تبلیغات
طواف یار - مطالب اخبار

طواف یار
در و دیوار شهرم خوب می دانند، تمام افتخار ما شهیدانند.

بزرگ مردتاریخ

جستجو
پیوند ها
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر

در انتظار یار

اللهم عجّل لولیک الفرج


صفوف آهنین . . .

من یك یهودی ام . . .

http://tiktak-2.persiangig.com/labkhandhayekhaki/logo/belagtapelak.gif



سرافرازان
قافله شهداء


جنبش سایبری ضد صهیونیسم
جعبه حدیث

تشییع پیکر شهدای دفاع مقدس همزمان با شهادت امام صادق‌(ع)

26 كبوتر خونین‌بال فردا بالی دوباره به آسمان می‌گشایند

 

    خبرگزاری فارس: در سالروز شهادت امام جعفر صادق‌(ع) 26 کبوتر خونین‌بال دفاع مقدس که 20 کبوتر از دیار گمنامان هستند، بر فراز 13 استان کشور بالی دوباره به آسمان می‌گشایند. 

 

همزمان با ایام شهادت حضرت امام صادق (ع) پیکرهای طیبه و نورانی 26 شهید دوران دفاع مقدس، روز دوم مهرماه 20 نقطه کشورمان در استان‌های تهران، ایلام، چهارمحال و بختیاری، سمنان، فارس، کرمان، لرستان، گیلان، مازندران، گلستان، خراسان شمالی، مرکزی و یزد را عطرآگین می‌کنند.

دانشکده صدا و سیمای جمهوری اسلامی تهران، دانشگاه آزاد اسلامی رودهن و دانشگاه سراسری سمنان از جمله نقاطی است که میزبان شهدای گمنام خواهند شد.

تپه چغاسبز و شهرستان سرابله (شیروان چرداول) استان ایلام، شهرستان اردل استان چهارمحال و بختیاری، شهرستان «بوانات» استان فارس و مرکز باغ موزه دفاع مقدس استان مرکزی با حضور نامداران آسمانی عطرآگین می‌شود.

شهدای گمنام دوران دفاع مقدس در سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) در مرکز آموزشی نیروی دریای ارتش جمهوری اسلامی ایران استان کرمان و مرکز آموزشی احمدبن موسی (ع) نیروی دریایی سپاه پاسداران استان فارس آرام می‌گیرند.

شهرستان‌های الشتر، نورآباد دلفان و پلدختر استان لرستان از دیگر نقاط میهن پهناور و مقدسمان است شهدای گمنام با حضورشان فضایی عطرآگین و معنوی را به نقاط خواهند بخشید.

همچنین 7 شهید تازه تفحص شده که شناسایی شده‌اند، در این ایام، بر شانه‌های امت شهیدپرور تشییع و به خاک سپرده می‌شوند. شهید «علی‌محمد ترابنده» از شهدای لشکر 27 محمد رسول الله (ص) شهر تهران، شهید «جلال رئیسی» از شهدای نیروی انتظامی جمهوری اسلامی شهرستان جیرفت استان تهران و شهید «احمد قدردان توماج» از شهدای لشکر 88 زاهدان بندر ترکمن استان گلستان شهدای تازه تفحص شده‌ای هستند که بعد از سال‌ها به آغوش خانواده‌هایشان بازگشته‌اند.

شهدای تازه تفحص شده، شهید «محمدحسین کریمی‌نسب» از شهدای لشکر 88 زاهدان، شهرستان بابلسر استان مازندران، شهید «محرم‌علی منتهایی» از شهدای لشکر 88 زاهدان، شهرستان آستانه اشرفیه استان گیلان، شهید «محمدرحیم علی پناه» از شهدای لشکر 88 زاهدان، شهرستان بجنورد استان خراسان شمالی و شهید «حسین منصورآبادی» از شهدای لشکر 88 زاهدان، شهرستان مهریز استان یزد پس از سال‌ها هجرت در ایام شهادت امام جعفر صادق‌(ع) بر شانه‌های امت شهید پرور تشییع و در زادگاهشان به خاک سپرده می‌شوند.

بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس در پایان، با دعوت از عموم مردم شهید پرور شهرهای یاد شده به ویژه پیروان مکتب حقه جعفری درخواست کرد تا با شرکت گسترده خود در مراسم تشییع شهدا، بار دیگر با آرمان‌های امام راحل و شهیـدان سرافراز تجدید پیمان کنند.   
 


نوشته شده در جمعه 1 مهر 1390 توسط جا مانده از قافله
رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ستاد كل نیروهای مسلح گفت: پس از 27 سال پیكر شهید برونسی در عملیات ویژه‌ای در شرق دجله كشف شد.


به گزارش سایت شهید آوینی به نقل از خبرگزاری فارس از مشهد، سردار سیدمحمد باقرزاده ظهر امروز در جمع خبرنگاران اظهار داشت: از شهید برونسی پلاك هویت، بخشی از صفحات قرآن به همراه جانماز و مهر، سربند لبیك یا خمینی و لباس بادگیر خاكی منقوش به آرم سپاه پیدا شده است.
رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس ستاد كل نیروهای مسلح گفت: پیكر شهید برونسی در عملیات ویژه‌ای در شرق دجله به همراه 12 شهید دیگر پیدا و به میهن منتقل شد و در سالروز شهادت حضرت زهرا (س) همزمان با دهه دوم در مشهد تدفین می‌شود.
باقرزاده با بیان اینكه این شهید والامقام سر در بدن ندارد تاكید كرد: شهید برونسی بر آرمان‌های خود استوار است.
وی ضمن تبریك پیدا شدن پیكر بی‌سر شهید برونسی به مردم متدین و شهیدپرور مشهد به‌ویژه خانواده این شهید بزرگوار تصریح كرد: به همه دولتمردان و مسئولان توصیه می‌كنم از این شهید بزرگوار درس تبعیت از ولایت فقیه بگیرند.



نوشته شده در دوشنبه 5 اردیبهشت 1390 توسط جا مانده از قافله
موضوع: اخبار -شعر -



شبِ میلادِ و بر برگِ شقایق
نوشته نام زیبای تو صادق

رئیس مذهب پاکِ تشیّع
تو بر دل آشنا کردی حقایق

در آن گمراهیِ سختِ زمانه
ز تو تفسیر شد قرآن ناطق

اگر اکنون علی را دوست داریم
همه از زحمتت گردیده لایق

به هر بزم سؤالِ فقه و علمی
ز پاسخ‌های خود گشتی تو فائق

اگر ای پاسدار دین نبودی
کجا بود این همه عشق و علایق

بدان تا حشر ای شیخ الائمه
بوَد مدیون درسِ تو خلایق


نوشته شده در دوشنبه 2 اسفند 1389 توسط جا مانده از قافله


تا نام تو برده می‏شود،

چراغ‏های صلوات، در جان لحظه ‏ها فروزان می‏شوند.

