآورده است.

 

امشب آخرین یشتها ، گاثه ها ، سفرها ، سوره ها ، دعا ، کلمات مقدس ، نیایش ها و غزلها در اشتیاق دریا خوانده خواهد شد. امشب دل بی قرارمان یک بار دیگر اشک خواهد بارید و از آن حضور بیکران برای یک مهمانی دیگر وعده خواهد گرفت ؛ وعده ای سبز ، برای ضیافت بهشتی ، ضیافت دوست.

سحر فردا یکی یکی از خانه ها بیرون خواهیم زد ، روزه داران چون دانه دانه دانه های زلال باران ، در کوچه ها به هم خواهند رسید. در خیابان های شهر جاری خواهند شد و در میدان بزرگ مصلا ، در فضایی به وسعت فطرت و آفرینش ، بازگشت به سرشت نخستین را، در خیزابه ای بلندقامت خواهند بست و وصال آن یگانه اقیانوس بیکران را شراب تکبیر سر خواهند کشید. خدایا! فطر از فطرت است و فطرت ما را به اولین روز آفرینش برمی گرداند. آنگاه که جبریل را فرستادی ، تا از خاک زمین مشتی برگیرد و تو خمیره آدم را در بین طائف و مکه به 40 روز سرشتی ،

آفریدگارا تو مرا آفریدی تا نامهای تو را یاد بگیرم ، و تو را به هزار و یک نام مقدس فرابخوانم و با یاد و نام تو صدای عاشق تو را جاودان بر گنبد گیتی مکرر بدارم.

خدایا ، مهربانا ، پروردگارا ، دوستا و آفریدگارا! نیک می دانستی که از خاک بودنم مرا از پرواز باز خواهد داشت و از آنجا که دوستم داشتی ، رهایم نکردی.

بهار رمضان را در چرخش ایام بر سر راهم قرار دادی ، تا سر و تن ، دل و جان ، و خویشتن خویش را در بارش باران های رحمت تو ، باران های رحمت رمضانی ات ، از هرچه آلودگی و سنگینی و گردوغبار ، بشویم و پاک کنم.

تو مرا به مهمانی ات فراخواندی ، تا در برابر نگاهت ، در حضور باشکوه و مهربانت ، در بارگاه معنوی ضیافت نورانی ات ، دوباره به یاد فطرتم ، خود خود خودم بیفتم ، از وابستگی ها ، دلبستگی ها ، شبکه رکودآور روزمرگی ها ، بگذرم و روح تنها و دل مظلومم را ، در آن اعماق در آن انتها بیایم و در آن سویدای دلم ، با فطرت نخستینم ، با آینه ای که در برابر خوبی ها و پاکی ها و خودت داشتم ، به نماز فطر تو بیایم.

خداحافظ ای ماه زلال بارانی ، ای ماه نسیم های بهشتی ، خداحافظ ای ماه کوزه های کوثری ، ای ماه زمزمه های حیدری ، خداحافظ ای ماه طلوع ، اشراق ، نور و رهایی ! تو امروز می روی اما بدان دل به فطرت رسیده من ، تا حضور دوباره تو اشتیاق سبزش را به ذکر و تسبیح به شکوفه خواهد نشاند.

 


دکتر صابر امامی؛ روزنامه جام جم

فطریه ی عاشقی

هلال نقره ای ماه، آسمان رمضان را روشنایی بخشیده است و منِ خاکی در این ثانیه های آخر به یک ماه مهمانی می اندیشم، به یک ماه خاطره ی آسمانی، به یک ماه «ربَّنا لا تزغ قلوبَنا»ی(1) دستانم، به یک ماه طعم دعای سحر و به یک ماه تشنگی!.

خدایِ آسمانیِ دل خاکی ام، تو را قسم می دهم به این لبان تشنه، ما را با نگاه مهدی ات سیراب گردان و این شب عید، آخرین شب عید بی مهدی باشد.

خدایا آسمان نیازم سرشار از توست، منِ روزه دارِ عاشقی  را بیش از این تشنگی مده! و قدم های مهدیت را هدیه ی روز عید نصیب ما گردان.

«اللهُم اجعَل صیامی»(2) در این شهر رمضان «بِالشُکر و القبول عَلی مَا تَرضاهُ...» امشب منِ سراپا خاکی، همانند شبهای قدر به نیایش تو نشسته ام و تاریکی شب را در زیر نور مهتاب با ذکر شمار عاشقی ام انتظار می کشم... انتظار! انتظار رسیدن روزی که فطریه ی عاشقی ام را بپردازم، قلب کوچکم را می گویم ... ای مهدی قلبم برای تو، منتظرمان نگذار!

امشب من با مهتاب به درد دل نشسته ام و حضور مهدی را تمنا می کنم تا آسمان دلم را با آمدنش مهتابی سازد.

من در سیل سرشکم غسل عید به جا آورده ام، غسل شادمانی، غسل شوق...

صدا می آید... الله اکبر، خدا بزرگ است؛ لا اله الا اللهُ، الله اکبر(3)، و ستایش مخصوص توست ای تنها بهانه ی نیایش.

آسمان که هر صبحدم تسبیح تو می گوید اینک در این صبح بارانی از شوق و شور در این عید عرفانی در مقابل روزه داران کم آورده است، این همه عاشق زیر سقف آسمان دست به سوی پروردگار به نیت پنج مهمان کساء پیامبر «اللهُم اهلَ الکِبریاءِ و العظمةِ و اهلَ الجودِ و الجبروت»(4) را، با تو نجوا می کنند، ای تو اهلِ عفو و رحمت و ای اهل تقوا و مغفرت...

دانه دانه ی اشک آسمان با سرشک شوق آدمیان درآمیخته و همه فریاد می زنند «اسئَلُک بِحقّ هذا الیَوم» که قرارش دادی «للمسلمینَ عیدا» رحمت فرست بر محمد و خاندان او، بر مهدی موعود، بر منتَظَر دل ما، سلام ما را برسان یا الله!

«و اعوذُ بِکَ مِمَاستَعاذَ منهُ عِبادُک الصالحون» پناه می برم به تو از دردِ جانکاه انتظار...!

 

چه نشاط انگیز است همگام با نسیم صبحِ بارانی پس از یک ماه روزه داری و نماز عاشقی، یک صدا با دیگر عاشقان، هم نوا با آن یار سفر کرده! ندای «اللهُم رَبَّ النورِِ العظیم»(5) سر دهی و در آخر با ضربه های قلبت «العجل، العجل، العجل» را عیدانه از خداوند درخواست کنی.

پس از یک ماه روزه داری و لب تشنگی اکنون با باران رحمت پروردگار روزه ات را افطار کن!

روزه ات قبول

 

یاس خاکی

--------------------------------------

1- سوره آل عمران، آیه

2- مفاتیح الجنان، اعمال آخر ماه رمضان

3- مفاتیح الجنان، اعمال عید فطر

4- ذکر قنوت نماز عید فطر

5- دعای عهد



نوشته شده در پنجشنبه 18 شهریور 1389 توسط جا مانده از قافله
موضوع: ماه مبارک رمضان -


عید چیست؟

عید روز توجه خاص خدا بر بندگان خود و فراخواندن آنها در پیشگاه پروردگار و روز پوشانیدن جامه محبت او بر دلهاست. روز عید، روز عمل و خوشحالی از قبول آن و روز اجابت درخواست بندگان از جانب پروردگار است. این روز، روز بخشیدن جوایز و نوشتن امان نامه برای بندگان می‌باشد و زمان تهیه آن چیزی است که در منزلی که انسان در پیش دارد، به کار او می‌آید.

روز عید، روزی است که خداوند درهای احسان خود را به روی همه می‌گشاید و کرم و بخشش خویش را آشکار می‌کند. حال که خداوند کریم و بخشنده سفره عطا و بخشش گسترده، چه خوبست که هم نیکوکاران و هم گنهکاران با اعتراف (به نیاز و تقصیر خویش) و حیاء و شرمساری و امید بر سر این سفره جمع شوند که یقینا در این صورت آنان از لطف و احسان خدا بی‌بهره نخواهند ماند.