تا فضیلتی از تو گفته می‏شود،

دل‏ها از بوی گل محمدی زنده می‏شوند.

یاد نویدبخش تو، درب‏های صبح را به رویِ ما می‏گشاید.

قرآن تو، نزدیک‏ترین راه رهایی است

و نهج‏ الفصاحه‏ات، پاک‏ترین مبحث بندگی.

قرآن، معجزه‏ای است که از دست‏های روشن تو به ما رسید

و مرهمی شد بر داغ‏های همه روزه بشریت.

نهج ‏الفصاحه، سرزمین پهناور دوستی است،

زمزمه‏های بهاری گنجشکان بر درخت است

که روبه‏روی لحظات خستگی انسان، قد می‏کشد.

دنیا، شاداب و جوان می‏ماند؛

اگر سطری از اندرزهای تو را به کار بندد؛

همچنان‏که منبر و مسجد و مأذنه از ذکر و نام تو فعال مانده‏ اند.

یا رسول اللّه‏ صلی‏الله ‏علیه‏و‏آله ، تو را نشناخته‏ایم

و فقط می‏دانیم که نامت بر همه کائنات ترجیح دارد.

چگونه می‏توان شعاع دایره خوبی‏هایت را ترسیم کرد؟

«مدینه» با آن عظمتش، هیچ‏گاه ادعا نمی‏کند که تو را شناخته است.

چگونه در خیال خام دنیا، رفتاری برای هم اعصار می‏گنجید؟

یا نبی اللّه‏ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله !

مگر می‏توان بر سنت شریف تو بوسه نزد؛

حال آنکه پاسخ‏گوی تمام نیازهای روز است؟!

این درست که تو را نشناخته ‏ایم

اما همه هستی ما از احترام به نامت

که بیت بیت، قصیده ‏های روشن در دل‏ها می‏کاری

و نور می‏پاشی در چشم‏های خاک.


نوشته شده در دوشنبه 2 اسفند 1389 توسط جا مانده از قافله
ام عماد زنی است خانه‌دار که شوهرش سبزی فروش است ... ام‌عماد زنی است خانه‌دار که سجاده و عبای مردش را همیشه حاضر می‌کند برای نماز... ام‌عماد زنی است خانه‌دار که در گوش کودکان دیروزش قصه دلاوری برادران هاشمی را می‌خواند؛ همان پسران حیدر در سرزمین تنهایی... ام‌عماد زنی است خانه‌دار که هنوز هم برای من و تو قصه می‌خواند از جنس عماد و فواد و جهاد و ... 
 23 بهمن روز تلخ وتکرار ناشدنی است برایم!


روزی که با خیال راحت در اتاق تحریریه نشسته بودم و خستگی  22 بهمن را از تن خارج می‌کردم، همکارم سراسیمه تلفن داخلی را گرفت و آهسته جوری که صدایش به سختی شنیده می‌شد بریده بریده گفت .. گفت اما به فاصله دو میزِ نیم دایره‌ای و یک رشته سیم هنوز صدایش را نمی‌شنیدم و مدام تکرار می‌کرد و من مدام نمی‌شنیدم.


خبرش چند کلمه ساده بود:


عماد مغنیه ترور شده...


توی دمشق...؟


- فرمانده نظامی حزب‌الله..


و من دائم می‌گفتم محاله. عماد شبح بیست ساله است.


- نه ترور شده


محاله...
محاله...

 



و دائم مکالمه‌ای تکراری، تکرار می‌شد مثل یک دَوَران درونِ سر و من هر روز 23 بهمن فقط بغض میکنم و باور نمی‌کنم ..


باور نکردم تا وقتی در روضه‌الشهدا بیروت مادری مومنه با چادری عربی عینکی نقره‌ای‌رنگ و پدری شکسته و ساده با عینکی ته استکانی که به اندوه چشمانش ضریب می‌داد از جنس بزرگنمایی شیئی غم..!


و مادر  تعریف می‌کرد از سه پسرش عماد، فواد، جهاد..که دو پسر بلا گردان برادر شدند و من در دلم یاد داستان‌های هزار سال قبل می‌افتادم... زن صبورانه حرف می‌زد، گاهی بغض بود و گاهی لطافت لبخندی از مهربانی برای حرف‌ها و پرسش‌ها.

می‌دانستم ام‌عماد مانند مادر بزرگانم می‌ماند که هر روز صورت آرامشان را نقاب اندوه از دست دادن شهدایشان می‌کنند.


ام عماد زنی است خانه‌دار که شوهرش سبزی فروش است ... ام عماد زنی است خانه‌دار که سجاده و عبای مردش را همیشه حاضر می‌کند برای نماز... ام عماد زنی است خانه‌دار که در گوش کودکان دیروزش قصه دلاوری برادران هاشمی را می‌خواند؛ همان پسران حیدر در سرزمین تنهایی... ام‌عماد زنی است خانه‌دار که هنوز هم برای من و تو قصه می‌خواند از جنس عماد و فواد و جهاد و ...


عماد اگر عماد شد مادری داشت مانند ام‌عماد...
 

نویسنده : محمد دهقانی

تدارکاتچی : مرصوص

نوشته شده در دوشنبه 25 بهمن 1389 توسط جا مانده از قافله


شهید نورعلی شوشتری

نورعلی شوشتری در سال 1327 در روستای سرولایت شهرستان نیشابور به دنیا آمد.
وی که از فرماندهان پرافتخار و یادگاران نامدار دفاع مقدس محسوب می شود در دوران قبل ازانقلاب با ارادت ویژه‌ای که نسبت به مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای داشت، به طور مرتب در جلسات ایشان شرکت می نمود و بدین طریق با فضای مبارزه ارتباط داشت. در دوران بعد از انقلاب و به ویژه در زمان دفاع مقدس نیز درعملیات‌های مختلف_ خصوصاً در جبهه غرب_ حضوری فعال داشت.
سردارشوشتری که افتخار همرزمی شهیدان بزرگواری چون شهید باکری و شهید برونسی را در کارنامه زرین خود داشت در اکثر عملیات‌ها با مسئولیت‌های مختلف به ویژه فرماندهی محورهای عملیاتی حضور فعال داشت؛ هفت بارجراحت شدید داشت و تحمل درد و رنج ناشی از آن ماحصل این حضور فعال و مخلصانه بود. این حضورها و رشادت‌ها افتخار جانبازی راچون برگ زرین دیگری برای کتاب زندگی سراسر مجاهدت او به ارمغان آورد.
با وقوع عملیات مرصاد به توصیه مقام معظم رهبری، مسئولیت این عملیات غرور‌آفرین را بر عهده گرفت. از شهید صیاد شیرازی نقل است که شوشتری در این عملیات فرماندهی شایسته‌ای را از خود به نمایش گذاشت تا جایی که در تماس مرحوم حاج سید احمد خمینی با وی و ابلاغ گزارش پیشرفت عملیات توسط آن مرحوم به امام خمینی‌(ره)‌، حضرت امام خطاب به سردارشوشتری می‌فرمایند :‌‌«در این دنیا که نمی‌توانم کاری بکنم. اگر آبرویی داشته باشم درآن دنیا قطعاْ شما را شفاعت خواهم کرد.»
فرماندهی لشکر 5 قرارگاه نجف، فرماندهی قرارگاه حمزه و جانشینی فرمانده نیروی زمینی سپاه برخی از مسئولیت‌‌های این فرمانده بزرگ و شهید والا مقام است. وی از اول فروردین 1388با حفظ سمت، فرماندهی قرارگاه قدس زاهدان را نیز عهده‌دار شد و موفق گردید با تلاشی پیگیر و مجاهدتی خستگی ناپذیر، ایجاد اتحاد بین طوایف شیعه و سنی را در این استان به افتخارات خود بیفزاید.
نور‌علی شوشتری که‌‌ سال‌های متمادی منصب خادمی افتخاری بارگاه ملکوتی امام رضا‌(ع)‌را عهده‌‌ دار بود‌، بارها در جمع همرزمانش گفته بود‌:
«آرزو دارم در میدان جنگ باشم و به شهادت برسم و جسم ناقابلم در راه خدا تکه تکه شود‌».
سردار نور‌علی شوشتری صبح روز یکشنبه 26/7/1388 در منطقه پیشین سیستان و بلوچستان طی یک عملیات تروریستی در سن 61سالگی به درجه رفیع شهادت نایل آمد.
روحش شاد‌‌ و ‌راهش پررهرو‌باد

منبع:بروشورسازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران
پیش‌ بینی
پیش بینی سردار شوشتری از شهادتش در سیستان
سردار شوشتری جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در ابتدی سال 1388 به عنوان فرمانده قرارگاه قدس انتخاب شده بود‌،‌‌شهادت خود را پیش‌بینی کرده بود.
وی که به همراه چند تن از فرماندهان سپاه و تعدادی از سران قبیله در عملیاتی تروریستی به شهادت رسید چندی پیش در محفلی باحضور دوستانش گفته بود که" ‌از خدا خواسته‌ام اینجا محل شهادتم شود و دلم گواهی می‌دهد که خداوند آرزوی مرا برآورده خواهد کرد‌‌. بعد از احمد کاظمی و دیگر یاران من تنها شده‌ام و به همین خاطر انتظار شهادتم را می‌کشم‌. امیدوارم خداوند با شهادت من مشکلات این منطقه و معضلات آن را حل کند‌. "
سردار شوشتری از زمان انتصاب خود به سمت فرمانده قرار گاه قدس علی رغم مسئولیت سنگینش در تهران همواره در منطقه سیستان و بلوچستان و در میان مردم فقیر حضور داشت و اقدامات متعدد فرهنگی و حتی فعالیت‌های متعددی در زمینه حل مشکلات معیشی مردم منطقه می‌‌کرد‌‌‌‌‌.
حضور این شهید سرفراز تابدان‌جا بود‌که‌خانواده و نزدیکانش به سختی موفق به دیدن وی می‌شدند اما کپرها و چادرهای قبیله منطقه مامن مناسبی برای حضور جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران بود.
 