حال که به در خانه خدای خود آمده‌ایم، با او چه بگوییم و او را چگونه بخوانیم؟

امام سجاد علیه السلام چه زیبا به ما می‌آموزد که به خدایمان چه بگوییم و چگونه سفره دل به درگاه عظیمش بگشاییم:

«ای کسی که رحم می‌کنی بر کسی که بندگانت بر او رحم نمی‌کنند.

و ای آنکه می‌پذیری کسی را که سرزمینها، او را نمی‌پذیرند.

و ای کسی که نیازمندان آستانت را خار و کوچک نمی‌کنی...

و ای کسی که دست رد بر سینه روی آورندگان به بارگاهت نمی‌زنی.

و ای آنکه تحفه‌های کوچک را می‌پذیری و در برابر کارهای اندک سپاس می‌گویی...

و ای کسی که به هر که به تو نزدیک شود نزدیک می‌شوی.

و ای آنکه کسانی را که به تو پشت می‌کنند، خودت می‌خوانی...

هر بزرگی در نزد تو کوچک است و هر شریفی در کنار شرافت تو حقیر و ناچیز. آنها که بر غیر تو وارد شدند، بحق ضرر کردند و آنانی که به جز تو به سوی دیگران رفتند، دچار خسران گشتند و آنها که در آستان غیر تو گرد آمدند، تباه شدند...

درگاه تو به روی علاقه‌مندان گشوده و جود و بخشش تو برای درخواست کننده آستانت جاری است و یاریت نسبت به یاری جویان نزدیک. آرزومندان هرگز از تو ناامید نمی‌شوند و آنها که به سوی تو می‌آیند، هیچگاه مأیوس نمی‌گردند...

روزیِ تو (حتی) برای کسی که تو را نافرمانی می‌کند هم گسترده است و شکیبایی تو حتی شامل آن کس که با تو دشمنی نموده نیز می‌شود.

عادت تو نیکی به گناهکاران و سیره و روش تو مدارا با تجاوزکاران است تا آنجا که این فرصت دادن تو آنان را از توبه و بازگشت غافل نموده و این مهلت دادنها ایشان را از اجتناب از گناه باز داشته است...

پس اینک این من عاجزم که قصد ورود به محضر تو دارم و از تو حسن عطا و بخشش طلب می‌کنم، پس بر محمد و آل او درود فرست و راز و نیاز مرا بشنو و دعایم را مستجاب گردان و روزگار مرا با ناامیدی به پایان مبر و درباره خواسته‌ام دست رد بر پیشانی من مزن...» (1)

 


1-فرازی از دعای 46 صحیفه سجادیه، ترجمه: محسن غرویان و عبدالجواد ابراهیمی، (با اندکی تصرف)

تدارکاتچی : سایت جامع شهید آوینی



نوشته شده در پنجشنبه 18 شهریور 1389 توسط جا مانده از قافله
موضوع: ماه مبارک رمضان -

السلام علیك یا شهر الله اكبر و یا عید اولیائه .

السلام علیك یا اكرم مصحوب من الاوقات و یا خیر شهر فی الایام و الساعات، السلام علیك من شهر قربت فیه الآمال و... .

سلام بر تو ای بزرگترین ماه خدا و ای عظیم ترین عید اولیای حق.

سلام بر تو ای دوست نازنین، ای بهترین وقتی كه در میان اوقات دریافتهایم و ای شریفترین ماه كه طی ساعتها و روزها ماه را دریافته ای.

درود بر تو ای ماه، ماهی كه آرزوهای ما را به هدف همی نزدیك ساختی و اعمال ما را در فروغ خویش روشن همی داشتی.

سلام بر تو! ای همدم عزیز كه تا همدم ما بودی، قدر تو را به خوبی نشناختیم و هنگامی كه ترك ما گفتی از فراق تو فاجعه ای عظیم یافتیم و خاطرها پریشان و آزرده شده است.

سلام بر تو ای مهمان گرامی كه وقتی قدم به خانههای ما نهادی سخت شادمان شدیم و اكنون كه میروی شادی ما پایان یافت.

سلام بر تو! ای یار عزیز كه با كمك تو بر شیطان چیره شدیم و از بركت تو راه احسان شناختیم . سلام بر تو كه هر چه بد بود در جوار تو از ما دور بود و هر چه بركت و خیر بود در كنار تو بر ما ارزانی بود. سلام بر تو كه همه شب در اشتیاق روز تو ستاره میشمردیم و همه روز از روز پیش به تو مشتاق تر بودیم .

سلام بر تو و بر آن فضایل كه از وجود آن بهره ور نشدیم و بر آن بركات كه نصیب ما نشده است.

ای پروردگار من! ما مردمی هستیم كه ماه مبارك تو را درك كردیم، ما را به شرف این ماه تشریف فرمودهای و به نعمتهای خویش در این ماه توفیق دادهای. نابخردان قدرش را نشناختهاند و از خیر و بركتش محروم ماندهاند. این تو بودی كه ما را به معرفت ماه مبارك خویش برگزیدهای و به سنت های مرضیه اش هدایت كرده ای.

ماه مبارك رمضان، ماه ضیافت الهی، ماه پر خیر و بركت و عید اولیاء خدا با همه عظمت و معنویت آن به پایان رسید و ماه شوال با خاطره شكوهمند عید فطر آغاز گردید.

عید بزرگی كه تنها به خاطر انجام مأموریت و وظیفه الهی برگزار میشود و مردم مسلمان جهان به شكرانه موفقیت در انجام فریضه بزرگ روزه و پیروزی بر هواهای نفسانی و وسوسههای شیطانی جشن میگیرند. خوشا به حال كسانی كه در پرتو ماه مبارك رمضان و در سایه پرفیض شبهای قدر با نیایش و پرستش و توجه به پروردگار خویش، دل و جانشان را از غبار آلودگیها و پلشتیها شستشو داده و به پاس این موفقیت بزرگ عید سعید فطر را جشن میگیرند و درسهایی چون ایثار، همدردی و كمك، نوع پروری، اخلاص و آزادگی، صداقت در عمل، تقوا و پرهیزكاری كه از مكتب انسان ساز رمضان آموخته اند، همواره در مسیر حیات خویش به كار میبندند.