منبع:پایگاه اطلاع رسانی تابناك

رمضان در سیستان

دقایقی قبل از اذان مغرب روز شانزدهم رمضان‌، ‌ماشین‌های جور‌‌وا‌جوری كه اكثرشان وانت بودند‌، جاده سربالایی، با شیب نسبتاً تند تپه بزرگ شهر راسك‌، مركز شهرستان سرباز، كه مقر سپاه بر روی آن واقع شده، را می پیمودند و بالا می آمدند، با مختصر شناسایی و با گفتن جمله كوتاه « ما میهمان سرداریم » از نگهبانی ورودی به آسانی و با احترام نظامی می‌گذشتند و داخل می‌‌شدند‌.
لحظاتی بعد سرنشینان این خودروها كه همگی در لباس سفید بلوچی وتك و توكی هم با لباس خاكی رنگ و خاكستری هستند‌، مورد استقبال گرم سرداران و دیگر پاسداران قرار می‌گیرند‌، آری اینان كه سران طوایف و عشایر منطقه سرباز هستند، آمده‌اند تا میزبان سفره افطار یكی از‌ سربازان ولایت و رهبری باشند.
سردار شوشتری جانشین فرمانده نیروی زمینی و فرمانده قرارگاه قدس سپاه كه با عزمی خستگی ناپذ‌یر، كمر همت را به خشكاندن ریشه ناامنی در جنوب شرق بسته است‌‌، این روز مبارك را غنیمت شمرده‌،‌تا در این نقطه دور افتاده و محروم‌، میزبان جمعی از بندگان روزه‌دار خدای رحمان باشد.
پس از اقامه نمازمغرب‌‌، سفره افطار در گوشه نمازخانه سپاه پهن می‌شود‌، سفره‌های ساده و بی‌ریا. سفره‌ای كه شاید مشابه آن را در هیچ‌جای دیگری نتوان یافت.
همه آمده‌اند، طوایف آسكانی، صلاحی، شاه‌بخش‌، بر و دیگران. از راه‌های دور‌و نزدیك، از پیشین، جكی گور و از خود شهر راسك، بخش سرباز یا مناطق دورتری هم چون آشار و یرافشان وخیلی جاهای دیگری كه من حتی اسمشان را نمی‌دانم.
عبدالرحیم از پیشین، خان محمد از آن سوی‌تر، رحیم داد از آشار، ابوالحسن از یرافشان وكدخدا محمد از تگران، غلام‌علی از نقطه صفر مرزی و به قول خودش از میل مرزی 196 وده‌ها چهره دیگر.
سردار چونان نزدیكان و خویشان خود، یكی یكی تعارف می‌كند و با احترام بر سفره می‌نشاند و در تب و تاب است تا كم وكسری نباشد، هر از چند گاهی هم كه تازه واردی می‌آید، تعارف به نشستن می‌كند و دوباره افطار خود را ادامه می‌دهد. با پایان یافتن افطار گپ و گفت و‌گوها و بگو و بخندها شروع می‌شود. «‌‌ خان‌محمد صلاحی چطور است ؟»، « كدخدا محمد بسیار بسیار خوش آمدید » و جالب این كه كه بیشتر افراد را به اسم كوچك می‌شناسد و صدا می‌زند.
این رابطه صمیمی سردار را كه می‌بینم نا خود آگاه به یاد حرف چند روز پیش حاج كمال فرمانده گردان تكاورمان می‌افتم كه با خنده می‌گفت: « اگر خواستی بفهمی سردار كی به منطقه می‌آید كافی است از یكی از این عشایر بپرسی، نه من یا دیگری! زیرا آن ها بهتر از ما خبر دارند ».
سفره افطار جمع می‌شود. سران طوایف بلوچ به دور سردار حلقه می‌زنند و او نیز در همان ابتدا پس از نام و یاد خدا می‌گوید: «این را از همین اول بگویم كه من با حضور شما مردم غیور دیگر هیچ دغدغه امنیتی در اینجا ندارم و یقین هم دارم هیچ كس نمی تواند كوچك ترین نفوذی در صفوف مستحكم شما داشته باشد».
والحق كه این گونه است ، زیرا مرد بلوچ امروز دیگر بخوبی دریافته است، آن‌هایی كه در آن سوی مرزها با بلعیدن دلارهای آمریكایی و پوندهای انگلیسی سنگ خلق بلوچ را برسینه می زنند، تنها و تنها به منافع خویش می اندیشند و لاغیر‌. سردار به پیروی از مولا و مرادش حضرت آقا، از وحدت وهمدلی سخن به میان می آورد و می گوید: « برادران من، امروز دشمن منتظر تفرقه شماست، منتظر دودستگی است. اگر خدای ناكرده، اختلافی پیش آمد، نگذارید به جای باریك كشیده شود. اصلاً یكی از خصوصیات طایفه، همین با هم بودن است».
توصیه‌های وحدت بخش سردار كه به این جا می رسد، به یاد حرف‌های پیش از افطار ابوالحسن از طایفه آسكانی می افتم كه می گفت: «خوبی سپاه به همین است كه قبل از هر چیزی به فكر وحدت ماست، كاری كه بعضی‌ها از آن غفلت كردند. سپاه به فكر خدمت است و برای همین است كه ما تا پای جان در كنار سپاه هستیم».
صحبت‌های سردار هم چنان ادامه دارد و به اینجا رسیده است كه می گوید:‌« یكی از نكات قوت در كار شما خان‌های بلوچ این است كه شما از خادمی به خانی رسیده‌اید، نه از سر تعدی و ظلم و قدرت و ثروت و مانند آن و این افتخار بزرگی برای شماست. پس این روحیه خادمی وخدمت گزاری را حفظ كنید. همان‌گونه كه امام عظیم الشانمان، به خادمی افتخار می‌كرد و می‌گفت به من رهبر نگویید، خادم بگویید» و این حرف را سردار، در عمل هم در ضیافت آن شب به كار بست. هر‌گاه كه یكی از سران طوایف و عشایر از مشكلات طایفه اش می‌گفت، او بلافاصله در جواب می‌گفت:«ای به چشم!» و فوراً خطاب به علویان و فرماندهان زمینی و مقاومت مستقر در منطقه می‌گفت: «فوراً مشكل آقایان را حل كنید» و در موارد محدودی هم كه خواسته‌ها در حد مقدورات نبود با لبخندی بر لب می گفت:«صبر كنید انشاءا... درست می شود، خوش خوش، كم كم!» و یا آن‌گاه كه یكی از سران طوایف، از شناسایی 100خانوار نیازمند در طایفه‌اش گفت، سردار بلافاصله خطاب به آقای علویان گفت‌: «عجالتاً 10تن آرد می‌دهیم، بدهید به این عزیزان، تا بعداً اقدامی اساسی برای این‌ها بشود».
سردار هم چنان در لابه‌لای سوالات مطرح شده، از طرح‌های سپاه می‌گوید و به طرح همایش وحدت سران طوایف اشاره می‌كند و از عبدالرحیم كه گویی داوطلب یكی از این همایش‌هاست، پیشرفت كار را می‌پرسد و او كه حالا دیگر به بركات وحدت بیش از پیش پی برده است می‌گوید: «سردار ما نظرمان این شد كه به جای این كه تنها همایش سران طایفه خودمان را داشته باشیم، می‌خواهیم همایشی برای همه طوایف در پیشین داشته باشیم تا اختلافی هم پیش نیاید.» پیشنهادی كه با استقبال شدید سردار مواجه شد وگفت: «كارتان را هر چه زودتر شروع كنید و نگران بودجه و امكانات هم نباشید، با توكل به خدا و با همت شما همه چیز حل می‌شود». در ادامه صحبت به نكته دیگری هم اشاره می‌كند و خطاب به سران طوایف می‌گوید: «برای پیشبرد كارها به باسوادها و نخبگان، دانشگاهیان و مولوی‌ها و تحصیل كرده‌های محلی خودتان بها بدهید، در هر كجا هستند از فكر و تجربه آن‌ها بخوبی استفاده كنید. چون این‌ها بهتر از همه می‌توانند به شما كمك كنند».
 
منبع:پایگاه اطلاع رسانی تابناك




نوشته شده در دوشنبه 26 مهر 1389 توسط جا مانده از قافله

با توجه به تحریف ها و جنگ روانی كه در محیط سایبری تا به امروز داشتیم وپیش رو خواهیم داشت ،برآن شدیم یادآوری كنیم كه دشمن تمام توان خود را برای تحریف در دین وارزش های دینی ما گذاشته است.

با سرچ عكس كلمه" ashura " در تصاویر موتورجستجوی گوگل، شاهد تصاویر زننده و منزجر كننده از قمه زنی می شویم . و حال آنكه عاشورا یك فرهنگ است و زنده نگه داشتن فرهنگ عاشورا جزء فرایض دینی ما است، عاشورا درس بندگی و آزادگی است..

 

عاشورا اوج حماسه است ، چشم تاریخ چنین حماسه شكوهباری را در سراسر حیات بشر ندیده است..

عاشورا نام یك مقطع زمانی نیست، نام یك فرهنگ است. عاشورا  یك حادثه نیست، یك مكتب فكری و یك نظام سیاسی و یك مجموعه فكری، فرهنگی، اخلاقی، سیاسی و جهادی است.

برگزاری مراسم عاشورا، در میان اندیشمندان، هرگز یك عادت نبوده و نیست. احیای عاشورا در فرهنگ تشیع یك عبادت بزرگ اجتماعی، یك مانور عظیم الهی - سیاسی و حركتی حساب شده در جهت نمایش ولایت و برائت امت اسلامی است و اینجاست كه گریستن و گریاندن ارج می‏یابد و مفهوم پیدا می‏كند.

 

عاشوری حسینی «سیستم دفاعی اسلام ناب محمدی‏»(ص) در طول قرون و اعصار است. عاشوری حسینی درخشانترین نمونه معروف‏گرایی و منكرستیزی در پهنه زمان و زمین است. عاشوری حسینی بلندترین فریاد بشریت مظلوم در برابر سپاه ابلیس و استكبار جهانی است. و قله عشق و عرفان انسان نسبت‏به مقام اقدس ربوبی است.

عاشورا نمایشگاه جاوید ارزشها و ضدارزشها در ساحل فرات است؛ نمایشگاهی كه بینندگان آن سرانجام به یكی از دو صف می‏پیوندند و هر سال و هر روز بر سطح و سقف نمایشگاه می‏افزایند. و حال این شیطان صفتان در پی خدشه دار كردن فرهنگی به این عظیمی هستند فرهنگی كه با آن رزمندگان 8 سال دفاع مقدس ، نام ایران اسلامی را حفظ كردند.

این موضوع هوشیاری و فعالیت های جدیدی از دوستان مذهبی و افسران جوان در محیط مجازی نت را طلب می كند. روشنگری های اخیر دوستان ارزشی در محیط اینترنت سدی شده است برای تحریف های این چنینی، اما میدان مبارزه با نوادگان حرمله تمام ناشدنی است.

برای مقابله با این تحریف عظیم .پیشنهاد می شود به كار بردن كلید واژه ها با عبارات انگلیسی و فینگلیش را ، پیش رو داشته باشیم. كلماتی مانند ashura Moharam Softwar، Emam khamenei Emam khomeyni ,…. كه بهتر است در آپلود عكس های شما در سایت ها و در وبلاگ ها استفاده شود.

بدانیم كه یاران مهدی عاشورایی اند و کسانی می توانند در رکاب مهدی علیه السلام باشند که در مکتب عاشورا آبدیده شده باشند.

انتظار، ادامه عاشورا و چشم به راه حسین دیگری نشستن، در کربلایی به وسعت جهان است. ارتباط بین روز عاشورا و روز قیام قائم (عج)، یک رابطه ملموس و قابل درک برای هر انسان عاقلی است چرا که راه و هدف مهدی (عج) همان هدف امام حسین علیه السلام در ابعاد وسیع و گسترده جهانی است...

به امید ظهور حضرت امام مهدی



نوشته شده در دوشنبه 12 مهر 1389 توسط جا مانده از قافله

آن که می سوخت نه قرآن، سند عیسی بود..آن که خندید 
اسراییل، آمریکا بود

 

آسمان تنگ شد و زهر هلاهل بارید
فتنه از لانه ی صهیون و ستم، آغازید


نامه ی مریم و عیسی و خدا سوزاندند
بذر از کینه زده، گریه و خون رویاندند


آن که می سوخت نه قرآن، سند عیسی بود
آن که می خندید اسراییل، آمریکا بود


خبط کردید! که این طرح مسیحی ها نیست
چشم این فتنه به جز دولت امریکا نیست


قلب از فتنه ی صهیون و سیا، خونبارست
این نه از سوی نصاراست، ز استکبارست


ما که مظلومیم، ما امت احمد هستیم
سر پیمان وفا، صلح محمّد هستیم


خون بریزید و بسوزید، نه قرآن، ما را
یا که مصلوب، آن سان که زدید عیسی را


خلق، دانستند، القاعده بازیچه تان
فتنه ی خود زنی و حمله، شده شیوه تان


دین ما دین جهاد است ولی با شیطان
مرحمت داریم، با مردم و با محرومان


بغض در سینه، سر قصه ی رشدی باقیست!
اشک  و خون و عرق از وضع درون ها حاکی است!...


دیده خونبار، گر از سوختن قرآن است
قلب ما زخمی از غزه و پاکستان است


گرچه با فتنه ی تان جبهه ی اصلی گم نیست
با بصیرت ترس از گم شدن مردم نیست


خار در چشم و گلو تیغ درون، چون رهبر
خشم می آریم از سوخته ی خاکستر


باطل است این وهم، حق از سرتان خاموش است
آن چه سوزاندید خود زادگه ققنوس است


از پس لانه ی تان مرد به پا می سازیم
مشعل از سوخته ی حرف خدا می سازیم


لانه ی فتنه به مردان خدا می گیریم
قدس را عاقبت از چنگ شما می گیریم



نوشته شده در دوشنبه 22 شهریور 1389 توسط جا مانده از قافله

 

ای ابلهان متمدن! بوی گند تمدنتان سرتاپای دنیا را گرفته، قرآن ما را آتش زدید، تمام دنیایتان را آتش می زنیم.

 

ما برعکس شما چارپایان انسان نما، انجیل و تورات را آتش نمی زنیم، گرچه آنقدر عهد قدیم و جدیدتان را با خواب و خیالتان آغشته اید که دیگر چیزی از آنها برای آتش زدن باقی نمانده است! چیزی از آنها باقی نمانده است جز ترانه ای برای یکشنبه های کلیسایتان.

 

ما انجیل و تورات را نمی سوزانیم، چرا که ما فریب شما مسیحی نما ها را نمی خوریم و می دانیم که شما همان صهیونیستهای نقاب زده هستید و می خواهید در آب گل آلود دعوای مسیحی-مسلمان ماهی خود را از آب بیرون بکشید.

 

ما انجیل و تورات سوزی راه نمی اندازیم، چرا که شما ابلهان مدرن مدتهاست که آنها را به موزه های تاریختان سپرده اید. اصلا شما را چه به قرآن؟ شما را چه به انجیل؟ شما را چه به تورات؟ شما بهتر است برای همان هری پاترتان صفهای چند صد کیلومتری بکشید!

 

ما انجیل و تورات را نمی سوزانیم، چرا که می دانیم اگر انجیل، انجیل بود و تورات، تورات، آن وقت آن انجیل و تورات حقیقی به شما اجازه چنین گستاخی کثیفی را نمی داد و آنوقت بود که شما انجیل و تورات حقیقی را  نیز می سوزاندید.

 

ما انجیل و تورات را نمی سوزانیم، ما آنچه را می سوزانیم که به شما حق می دهد برای تمام کثافتکاریهایتان.

 

ما اعلامیه حقوق بشر را می سوزانیم، همان اعلامیه ای که به شما حق می دهد قرآن ما را بسوزانید.

 

ما اعلامیه حقوق بشری را می سوزانیم که به شما حق می دهد در راستای آزادی بیان از پیامبر ما کاریکاتور بکشید و بعد آن زنیکه آلمانی به آن کاریکاتوریستِ شلوار قرمزی جایزه آزادی بیان و حقوق بشر بدهد!.