نوشته شده در پنجشنبه 18 شهریور 1389 توسط جا مانده از قافله


دعاى حضرت امام زین العابدین (ع) در وداع با ماه مبارك رمضان


(1) اللَّهُمَّ یَا مَنْ لا یَرْغَبُ فِی الْجَزَاءِ
(2) وَ یَا مَنْ لا یَنْدَمُ عَلَى الْعَطَاءِ
(3) وَ یَا مَنْ لا یُكَافِىُ عَبْدَهُ عَلَى السَّوَاءِ.
(4) مِنَّتُكَ ابْتِدَاءٌ، وَ عَفْوُكَ تَفَضُّلٌ، وَ عُقُوبَتُكَ عَدْلٌ، وَ قَضَاؤُكَ خِیَرَةٌ
(5) إِنْ أَعْطَیْتَ لَمْ تَشُبْ عَطَاءَكَ بِمَنٍّ، وَ إِنْ مَنَعْتَ لَمْ یَكُنْ مَنْعُكَ تَعَدِّیا.
(6) تَشْكُرُ مَنْ شَكَرَكَ وَ أَنْتَ أَلْهَمْتَهُ شُكْرَكَ.
(7) وَ تُكَافِىُ مَنْ حَمِدَكَ وَ أَنْتَ عَلَّمْتَهُ حَمْدَكَ.
(8) تَسْتُرُ عَلَى مَنْ لَوْ شِئْتَ فَضَحْتَهُ، وَ تَجُودُ عَلَى مَنْ لَوْ شِئْتَ مَنَعْتَهُ، وَ كِلاهُمَا أَهْلٌ مِنْكَ لِلْفَضِیحَةِ وَ الْمَنْعِ غَیْرَ أَنَّكَ بَنَیْتَ أَفْعَالَكَ عَلَى التَّفَضُّلِ، وَ أَجْرَیْتَ قُدْرَتَكَ عَلَى التَّجَاوُزِ.
(9) وَ تَلَقَّیْتَ مَنْ عَصَاكَ بِالْحِلْمِ، وَ أَمْهَلْتَ مَنْ قَصَدَ لِنَفْسِهِ بِالظُّلْمِ، تَسْتَنْظِرُهُمْ بِأَنَاتِكَ إِلَى الْإِنَابَةِ، وَ تَتْرُكُ مُعَاجَلَتَهُمْ إِلَى التَّوْبَةِ لِكَیْلا یَهْلِكَ عَلَیْكَ هَالِكُهُمْ، وَ لا یَشْقَى بِنِعْمَتِكَ شَقِیُّهُمْ إِلا عَنْ طُولِ الْإِعْذَارِ إِلَیْهِ، وَ بَعْدَ تَرَادُفِ الْحُجَّةِ عَلَیْهِ، كَرَما مِنْ عَفْوِكَ یَا كَرِیمُ، وَ عَائِدَةً مِنْ عَطْفِكَ یَا حَلِیمُ.
(10) أَنْتَ الَّذِی فَتَحْتَ لِعِبَادِكَ بَابا إِلَى عَفْوِكَ، وَ سَمَّیْتَهُ التَّوْبَةَ، وَ جَعَلْتَ عَلَى ذَلِكَ الْبَابِ دَلِیلا مِنْ وَحْیِكَ لِئَلا یَضِلُّوا عَنْهُ، فَقُلْتَ - تَبَارَكَ اسْمُكَ -: تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحا عَسَى رَبُّكُمْ أَنْ یُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَیِّئَاتِكُمْ وَ یُدْخِلَكُمْ جَنَاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ.
(11) یَوْمَ لا یُخْزِی اللَّهُ النَّبِیَّ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ، نُورُهُمْ یَسْعَى بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمَانِهِمْ، یَقُولُونَ: رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا، وَ اغْفِرْ لَنَا، إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ. فَمَا عُذْرُ مَنْ أَغْفَلَ دُخُولَ ذَلِكَ الْمَنْزِلِ بَعْدَ فَتْحِ الْبَابِ وَ إِقَامَةِ الدَّلِیلِ؟
(12) وَ أَنْتَ الَّذِی زِدْتَ فِی السَّوْمِ عَلَى نَفْسِكَ لِعِبَادِكَ، تُرِیدُ رِبْحَهُمْ فِی مُتَاجَرَتِهِمْ لَكَ، وَ فَوْزَهُمْ بِالْوِفَادَةِ عَلَیْكَ، وَ الزِّیَادَةِ مِنْكَ، فَقُلْتَ - تَبَارَكَ اسْمُكَ وَ تَعَالَیْتَ -: مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا، وَ مَنْ جَاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلا یُجْزَى إِلا مِثْلَهَا.
(13) وَ قُلْتَ: مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ، وَ اللَّهُ یُضَاعِفُ لِمَنْ یَشَاءُ، وَ قُلْتَ: مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضا حَسَنا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافا كَثِیرَةً. وَ مَا أَنْزَلْتَ مِنْ نَظَائِرِهِنَّ فِی الْقُرْآنِ مِنْ تَضَاعِیفِ الْحَسَنَاتِ.
(14) وَ أَنْتَ الَّذِی دَلَلْتَهُمْ بِقَوْلِكَ مِنْ غَیْبِكَ وَ تَرْغِیبِكَ الَّذِی فِیهِ حَظُّهُمْ عَلَى مَا لَوْ سَتَرْتَهُ عَنْهُمْ لَمْ تُدْرِكْهُ أَبْصَارُهُمْ، وَ لَمْ تَعِهِ أَسْمَاعُهُمْ، وَ لَمْ تَلْحَقْهُ أَوْهَامُهُمْ، فَقُلْتَ: اذْكُرُونِی أَذْكُرْكُمْ، وَ اشْكُرُوا لِی وَ لا تَكْفُرُونِ، وَ قُلْتَ: لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّكُمْ، وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ.
(15) وَ قُلْتَ: ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ، إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ، فَسَمَّیْتَ دُعَاءَكَ عِبَادَةً، وَ تَرْكَهُ اسْتِكْبَارا، وَ تَوَعَّدْتَ عَلَى تَرْكِهِ دُخُولَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ.
(16) فَذَكَرُوكَ بِمَنِّكَ، وَ شَكَرُوكَ بِفَضْلِكَ، وَ دَعَوْكَ بِأَمْرِكَ، وَ تَصَدَّقُوا لَكَ طَلَبا لِمَزِیدِكَ، وَ فِیهَا كَانَتْ نَجَاتُهُمْ مِنْ غَضَبِكَ، وَ فَوْزُهُمْ بِرِضَاكَ.
(17) وَ لَوْ دَلَّ مَخْلُوقٌ مَخْلُوقا مِنْ نَفْسِهِ عَلَى مِثْلِ الَّذِی دَلَلْتَ عَلَیْهِ عِبَادَكَ مِنْكَ كَانَ مَوْصُوفا بِالْإِحْسَانِ، وَ مَنْعُوتا بِالامْتِنَانِ، وَ مَحْمُودا بِكُلِّ لِسَانٍ، فَلَكَ الْحَمْدُ مَا وُجِدَ فِی حَمْدِكَ مَذْهَبٌ، وَ مَا بَقِیَ لِلْحَمْدِ لَفْظٌ تُحْمَدُ بِهِ، وَ مَعْنًى یَنْصَرِفُ إِلَیْهِ.
(18) یَا مَنْ تَحَمَّدَ إِلَى عِبَادِهِ بِالْإِحْسَانِ وَ الْفَضْلِ، وَ غَمَرَهُمْ بِالْمَنِّ وَ الطَّوْلِ، مَا أَفْشَى فِینَا نِعْمَتَكَ، وَ أَسْبَغَ عَلَیْنَا مِنَّتَكَ، وَ أَخَصَّنَا بِبِرِّكَ
(19) هَدَیْتَنَا لِدِینِكَ الَّذِی اصْطَفَیْتَ، وَ مِلَّتِكَ الَّتِی ارْتَضَیْتَ، وَ سَبِیلِكَ الَّذِی سَهَّلْتَ، وَ بَصَّرْتَنَا الزُّلْفَةَ لَدَیْكَ، وَ الْوُصُولَ إِلَى كَرَامَتِكَ
(20) اللَّهُمَّ وَ أَنْتَ جَعَلْتَ مِنْ صَفَایَا تِلْكَ الْوَظَائِفِ، وَ خَصَائِصِ تِلْكَ الْفُرُوضِ شَهْرَ رَمَضَانَ الَّذِی اخْتَصَصْتَهُ مِنْ سَائِرِ الشُّهُورِ، وَ تَخَیَّرْتَهُ مِنْ جَمِیعِ الْأَزْمِنَةِ وَ الدُّهُورِ، وَ آثَرْتَهُ عَلَى كُلِّ أَوْقَاتِ السَّنَةِ بِمَا أَنْزَلْتَ فِیهِ مِنَ الْقُرْآنِ وَ النُّورِ، وَ ضَاعَفْتَ فِیهِ مِنَ الْإِیمَانِ، وَ فَرَضْتَ فِیهِ مِنَ الصِّیَامِ، وَ رَغَّبْتَ فِیهِ مِنَ الْقِیَامِ، وَ أَجْلَلْتَ فِیهِ مِنْ لَیْلَةِ الْقَدْرِ الَّتِی هِیَ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ.
(21) ثُمَّ آثَرْتَنَا بِهِ عَلَى سَائِرِ الْأُمَمِ، وَ اصْطَفَیْتَنَا بِفَضْلِهِ دُونَ أَهْلِ الْمِلَلِ، فَصُمْنَا بِأَمْرِكَ نَهَارَهُ، وَ قُمْنَا بِعَوْنِكَ لَیْلَهُ، مُتَعَرِّضِینَ بِصِیَامِهِ وَ قِیَامِهِ لِمَا عَرَّضْتَنَا لَهُ مِنْ رَحْمَتِكَ، وَ تَسَبَّبْنَا إِلَیْهِ مِنْ مَثُوبَتِكَ، وَ أَنْتَ الْمَلِی‏ءُ بِمَا رُغِبَ فِیهِ إِلَیْكَ، الْجَوَادُ بِمَا سُئِلْتَ مِنْ فَضْلِكَ، الْقَرِیبُ إِلَى مَنْ حَاوَلَ قُرْبَكَ.
(22) وَ قَدْ أَقَامَ فِینَا هَذَا الشَّهْرُ مُقَامَ حَمْدٍ، وَ صَحِبَنَا صُحْبَةَ مَبْرُورٍ، وَ أَرْبَحَنَا أَفْضَلَ أَرْبَاحِ الْعَالَمِینَ، ثُمَّ قَدْ فَارَقَنَا عِنْدَ تَمَامِ وَقْتِهِ، وَ انْقِطَاعِ مُدَّتِهِ، وَ وَفَاءِ عَدَدِهِ.
(23) فَنَحْنُ مُوَدِّعُوهُ وِدَاعَ مَنْ عَزَّ فِرَاقُهُ عَلَیْنَا، وَ غَمَّنَا وَ أَوْحَشَنَا انْصِرَافُهُ عَنَّا، وَ لَزِمَنَا لَهُ الذِّمَامُ الْمَحْفُوظُ، وَ الْحُرْمَةُ الْمَرْعِیَّةُ، وَ الْحَقُّ الْمَقْضِیُّ، فَنَحْنُ قَائِلُونَ:



نوشته شده در پنجشنبه 18 شهریور 1389 توسط جا مانده از قافله
موضوع: ماه مبارک رمضان -

دلم بد جور هوای اون شبـــــــــــی رو كرده كه هركسی رو به كسی می سپارند...

یكی را به شیطان...

دیگری را به نَفْس...

یكی را به حسین بن علی،تا داغدار غربت او شود...

بعضی را هم به عباس...

و گروهی را هم فاطمه زیر چادر خاكی پناه میدهد...

بسیاری را هم مهدی برای راه خویش انتخاب میكند...

.

.

.

ولی یه سوال...؟؟؟!!

ما قراره برا كدومش هزینه شیم...؟؟

مقدار ما در كدوم قیمت مقدار میشه...؟؟

.

.

.

یه دعا میكنم! فقط اون آمینشو درست و درمون بگی ها...

خـــــــــدایا ما رو تا شب قدر امسالت زنده و سلامت نگهدار ...

تا بازم بیام در خونت!واسه یه گدایی درست و درمون ...باشه...

 

              دعایمان كنید...

                                             فقط همین! و دیگر هیچ...

 

                                                                                                  صلوات



نوشته شده در دوشنبه 25 مرداد 1389 توسط جا مانده از قافله
موضوع: ماه مبارک رمضان -

روزه فقط امساک از اکل و شرب نیست، بلکه شرائطی دیگر هم همراه آن است، تعهد و مسؤولیتهای انسان در برابر روزه، این فریضه الهی زیاد است.

روزه چهار گروه مقبول نیست

حضرت صادق ( علیه‏السلام) فرمود: لا صیام لمن عصی الامام، و لا صیام لعبد آبق حتی یرجع، و لا صیام لامراة ناشزة حتی تتوب، و لا صیام لولد عاق حتی یبر، (1) روزه نیست‏برای کسی که امام و پیشوای خود را نافرمانی کند و از او اطاعت ننماید، و صحیح نیست روزه عبد فراری، تا مراجعت کند و به خدمت‏باز نگردد، و روزه زن ناشزه درست نمی‏باشد تا توبه کند و در اختیار همسرش قرار گیرد و همچنین روزه فرزند عاق شده پدر و مادر تا خوب نشود و اصلاح نگردد، مورد قبول قرار نمی‏گیرد، و روزه به حساب نمی‏آید، بلی یکی از ابعاد سیاسی این حدیث‏شریف، اطاعت و فرمانبری پیروان و رهروان مسلمان از راهبر و پیشوای مذهبی است. که امروز این واقعیت در حق رهبر کبیر انقلاب که این کشتی عظیم انقلاب را ناخدا است، و با امواج خروشان و سهمگین دریای پهناور گیتی در نبرد است. تحقق پیدا کرده است. که بر ما تمامی اقشار ملت از روحانی و کارمند و کشاورز و کارگر و دیگر طبقات مردم واجب و فرض است که گوش به فرمان این رهبر بزرگ که خداوند بر ما منت نهاده باشیم، و از رهنمودهای پیامبر گونه‏اش اطاعت نمائیم و از هر گونه انتقاد غیر صحیح و اعتراضات نابجا که باعث تضعیف انقلاب و مقام رهبری است. بپرهیزیم، و پر واضح است، که مخالفت‏با مقام رهبری و ولایت فقیه، مخالفت صریح با مقام والای امام زمان (ارواحناله الفداء) می‏باشد، و مخالفت‏با امام زمان ( علیه‏السلام) ، روزه و سایر عبادات مقبول حضرت حق تعالی نبوده و صحیح نمی‏باشد.

فاطمه (ع) در آداب صائم سخن می‏گوید

حضرت فاطمه (علیها السلام) سیده نسوان عالم در آداب روزه‏دار می‏فرماید: عن جعفر بن محمد عن آبائه عن فاطمه (علیهم السلام) : «انها قالت: ما یصنع الصائم بصیامه اذا لم یصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه‏» (2).

جعفر بن محمد (علیهما السلام) از آباء گرامش از فاطمه دخت گرام رسول الله (صلی الله علیهم اجمعین) روایت می‏نماید: که حضرت زهرا (علیها السلام) فرمود: صائم با روزه خویش کاری نکرده (یعنی حق روزه را ادا نکرده) هر گاه زبان و گوش و چشم و جوارحش را از (آنچه که بر آنها حرام است) حفظ نکرده باشد.

یعنی روزه یک مسمای واقعی از حفظ شکم از کل خوردنیها و نوشیدنیها و مبطلات دیگر و خلاصه‏ای از اجتناب از گناهان و معصیت‏خداوند می‏باشد، زیرا روزه‏دار بدون پرهیز از تمامی محرمات روزه واقعی را در خویش تحقق نبخشیده است.

پنج‏خصلت موجب افطار روزه و بطلان وضوء

اگر چه امروز فقهای عالی مقام این موارد را مبطل روزه و وضوء نمی‏دانند زیرا کمتر کسی است در زمان ما و فرهنگ طاغوت زده و غرب زده ما از این اوصاف رذیله بپرهیزد، آن خصال پنج‏گانه از بیان پیامبر گرامی اسلام چنین است: «خمس خصال یفطرن الصائم، و ینقضن الوضوء الکذب، و الغیبة و النمیمة، و النظر بشهوة، و الیمین الکاذبة‏» (3)

پنج صفت است که روزه را باطل و وضوء را می‏شکند، دروغ و غیبت و سخن چینی و نظر شهوت انگیز، و قسم دروغ.

این اوصاف ذمیمه براستی اثر معنوی و روحانی روزه و وضوء که یک عبادت است در اسلام خنثی می‏کند، و اجر و ثواب روزه و وضوء را نابود می‏نماید.