 



نوشته شده در دوشنبه 22 شهریور 1389 توسط جا مانده از قافله
www.leader.ir
در پی اهانت نفرت انگیز به قرآن شریف در آمریکا، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام مهمی به ملت ایران و امت بزرگ اسلام، حلقه های صهیونیستی درون دولت آمریکا را طراحان اصلی این توطئه مشمئز کننده خواندند و با تشریح اهداف پشت پرده کینه توزیهای صهیونیستها نسبت به اسلام و قرآن تأکید کردند: دولت آمریکا برای اثبات ادعای خود درباره دخالت نداشتن در این توطئه، بای د عوامل اصلی این جنایت بزرگ و بازیگران میدانی آن را به گونه ای شایسته به مجازات برساند.
متن پیام ولی امر مسلمین جهان به این شرح است:




بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله العزیز الحکیم: انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون
ملت عزیز ایران ـ امت بزرگ اسلام!
اهانت جنون آمیز و نفرت انگیز و مُشمئز کننده به قرآن مجید در کشور آمریکا که در سایه ی امنیت پلیسی آن کشور اتفاق افتاد حادثه ی تلخ و بزرگی است که نمیتوان آن را تنها در حدّ یک حرکت ابلهانه از سوی چند عنصر بی ارزش و مزدور به حساب آورد. این یک اقدام محاسبه شده از سوی مراکزی است که از سال ها پیش به این طرف، سیاست اسلام هراسی و اسلام ستیزی را در دستور کار خود قرار داده و با صدها شیوه و هزاران ابزار تبلیغاتی و عملیاتی، به مبارزه با اسلام و قرآن پرداخته اند. این حلقه ی دیگری از زنجیره ی ننگینی است که با خیانت سلمان رشدی مرتد آغاز شد و با حرکت کاریکاتوریست خبیث دانمارکی و دهها فیلم ضد اسلام ساخته شده در هالیوود ادامه یافت و اکنون به این نمایش نفرت انگیز رسیده است. پشت صحنه ی این حرکات شرارتبار چیست و کیست؟
مطالعه ی این روند شرارت که در این سالها با عملیات جنایتبار در افغانستان و عراق و فلسطین و لبنان و پاکستان همراه بود، تردیدی باقی نمیگذارد که طرّاحی و اتاق فرمان آن در دستان سران نظام سلطه و اتاق فکرهای صهیونیستی است که از بیشترین نفوذ بر دولت آمریکا و سازمانهای امنیتی و نظامی آن و نیز بر دولت انگلیس و برخی دولتهای اروپائی برخوردارند. اینها همان کسانی اند که پژوهشهای حقیقت یاب مستقل روز به روز بیشتر انگشت اتهام در ماجرای حمله به برجها در 11 سپتامبر را به سوی آنان متوجه میکنند. آن ماجرا بهانه ی حمله به افغانستان و عراق را به رئیس جمهور جنایتکار وقت آمریکا داد و او اِعلان جنگ صلیبی کرد و همان شخص بنابر گزارشها، دیروز اعلام کرده است که این جنگ صلیبی با ورود کلیسا به صحنه، کامل شد.
هدف از اقدام نفرت انگیز اخیر آن است که از سوئی مقابله با اسلام و مسلمانان در جامعه ی مسیحی به سطوح همگانی مردم کشیده شود و با دخالت کلیسا و کشیش، رنگ مذهبی گرفته و پشتوانه ئی از تعصبات و تعلقات دینی بیابد، و از سوی دیگر ملتهای مسلمان را که از این جسارت بزرگ به خشم آمده و جریحه دار میشوند از مسائل و تحولات دنیای اسلام و خاورمیانه غافل سازد.
این اقدام کینه توزانه، نه آغاز یک جریان، بلکه یک مرحله از روند طولانی مدتِ اسلام ستیزی به سرکردگی صهیونیسم و رژیم آمریکا است. اینک همه ی سران استکبار و ائمة الکفر در برابر اسلام قرار گرفته اند. اسلام، دین آزادی و معنویت انسان، و قرآن کتاب رحمت و حِکمت و عدالت است؛ وظیفه ی همه ی آزادیخواهان جهان و همه ی ادیان ابراهیمی است که در کنار مسلمانان با سیاست پلید اسلام ستیزی با این شیوه های نفرتبار مقابله کنند. سران رژیم آمریکا نمیتوانند با سخنان فریبنده و میان تهی، خود را از اتهام همراهی با این پدیده ی زشت تبرئه کنند. سالهاست که مقدسات و همه ی حقوق و حرمت میلیونها مسلمان مظلوم در افغانستان و پاکستان، در عراق و لبنان و فلسطین زیر پا گذاشته شده است. صدها هزار کشته، دهها هزار زن و مرد اسیر و زیر شکنجه، هزاران کودک و زن ربوده شده و میلیونها معلول و آواره و بی خانمان، قربانی چه چیزی شده اند؟ و با همه ی این مظلومیتها، چرا در رسانه های جهانی غرب، مسلمانان را مظهر خشونت و قرآن و اسلام را خطری برای بشریت وانمود میکنند؟ چه کسی باور میکند که این توطئه ی گسترده بدون کمک و دخالت حلقه های صهیونیستیِ درونِ دولت آمریکا ممکن و عملی است؟!
برادران و خواهران مسلمان در ایران و سراسر جهان!
لازم میدانم این چند نکته را به همه متذکر گردم:
اولاً: این حادثه و حوادث پیش از آن به روشنی نشان میدهد که آنچه امروز آماج حمله ی نظام استکبار جهانی است، اصل اسلام عزیز و قرآن مجید است؛ صراحتِ مستکبران در دشمنی با جمهوری اسلامی ناشی از صراحت ایران اسلامی در مقابله با استکبار است و تظاهر آنان به دشمن نبودن با اسلام و دیگر مسلمانان، دروغی بزرگ و فریبی شیطانی است. آنان با اسلام و هر آنکس که بدان پایبند است و هر آنچه نشانه ی مسلمانی است دشمن اند.
ثانیاً: این سلسله ی کینه توزیها با اسلام و مسلمین، ناشی از آن است که از چند دهه پیش تاکنون نور اسلام از همیشه تابنده تر و نفوذ آن در دلها در جهان اسلام و حتی در غرب از همیشه بیشتر شده است. ناشی از آن است که اُمت اسلام از همیشه بیدارتر شده و ملتهای مسلمان اراده کرده اند زنجیرهای دو قرن استعمار و تجاوز مستکبران را پاره کنند. حادثه ی اهانت به قرآن و پیامبر  عظیم الشأن صلی اله علیه و آله، با همه ی تلخی، در دل خود حامل بشارتی بزرگ است. خورشید پر فروغ قرآن روزبروز بلندتر و درخشنده تر خواهد شد.
ثالثاً: همه باید بدانیم که حادثه ی اخیر ربطی به کلیسا و مسیحیت ندارد و حرکات عروسکی چند کشیش ابله و مزدور را نباید به پای مسیحیان و مردان دینی آنان نوشت. ما مسلمانان هرگز به عمل مشابهی در مورد مقدسات ادیان دیگر دست نخواهیم زد. نزاع میان مسلمان و مسیحی در سطح عمومی،  خواسته ی دشمنان و طراحان این نمایش دیوانه وار است و درس قرآن به ما، در نقطه ی مقابل آن قرار دارد.
و رابعاً: طرف مطالبه ی  همه ی مسلمانان، امروز دولت آمریکا و سیاستمدارن آنند. آنها اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند باید عوامل اصلی این جنایت بزرگ و بازیگران میدانی آن را که دل یک و نیم میلیارد مسلمان را به درد آورده اند، به گونه ئی شایسته به مجازات برسانند.
و السلام علی عباد اله الصالحین
سیّدعلی خامنه ای
22/شهریور/1389
تدارکاتچی : پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری


نوشته شده در دوشنبه 22 شهریور 1389 توسط جا مانده از قافله
موضوع: زندگینامه -اخبار -

محمد گلدوی ،مولود و شهید مسجد

سردار علیرضا جاهد فرمانده سپاه سیستان و بلوچستان با اشاره به برگزاری مراسم تشییع پیکرهای شهدای شعبانیه مسجد جامع زاهدان اظهار داشت: این مراسم به ‏نحو احسن برگزار شد و همه اقشار اعم از شیعه و سنی و سران طوایف در این مراسم شرکت داشتند و اعلام کردند که ما مرزداران واقعی انقلاب هستیم.

    

وی با بیان اینکه این حادثه تروریستی به هیچ وجه کار اهل تسنن نیست، گفت: این حادثه تروریستی کار چند مزدور آمریکایی است و ما خواستار محاکمه این افراد هستیم و از کشورهای همسایه خصوصا پاکستان درخواست می‌کنیم تا نقطه امنی برای عوامل ضد انقلاب نباشند.
 

جاهد ادامه داد: حادثه تروریستی مسجد جامع زاهدان یک حرکت نظامی کور بود و به آن، یک اقدام عملیاتی نمی‌گویند.
  

 از مقام شهید محمد گلدوی تجلیل به عمل می‌آید
 

فرمانده سپاه سیستان و بلوچستان در ادامه با اشاره به زندگی شهید محمد گلدوی اظهار داشت: پدر شهید گلدوی خادم مسجد جامع زاهدان بوده و این شهید در خانه‌شان که در خود مسجد جامع بود به دنیا آمد و در همان مسجد هم به درجه رفیع شهادت نایل شد و شهید گلدوی، شهید فهمیده زمان است.
 

وی ادامه داد: به زودی از مقام این شهید به عنوان یک شهید ملی مانند شهید فهمیده تجلیل به عمل می‌آید و یکی از روزهای سال را به یاد این شهید نامگذاری می‌‌شود.
 

جاهد در بخش دیگر از سخنانش با بیان اینکه این حادثه تروریستی قطعا در امنیت استان تاثیر گذاشته است، گفت: ولی با وجود این حادثه مردم آگاه و بیدار هستند و در حال رایزنی با سران طوایف می‌باشند تا چگونه با این حادثه مقابله کنند چون همه ما می‌دانیم که این انفجار کار اسرائیل و آمریکا بوده است.

   

فرمانده سپاه سیستان و بلوچستان در پایان با بیان اینکه گروهک تروریستی ریگی مسئولیت این حادثه را به گردن گرفته است، خاطرنشان کرد: دیپلماسی نظام باید فعال شود و دولت‌های همسایه باید همکاری کنند تا این گروهک‌ها نتوانند به کشورشان رفت و آمد کنند زیرا ممکن است حتی در آینده این گروهک‌ها برای خود آن کشورها ایجاد ناامنی کنند.
  

نحوه شهادت شهید گلدوی
  

محمد گلدوی به همراه چند نفر دیگر از همرزمان بسیجی خود مشغول بازرسی میهمانان مراسم جشن ولادت حضرت امام حسین (علیه السلام)  و دعای کمیل در ورودی مسجد جامع زاهدان بود ، که فردی قصد وارد شدن به داخل مسجد را می کند و شهید گلدوی قصد بازرسی او را داشته  اما ممانعت وی سبب ظن شهید گلدوی و جلوگیری از ورود این شخص  به داخل مسجد می شود . مهاجم سعی می‌کند خود را به داخل جمعیت حاضر در صحن مسجد برساند  که این  شهید ایثارگر  او را در آغوش می‌گیرد و این مهاجم را از جمعیت دور می کند و  در این هنگام تروریست جنایتکار با کشیدن ضامن بمب اقدام به انفجار می‌کند.
 

رشادت شهید گلدوی  از بروز یک فاجعه بزرگتر انسانی جلوگیری کرده و  این شهید  با ایثارگری و عمل قهرمانانه خود در واقعه انفجار مسجد جامع زاهدان  یاد و خاطره شهید حسین فهمیده را در اذهان زنده کرد و  به یک الگوی ایثارگرانه و جاوید برای مردم و کشور تبدیل شد.

    

تدارکاتچی: تبیان



نوشته شده در سه شنبه 5 مرداد 1389 توسط جا مانده از قافله
بسم رب الشهدا


وعده ما جمعه ۱۸ تیر ماه، گلزار شهدای تهران، قطعه ۲۶ ردیف ۱۶ شماره ۷۵ مزار شهید مسلم فراهانی



روزه بود در شب لیله الرغائب. آرزوها داشت برای خودش قشنگ و رنگارنگ. آرزو می کرد آن دنیا محشور شود با “مسلم”. مسلم سفیر حسین است اما فرزند عقیل نیست. مسلم فرزند خود علی است. مسلم سفیر حسین است اما در آخرالزمان. مسلم از دارالعماره روزگار به حسین سلام داد و مادرش سفره افطار پهن کرده بود در قطعه ۲۶ چادرش مشکی بود؛ درست مثل چشم مسلم. مسلم، مسلم، مسلم … برخیز از مزارت و برای مادرت از بهشت خرما بیاور که می خواهد باز کند روزه اش را. “ای شهید، ای آنکه بر کرانه ابدی و ازلی وجود بر نشسته ای دستی بر آر” که مادرت تشنه است. گرسنه است. موذن اذان داده و خدا اذن داده که مادر روزه اش را با نگاه تو باز کند. مسلم، مسلم، مسلم …

 

 چه سنگ نوشته ای دارد مزارت: ” متاب ای مه تو بر سنگ مزارم، که بنشسته دمی مادر کنارم؛ بسان کودکی های دل من، که شبها بود و مادر در کنارم؛ هم اکنون مادر غم پرور من، بود با حال خسته در کنارم؛ چه غم دارم که در دنیا و عقبی، عزیزم مادرم باشد کنارم.