کیفیت روزه داری از صحف ادریس علیه‏السلام

در صحف ادریس ( علیه‏السلام) است:

«اذا دخلتم فی الصیام فطهروا نفوسکم من کل دنس و نجس و صومو الله بقلوب خالصة صافیة منزهة عن الافکار السیئة و الهواجس المنکرة فان الله سیحبس القلوب اللطخة و النیات المدخولة و مع صیام افواهکم من الماکل، فلتصم جوارحکم من الماعم فان الله لا یرضی منکم ان تصوموا من المطاعم فقط لکن من المناکیر کلها و الفواحش باسرها» (4)

حضرت ادریس پیامبر ( علیه‏السلام) در صحف خویش فرمود: هر گاه وارد ماه صیام شدید، پس خویشتن را از هر پلیدی و ناپاکی پاک سازید، (درون خود را برای پذیرش عبادت ویژه خداوند پاکسازی نمائید) و روزه بگیرید برای خداوند با قلبی خالص و نورانی و پاک از فکرهای بد، و صداهای نامفهوم و بی‏معنی و زشت، زیرا خداوند حبس می‏نماید دلهای ناپاک و نیتهای غیر خالص شما را و دهنهای شما نباید فقط با امساک از خوردنیها صائم و روزه‏دار باشد. بلکه باید جوارح شما از گناهان نیز روزه باشد (یعنی اعضاء شما هم باید از معصیت‏خدا امساک نماید) و همانا خداوند راضی نمی‏گردد و خشنود نمی‏شود از شما به اینکه فقط از خوردنیها پرهیز کنید، بلکه از کل منکرات و زشتیها باید پرهیز نمائید تا آنجا که تغییر حالت پیدا کنید.

اثرات منفی غیبت و نمامی در روزه

امام رضا علیه‏السلام فرمود:

«اجتنبوا الغیبة غیبة المؤمن، و احذروا النمیمة، فانهما یفطران الصائم و لا غیبة الفاجر و شارب الخمر و اللاعب بالشطرنج و القمار» (5)

از غیبت مؤمن اجتناب کنید، و از نمامی بپرهیزید، براستی که غیبت و نمامی روزه صائم را باطل می‏نماید، (و اثرات و ثواب روزه را زایل می‏گرداند) ، ولی از فاجر و شارب الخمر و شطرنج‏باز و قمار باز غیبتی نیست، (یعنی آنان از خود هتک حرمت نموده‏اند، و آبرو از خویش برده‏اند) .

و اما اینکه جدا غیبت و نمامی روزه را باطل می‏نماید روزه کتیری از روزه‏داران باطل است ولی فقها فتوی به بطلان نداده‏اند.

روزه حجاب زبان و گوش و چشم از گناه است

از فقه الرضا ( علیه‏السلام) روایت‏شده که حضرت رضا ( علیه‏السلام) در رابطه با شرائط روزه و روزه‏داری چنین فرمود: «و اعلم یرحمک الله ان الصوم حجاب ضربه الله عز و جل علی الالسن و الاسماع و الابصار و سائر الجوارح لما له فی عادة من شره و طهارة تلک الحقیقة حتی یستربه من النار، و قد جعل الله علی کل جارحة حقا للصیام فمن ادی حقها کان صائما و من ترک شیئا منها نقص من فضل صومه بحسب ما ترک منها» (6).

بدان (ای روزه‏دار) خدای رحمتت کند، که براستی روزه ستر و حجابی است، که خداوند او را بر زبانها و گوشها و چشمها و سائر جوارح زده است، هر گاه معتاد بر زشتیها و شر و فساد باشند، (چون زبان و گوش و چشم و سایر جوارح هر گاه تحت کنترل دقیق ایمان و دین شخص باشند، از شر آنان کاملا در امان می‏باشد) که طهارت (و حجاب صوم) بر اسماع و ابصار و غیره، او را از آتش جهنم می‏پوشاند و حجابی محکم از آتش برای او خواهند شد. به تحقیق خداوند بر هر «آدم‏» خسته‏ای برای روزه گرفتن حقی مقرر فرموده است، پس اگر آن حق را اداء کند (و به خوبی حق روزه‏داری را به جای آورد) هر آینه صائم و روزه‏دار است، (یعنی به جای آورده حق روزه را) و هر کس بعضی از آن شرایط را ترک نموده، از فضیلت و ثواب روزه‏اش به قدر و بحسب آنچه ترک کرده کاسته است.

شاعر پارسی زبان چه نیکو گفت

گوش بگشا لب فروبند از مقال

هفته هفته، ماه ماه و سال سال

صمت عادت کن که از یک گفتنک

می‏شود ذو النار این تحت الحنک

از یک سخن ناروا بر اثر پر گوئی، تحت الحنک مقدس به فضاحت ذو النار (کراوات) در می‏آید که حقا با مسما است‏یعنی صاحب آتش می‏شود.

از زنی که با زبان شوهرش را بیازارد هیچ عبادتی قبول نخواهد شد

از منهیات رسول گرامی خدا (صلی الله علیه و آله) می‏خوانیم:

«ایما امراة آذت زوجها بلسانها لم یقبل الله عز و جل منها صرفا، و لا عدلا، و لا حسنة من عملها حتی ترضیه، و ان صامت نهارها، و قامت لیلها، و اعتقت الرقاب، و حملت علی جیاد الخیل فی سبیل الله و کانت فی اول من یرد النار، و کذلک الرجل اذا کان لها ظالما» (7)

فرمود: هر زنی که شوی خویش را به زبان بیازارد، خداوند هیچ عمل و حسنه‏ای را از او قبول نکند، تا شوهر را راضی سازد، اگر چه در تمامی روزهای عمرش روزه باشد، و تمامی شبهای زندگیش را به نماز ایستاده باشد، و تمامی بندگان را آزاد سازد، و همیشه ملازم گردن اسبان (که حاکی از جهاد دائمی است) در راه خدا بوده باشد، اول کسی است که وارد آتش جهنم خواهد شد، و نیز اینچنین است اگر مرد به زوجه خویش ظلم نماید، (یعنی همه این عذابها برای آن مرد نیز جاری خواهد بود. )

از آنجائی که روزه، دانشگاه اخلاق و تزکیه نفس و وسیله خود سازیست، لذا روزه‏دار باید در این دانشگاه از کلیه آداب و برنامه‏های تربیتی برخوردار، و در قیقت‏خود باید یک معلم اخلاق بوده و بر اعضاء و جوارح خویش تسلط کامل داشته باشد.

چشم و گوش و زبان و. . . تو هم باید روزه باشند

در اینجا معلم واقعی اخلاق و پیشوای ششم حضرت جعفر بن محمد (علیهما السلام) می‏فرماید: «اذا صمت فلیصم سمعک، و بصرک، و شعرک، و عدد اشیاء غیر هذا، و قال: لا یکونن یوم صومک کیوم فطرک‏» (8) آنگاه که روزه هستی، پس باید گوش و چشم و موی تو در حال امساک باشند (از گناهان و هر نوع معاصی که از آنها خواسته است پرهیز نمایند) امام چیزهای دیگری غیر از آنچه را نامبرده شمرد و سپس فرمود: البته نباید روز، روزه‏داریت همانند روز افطارت باشد. (یعنی این قدر آثار تربیتی روزه‏ات زود گذر نباشد، که هیچ گونه تفاوتی با روزهای قبل و بعد از روزه‏ات، جز امساک از خوردنیها و آشامیدنیها، نداشته باشی) .

در اینجا بی مناسبت نیست که از مفاد این شعر استفاده کنیم.

گوش تواند که همه عمر وی

نشنود آواز و دف و چنگ و نی

دیده شکیبد ز تماشای باغ

بی گل و نسرین بسر آرد دماغ

گر نبود بالش آکنده پر

خواب توان کرد حجر زیر سر

ور نبود دلبر همخوابه پیش

دست توان کرد در آغوش خویش

این شکم خیره سر پیچ پیچ

صبر ندارد که بسازد به هیچ

بنیان گزار اسلام حضرت ختمی مرتبت فرمود:

«ما من عبد صائم یشتم فیقول: انی صائم، سلام علیک لا اشتمک کما تشتمنی الا قال الرب تعالی استجار عبدی بالصوم من شر عبدی قد آجرته النار» (9)

نیست (بنده) روزه‏داری که مورد شماتت و ملامت قرار گیرد، و او به ملامت کننده بگوید: من روزه هستم سلام بر تو و من شماتت نمی‏کنم، آنچنان که تو شماتت می‏کنی، همچنان که خداوند تعالی می‏فرماید: پناهندگی جست‏بنده من به روزه از شر دیگر بنده من، به راستی پناه دادم او را از آتش جهنم و این کلاس تربیتی روزه است که آدمی را تربیت می‏نماید.

حقوقی که روزه از یک مسلمان دارد

در رساله حقوق، امام سجاد علیه‏السلام حقوق افعالی را برای انسان می‏شمرد، وقتی به روزه می‏رسد و حقی که روزه، این فریضه الهی از انسان متعهد و مسؤول دارد، اینگونه بیان می‏فرماید:

«و اما حق الصوم فان تعلم انه حجاب ضربه الله علی لسانک و سمعک و بصرک و فرجک و بطنک لیسترک به من النار. و هکذا جاء فی الحدیث: «الصوم جنة من النار» فان سکنت اطرافک فی حجبتها رجوت ان تکون محجوبا و ان انت ترکتها تضطرب فی حجابها و ترفع جنبات الحجاب فتطلع الی ما لیس لها بالنظرة الداعیة للشهوة و القوة الخارجة عن حد التقیة لله لم تامن ان تخرق الحجاب و تخرج منه، و لا قوة الا بالله‏» (10)

اما حق روزه آن است که بدانی این پرده‏ای است که خداوند در برابر زبان، گوش، چشم، فرج، و شکمت آویخته تا تو را از آتش بپوشاند، چنان که در حدیث آمده «روزه سپر آتش است‏» ، اگر اعضای خود را در پس این پرده نگاه داری (و آنها را از گناه حفظ کنی) امید است (از عذاب) محجوب و محفوظ باشی و اگر اعضاء پشت پرده آرام نگیرد، و گوشه و کنار آن بالا رود، و عضوها برای تجاوز از حدود سرکشد، چشم نگاه شهوت انگیز کند، نیروها که باید برای حفظ بدن بکار رود به راه دیگر مصرف شود، ممکن است، پرده پاره گشته بدن بیرون افتد (و طعمه آتش گردد) و لا قوة الا بالله، بلی روزه صحیح، سند شرافت، و معیار هوش، و نیروی اراده انسان است، از این جهت می‏توان کند ذهنی و ضعف اراده را متضاد با روزه دانست.

روزه‏داران سه درجه تقسیم می‏گردند

در آداب و شرائط روزه و صائمین و نحوه روزه‏داری مرحوم فیض کاشانی رحمة الله علیه در کتاب محجة البیضاء خویش تقسیماتی قائل است و روزه آنان را به سه درجه تقسیم نموده است.

1- صوم العموم

2- صوم الخصوص

3- صوم خصوص الخصوص

اما صوم العموم، و آن نگهداشتن شکم و فرج از حرام و شهوات نامشروع می‏باشد که آن امساک از تمامی خوردنیها و آشامیدنی‏ها و مفطرات دیگر است که از اذان صبح تا اذان مغرب کل چیزهائی که روزه را باطل می‏نماید اجتناب نموده، و روزه خویش را باطل نمی‏گرداند.

و اما صوم الخصوص، و آن نگهداشتن گوش و چشم و زبان و دست و پا و سایر جوارح از کل معاصی و گناهان است، در اینجا مرحوم فیض تکیه به روایاتی می‏فرمایند که ما در بخشهای خود آورده‏ایم و به طور اشاره متذکر می‏گردیم:

شرائط روزه‏دار از امام صادق (ع)

اول بستن چشم و حفظ کردن آن از نگریستن طولانی به سوی هر چیزی که نهی یا مکروه شده.

امام صادق ( علیه‏السلام) فرمود: وقتی که روزه هستی باید گوش و چشم و مو و پوست و دیگر اعضای بدنت روزه باشند، یعنی از گناهانی که بر آن اعضاء حرام شده اجتناب نمایند و حتی چیزی که قلب را به خود مشغول می‏نماید و از ذکر خدا غافل می‏سازد، باید پرهیز کرد.

و یا در حدیث دیگر امام می‏فرماید: نباید روز روزه‏داریت‏با روز فطرت مساوی و برابر باشد، که پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‏فرماید: نگاه تیر مسمومی از تیرهای ابلیس است، پس کسی که از لذت آن نگاه بگذرد، برای ترس از خدا، خداوند ایمانی به او مرحمت‏خواهد فرمود، که حلاوتش را در قلب خویش احساس نماید.

دوم حفظ زبان از هذیان، دروغ، و غیره است. مراء و جدال را رها کن، و خادم خویش را رنج نده و در حال روزه، با وقار و حلیم باش، که هرزگی و هرزه گوئی تو را در حال روزه به جهال و یاوه گویان ملحق نسازد، که پیامبر (صلی الله علیه و آله) شنید از زنی که بجاریه خویش فحش و ناسزا می‏گفت، در حالی که روزه‏دار هم بود، حضرت برای او دستور فرمود طعامی بیاورند، فرمود به آن زن که بخور، عرض کرد یا رسول الله من روزه دارم حضرت فرمود چگونه روزه‏داری و حال آنکه به جاریه‏ات نسبت ناسزا می‏دهی و فحاشی می‏کنی، و به راستی روزه فقط امساک از طعام و شراب نیست.

داستان دو زن روزه‏دار که غیبت مردم می‏کردند

روایت‏شده دو زن در عهد پیامبر (صلی الله علیه و آله) روزه‏دار بودند، در آخر روز حالشان از شدت گرسنگی و تشنگی وخیم شد و نزدیک بود که تلف گردند، پس فرستادند کسی را پیش رسول خدا (صلی الله علیه و آله) که تا از آن حضرت اذن افطار بگیرند، پیامبر (صلی الله علیه و آله) ظرفی را فرستاد برای آن زنان، فرمود: به ایشان بگو که در داخل این ظرف قی کنید آنچه که خوردید، پس یکی از آندو قی کرد نیمی از آن ظرف را از لخته‏های خون و گوشت‏خالص پر کرد، و آن دیگری نیز با قی و استفراق خویش بقیه ظرف را پر نمود، مردم از این ماجرا به شگفت درآمدند و تعجب کردند، پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: این دو زن از آنچه که بر آنها حلال بود امساک نمودند، و بر آنچه که بر آنان حرام بود روزه خویش را باطل نمودند، به این صورت که نشستند در کنار هم دیگر، از مردم غیبت کردند، و این است آنچه که پشت‏سر مردم گفتند که در این ظرف است، از گوشتهای آنان.

سوم- نگهداری گوش از شنیدن هر مکروهی، زیرا هر چیزی گفتنش حرام است، شنیدن و گوش فرا دادن به او نیز حرام است، و لذا به پیشگاه خداوند گناه شنونده دروغ و خورنده حرام یکسان است، که خداوند در قرآن می‏فرماید:

سماعون للکذب اکالون للسحت (11)

چهارم- نگهداشتن بقیه اعضاء و جوارح بدن است از قبیل دست و پا از مکاره و نگهداری شکم از شبهات و غذاهائی که مشتبه است در وقت افطار، پس معنی ندارد که صائم از غذای حلال پرهیز کند، سپس با فعل حرام افطار نماید روزه خویش را (با دروغ و نمامی و غیبت) پس مثال این صائم همانند کسی است که در یک شهر قصری بسازد و آنگاه شهر را خراب کند، که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: چه بسا روزه‏داری است که از روزه‏اش جز گرسنگی و تشنگی چیزی عایدش نمی‏گردد.

پنجم- از غذای حلال وقت افطار آن قدر نخورد که معده پر شود که هیچ ظرفی مبغوضتر به پیشگاه خداوند از شکم پری نیست که از غذای حلال پر شده باشد، که در نتیجه قدرت هیچ گونه عبادتی و بهره برداری از شبهای پر فیض ماه رمضان نداشته باشد، و ثانیا این عمل با روزه‏داری و دستورات روحانی و معنوی روزه و اثرات آن منافات دارد.

ششم- اینکه قلبش بعد از افطار مضطرب و معلق بین خوف و رجا باشد، زیرا نمی‏داند که آیا روزه‏اش مقبول حضرت حق قرار گرفته یا خیر، آیا با قبولی روزه‏اش جزء مقربین است‏یا با عدم قبولی روزه جزء آنهائی که مشمول خشم خداوند هستند می‏باشد، پس این است معنی واقعی و باطنی روزه، که این نوع روزه در رتبه انبیاء و اولیاء گرامی خدا خواهد بود. (12)

پی‏نوشت‏ها:

1- وقایع الایام خیابانی، ص 432.

2- بحار الانوار، ج 96، ص 295.

3- نهج الفصاحه، حدیث 1459.

4- نقل از وقایع الایام خیابانی، ص 431.

5- فقه الرضا ( علیه‏السلام) .

6- مستدرک الوسائل، نقل از وقایع الایام خیابانی، ص 432.

7- مکارم الاخلاق، ج 2، ص 368.

8- وافی ج 7، ص 33.

9- ماه مبارک رمضان، ص 173.

10- تحف العقول، رساله حقوق امام سجاد ( علیه‏السلام) ص 295.

11- سوره مائده، آیه 42.

12- از کتاب شریف محجة البیضاء، ج 2، ص 130

روزه درمان بیماری‏های روح و جسم، موسوی راد لاهیجی،سید حسین؛


نوشته شده در جمعه 22 مرداد 1389 توسط جا مانده از قافله
موضوع: ماه مبارک رمضان -
اهمیت روزه از دیدگاه پزشكی

 

شهید دكتر سید رضا پاك نژاد در مجموعه ای كه " اولین دانشگاه و آخرین پیامبر" نام دارد و رساله دوره دكترای ایشان بوده، مطالب جالبی در مورد نكات بهداشتی و تربیتی اسلام متذكر شده اند. این شهید بزرگوار، بهره ای كه از دانش پزشكی داشتند، دلایل بسیاری از سنن و فرائض اسلامی را توضیح دادند. كتاب روزه ایشان نیز حاوی نكات پزشكی و علمی ارزشمندی است. به مناسبت حلول مبارك ماه رمضان بخشی از مطالب این كتاب در شماره های مختلف در اختیار بازدیدكنندگان عزیز قرار می گیرد. توجه شما را به آن جلب می نماییم.


1- روزه چیست؟
روزه ((Fast به معنای كم خوردن نیست ، بلكه به معنای خودداری از خوردن، آشامیدن ، داشتن روابط جنسی، سخن گفتن و بالاخره پرهیز از كار كردن در فرهنگهای مختلف به نام " روزه داری" شده است.

در میان بومیان استرالیا بر هر زنی واجب بوده كه پس از فوت شوهرش به تناسب از چند روز تا یكسال روزه بگیرد و سخن نگوید. روزه در دیانت یهود قبل از مسیحیت بود چنانچه حضرت مریم نیز بر طبق آیات نذر می نماید روزه بگیرد و با احدی سخن نگوید.

صائبی ها و مانویان و مسیحیان از بعضی خوردنیها اجتناب می كنند و ما مسلمانان از خوردن و آشامیدن خودداری می كنیم. و دستورات دیگری نیز در این رابطه هست كه البته با منع از خوردن همین مقدار ماده غذایی كه امعاء و احشاء را به فعالیت وادار می نماید، هدف از روزه حاصل نمی شود.


2- زمان روزه داری در قرآن كریم چیست؟
قرآن كریم آغاز روزه داری مسلمانان را از زمان بازشناخته شدن رشته های سیاه و سفید آسمانی از یكدیگر تعریف می كند.

مسلمانان در آن زمان ساعت نداشتند و به همین علت  بهترین شناسایی شروع وقت روزه داری نظر انداختن به آسمانها بوده .

در حقیقت تعیین زمان روزه یكی از هزاران معجزه ای است كه توسط قرآن مطرح شده است.

طرز طلوع و غروب خورشید در مناطق استوایی چنان است كه از وسط آسمان می گذرد و هر چه به دو قطب نزدیكتر می شویم. خوشید زاویه نشین تر می شود و از گوشه ها عبور می كند و در مكانهایی وجود دارند كه با یك چشمك زدن خورشید و سوسو كردن نور و در حقیقت پیدایش نوارهای سفید و روشن متمایز از سیاه، می توان شب و روز را از یكدیگر باز شناخت و در حقیقت تعیین وقت قرآن را به عنوان اعجاز پذیرفت( تمیز خطوط نورانی خورشید از تاریكی های شب در تمام نقاط مسكونی كره زمین، امكان پذیر و بهترین وسیله شناسایی است) طول روزه مسلمانان از طلوع اولین اشعه خورشید تا غروب آخرین شعاع آن است و بدین ترتیب در كشورهایی كه بین خط استوا تا مدارهای 67 درجه عرض جغرافیایی شمالی و جنوبی تقریباً واقعند، تشخیص زمان آغاز و هنگام پایان روزه داری آسان بوده و اگر كسانی باشند كه در اراضی بین 69 درجه تا قطبین واقعند بر حسب آنچه فقها اظهار داشته اند می توانند تقسیمات متعادلی بمنظور فوق بنمایند بدین ترتیب:

وقت روزه داری مسلمانان از طلوع فجر صادق تا مغرب شرعی بوده و تشخیص ایندو زمان یعنی آغاز و پایان آن برای همه و حتی كسانیكه حس تشخیص شان ضعیف است آسان می باشد.


3- چرا سی روز روزه می گیریم ؟
سالی چند روز روزه شدن و گاهی در یك ماه یك یا چند روز را انتخاب كردن مدت روزه داری است كه امروز جهانیان هر كدام بنحوی آنرا پذیرفته اند.

در بین مسلمانان روزه واجب هر ساله در انحصار ماه رمضان است كه تقریباً سی روز می شود.

بندیكت (Benedict) دانشمند فیزیولژی یك دوره روزه را سی و یكروز دانسته می گوید در این مدت در تركیب خون هیچگونه اختلاطی بهم نرسیده و آن نوری كه در بعضی از روزه داران دیده می شود یك حالت جوانی و نشاطی است كه برای روزه داران رخ می دهد.

دكتر ژان فروموزان(Jean Fromosan) می گوید ذخایر كلیكوژن كبدی و پروتئین خون و ذخیره چربی كه در مرد سی درصد و در زن بیست درصد است برای یك ماه بدن كافی است.

دكتر الكسیس كارل(222 انسان وجود ناشناخته) در باره روزه مطالبی دارد تا آنجا كه می گوید با روزه داری قند خون در كبد میریزد و چربیهائی كه در زیر پوست ذخیره شده اند و پروتئین های عضلات و غدد و سلولهای كبدی آزاد می شوند و بصرف تغذیه می رسند كه چون با سخن ژان فروموزان كه گفت بعضی عناصر ذخیره ای بدن برای سی روز كافیست در كنار یكدیگر قرار داده شود نتیجه می گیریم كه در ظرف مدت یك ماه روزه داری آدمی دارنده یك بدن تازه تعمیر شده و آزاد گردیده از قید و بند سموم و كهنه هاست. بعلاوه نباید اثر فاصله هلال تا محاق و ماه را كه قریب 30 روز می شود فراموش نمود یعنی گردش آسمانها نیز مدت روزه داری را سی روز اعلام داشته و می دارند.

كسانی دیگر نیز از متخصصین هستند كه ذخائر بدنی را برای سی روزه روزه داری مناسب و كافی دانسته اند و می دانیم اولین روز پس از ماه روزه یعنی روز اول شوال را نمی توان روزه گرفت و آنرا حرام شمرده اند، این مسئله برای یكنواخت بودن مسلمانان و تشویق آنها است در اینكه باید هماهنگ و در یك صف بوده و برای حفظ حدود و ثغور دستورات اسلامی كوشا باشد.

سفره افطار در ماه رمضان

 

4- تنفس ، تازه كردن هواست، روزه ، تازه كردن غذاست
هماهنگونه كه تنفس عمیق یكنوع تازه كردن هوای در ریه هاست روزه نیز یك تازه كردن مواد غذایی در بدن می باشد.

تنفس عمیق برای شستشوی هوای داخل بدن و روزه برای شستشوی الكترولیت ها و عصاره های غذائی بین بافتی است.

آدمی هر دقیقه 16 نفس می كشد هر تنفس یك دم و یك بازدم معمولی دارد كه شمارش، نوع و مقدارهوائی كه وارد و خارج می گردد معین بوده و خود كار انجام می گیرد ولی تنفس عمیق یك دم و بازدم شدیدتری است كه طبق دستورات بهداشتی بجای آورده می شود.

بهداشت اجازه نمی دهد برای تنفس عمیق جز از هوای لطیف و نظیف استفاده كرد به همین ترتیب با یك جمله" مسلمان در ماه رمضان مهمان خداست" آوردن غذای ناسازگار و مسموم كننده و غیر حلال را بر سر سفره چنین میزبانی ممنوع ساخته است.

نه آنكه در بقیه سال خوردن غذای حرام و ناسازگار اشكالی نداشته باشد بلكه مقصود اینست، چون یكی از خواص روزه دفع سموم است در این ماه مراقبت بیشتری باید نمود كه از جذب مجدد سموم جلوگیری بعمل آید. و در واقع ماه رمضان ماه تمرین و آزمایش برای انتخاب سفره ای سازگار در سراسر سال است. سفره ای كه میزبانش" خداست" و میهمانش نباید بر آن مسموم گردد.

تنفس عمیق از هوای لطیف وبازدم هوای آلوده است كه تكرار آن سبب می شود به طور كلی همه ریه ها بلكه سراسر بدن تصفیه گردد به همین طریق روزه های متوالی نیز موجب خروج كلیه سموم از مجاری و فواصل بین سلولی وبافت ها می گردد.

اولین تنفس عمیق سبب می شود نزدیك به دو لیتر هوا كه 5/1 لیتر بیش تر از هوای دم عادی است بنام هوای تكمیلی وارد ریتین گردد و در بازدم شدید و عمیق باز 5/3 لیتر هوا كه مجموعه ای از بازدم عادی و هوای اندوخته است بنام ظرفیت حیاتی از دهان خارج می شود و چون در بازدم بسیار عمیق هم شش ها نمی توانند كاملاً روی هم جمع شوند لذا حدود یك لیتر هوا به نام هوای همیشگی در ریه ها باقی می ماند، اینك باز برای تصفیه باقیمانده یك تنفس عمیق دیگر دستور داده می شود كه می توان حساب كرد پس از چند مرتبه ، هوای داخل ریه ها كاملاً نزدیك به هوای تازه خواهد بود. روزه نیز به همین نحو است كه روز اول مقداری از تمام اندوخته های اضافی كه بسیاری از آنها برای اعضا مسمومیت نسبی دارد از بدن خارج می شود و جای آنها را جذب شده های تازه می گیرد و به همین نحو چنانچه خواهیم گفت با تكرار روزه گویا منبع آبی را كه راكد بوده هر روز مقداری از آن را برداریم و آب پاكیزه بجای آن بریزیم تا اینكه به طور قطع یك ماه بگذرد پس از این مدت بدن غوطه ور در آبها و الكترولیت ها و عناصر تازه ای خواهد بود.

5- یك بحث جالب علمی در مورد روزه
بفرمائید سه لیوان مایع برای خوردن بیاورند . سه لیوان موجود آب آشامیدنی، آب هندوانه و شیرگاو است- به عبارتی  مایعات جدا شده از جماد- نبات- حیوان.

ساختمان شیر( آب حیوان) نزدیكتر و سازگارتر ببدن است و در درجه دوم آب گیاه و آخر آب اشامیدنی.

آب قسمت اعظم هر سه را تشكیل می دهد و پس از خوردن باید آب زیادی بصورت ادرار و غیره دفع گردد اما:

آب سنگ ( آب آشامیدنی ) پس از چند روز( شاید 12 روز) خارج می شود آب گیاه بیشتر و باز آب حیوان زیادتر، بدین معنی كه آب شكاف سنگها جذب و وارد خون و سرانجام بین انساج و بافت ها قرار گرفته آب موجود و ذخیره 12 روز قبل را خارج می سازد.

ذرات رادیو اكتیو بغذائی افزودند و بكیفیت هضم و جذب ودفع آن با دنبال كردن ذرات وقوف حاصل كردند.

برای روشن شدن مطلب و اینكه مقصود ما از بحث چیست تحت عنوان مطالعات متابولیسمی شرحی داده می شود!

(Metabolism – Studies) ( مطالعات متابولیسمی):

آنچه می خوریم تصور می شود صرف سوختن و تهیه انرژی برای بدن می شود و دفع می گردد ولی تصوری نادرست بوده، اینگونه است كه بدن عنوان حوضی داشته كه غذا از طرفی وارد و از طرف دگرش خارج می شود، مثلاً مواد قندی از جانبی وارد شده و از جانب دگر بمصرف سوختن رسیده دفع می گردد و آنرا حوض متابولیسمی (Metabolic – Pool) نامیده اند. آنچه وارد می شود تازه است و باید تازه هم باشد و آنچه خارج می شود از مانده ها و كهنه هاست و باید هم فاسدها و مانده ها خارج شوند( چنانچه تطهیر ظرف جهانی نیز چنین است كه تازه ها و كودكان بیایند و مانده ها و فرتوتها بروند).

اكسیژنی كه امروز وارد بدن می شود 6 ماه بعد خارج شده و كلسیم امروز 180 روز بعد مصرف می گردد.

اگر ازت رادیو اكتیو در غذا باشد چند هفته بعد آنرا در ادرار می بینیم.

برای تعیین خط سیركربن معمولی، كربن دیگری كه وزن اتمی 14 دارد بكار می برند.

كربن گلوكز معمولی 12 است و اگر 14 باشد گلوكز رادیواكتیو است كه مدتها بصورت گاز كربنیك بعنوان یك كاتالیزر در بدن می ماند و سپس دفع می شود و همینطور برای اكسیژن با وزن اتمی 15 آنرا انتخاب می نمایند كه نصف عمرش 124 ثانیه است.

اكسیژنی كه در تانك و كپسول است 15 است و اگر با این اكسیژن گاز كربنیك در بدن درست شد بعلت آنكه با آهك جذب شده باید رادیو اكتیو باشد و به علت  ماندن این عناصر در بدن است كه بدن را حوض متابولیسم می نامند و وارد شدن نوها به بدن و خروج كهنه ها و توقف فیمابین را - Dynamic State .

هم اكنون فكر كنید با این همه سرو صدا كه در خوردن یك ذره آب بوجود می آید آیا كافیست كه با چند روز روزه داری توقع داشت كه همه فاسدها و كهنه ها جای خود را به تازه ها بدهند یا باید با روزه های متوالی به چنین نتیجه و مقصودی رسید؟



نوشته شده در جمعه 22 مرداد 1389 توسط جا مانده از قافله
(تعداد کل صفحات:3)      1   2   3  

مقام معظم رهبری

درباره سایت
آمار سایت
Blog Skin