  

مسلم فراهانی. فرزند محمد. تولد: ۱۳۴۴ شهادت: ۵/ ۴/ ۶۱ محل شهادت: شیاه کوه تپه.

 

 ببوسم دستت ای مادر که پروردی مرا آزاد، بیا بابا تماشا کن که فرزندت شده داماد؛ به حجله می روم شادان ولی زخمی به تن دارم، به جای رخت دامادی لباس خون به تن دارم. قطعه ۲۶ ردیف ۱۶ شماره ۷۵″. مسلم، مسلم، مسلم … می دانی چند سال است که ندیده تو را؟

 

 سال هاست که برایت به جای سالگرد شهادت، جشن تولد می گیرد. جمعه ۱۸ تیر ماه جشن تولد توست. تو البته ۱۵ تیر به دنیا آمده ای اما مادرت مراسم جشن تولد تو را انداخته جمعه ساعت ۱۰ صبح که همه بتوانند بیایند.  جمعه ۱۸ تیر از بهشت مرخصی بگیر و بیا. برای دل مادرت هم که شده بیا. “بیا شمعا رو فوت کن، که صد سال زنده باشی”. ثواب دارد. بیا و شاد کن دل پیر زن را.

به اندازه کافی غم و غصه خورده. مادرت هر شب به این آرزو می خوابد که خواب تو را ببیند و با این امید از خواب بر می خیزد که تو دستش را بگیری. روزی به تو شیر داد که شیر بچه اش باشی. عصای دستش باشی. تو را در لباس دامادی ببیند. برایت اسپند دود کند اما همه آرزوهایش بر باد رفت وقتی پیکر تو را غرق در خون دید. شهادت افتخار است ولی می شکند کمر مادر را. دل مادر کوچک است. تاب ندارد ببیند جگر گوشه اش بر زمین افتاده بی دست، حتی اگر آن مادر، “ام البنین” باشد.

 

 مادر عباس بود اما کارش شده بود گریه و زاری. دلش تنگ می شد برای قد رشید عباس. گاهی می نشست در بقیع و زار می زد از فراق عباس. از داغ عباس. یک چیزهایی شنیده بود از عمود آهن ولی کافی نبود. چه کشیده بود زینب که آن صحنه ها را دیده بود. ام البنین همیشه می گفت: ناجوانمردانه کشتند پسرم را. یک تنه لشکری را حریف بود. شمشیر که می زد، می شد مظهر قهر خدا. شیر بود پسرم. شیر بچه حیدر کرار.

 

گاهی که کودک بود ذوالفقار پدر را دست می گرفت و به حسین می گفت: مولای من! من و دیگر برادرانم فدای تو. تا ما را داری غم نداشته باش. یادش داده بودم حسین را برادر صدا نزند. به او گفته بودم فرق خودم را با فاطمه. به او گفته بودم؛ حسین را همیشه “مولا” صدا کن. از حسین لحظه ای جلوتر قدم بر ندار. همیشه چند قدم پشت سر او حرکت کن. مراقب حسین باش. اول بگذار حسین بنشیند بعد تو. آبی اگر بود اول بده حسین بنوشد. هوای بچه های حسین را داشته باش. حسین مظلوم است. مواظبش باش. کربلا رفتی، همه فکر و ذکر تو حسین باشد. ببین پسرم! در کربلا تو راه را از میان باران نیزه ها باز می کنی و به علقمه می رسی. مبادا از آب علقمه بنوشی در حالی که حسین تشنه لب باشد.

 

در مشک تو آنقدر آبی جمع نمی شود اما اول بده کودکان حسین. بعد جرعه ای به مولایت تعارف کن و بعد، از همان شجره طیبه ای که اصلها ثابت و فرعها فی السماست دانه ای خرما بچین و بده دست “مسلم” که مادرش مثل من روزی مادر شهید خواهد شد. پسرم! تو ماموری از طرف خدا که در آخرالزمان نگهدار سیدی از تبار خراسان باشی که نائب خورشید است. ماه است. پسرم! “ابا الفضل علمدار، خامنه ای نگهدار”!

 

تدارکاتچی:حسین قدیانی


نوشته شده در دوشنبه 14 تیر 1389 توسط جا مانده از قافله

سالروز آزادسازی خرمشهر گرامی باد

می گویند هر شهیدی که به خاک بیفتد? کبوتری از آن نقطه به هوا بر خواهد خاست که مقصدش کربلاست و آن کبوتر خونین بال قاصدی از جانب سیدالشهداء علیه السلام است تا با پرواز روح مطهر شهید به سوی آسمان ها همراه شود. اما در آن وقت مبارک که پیشانی تو بر خاک افتاد هزاران کبوتر از مقتل تو به آسمان پر کشیدند که هر یک حامل قطره ای از خون تو بودند که به خون مظلوم حسین علیه السلام در آمیخته شد. روح بزرگت بر بال هزاران کبوتر خونین دل بر آسمان کربلا تشییع شد? اما جنازه غربت در هجوم بادهای ویرانگر بر زمین خرمشهر ماند. و اگر فقط یک شهید بودی? باز هم حق با کبوتران عاشق بود که خون تو را به تبر?ک برای قبیله خویش ببرند? اما هر شهیدی که در خرمشهر جان سپرد? جریان خونش در رگ های تو امتداد یافت? تا آن جا که تو یک تنه وارث خون همه شهدای خرمشهر شدی و به جای همه جنگیدی? مقاومت کردی و... شهید شدی! شهادت تو? عروج یک روح به ملکوت اعلی نبود که با پرواز یک کبوتر در زمین تمث?ل یابد. هر گوشه از خاک خرمشهر? نشان از دلاوری های مردانه فرمانده غریبی دارد که هزاران بار شهید شد تا خرمشهر بماند. هر سال در یاد بود فتح خرمشهر? هزاران کبوتر حسینی? عطر یاد تو را در کوچه های دلسوخته خرمشهر می پراکنند و در فراقت نوحه دلتنگی هایشان را سر می دهند: «مم?د نبودی ببینی شهر آزاد گشته خون یارانت پر ثمر گشته آه و واویلا.....کو جهان آرا......؟!»



نوشته شده در سه شنبه 4 خرداد 1389 توسط جا مانده از قافله

در حالی كه اشغال خرمشهر توسط عراق به عنوان آخرین و مهم ترین برگ برنده این كشور برای وادار ساختن ایران به شركت در هر گونه مذاكرات صلح تلقی می شد، آزاد سازی این شهر می توانست سمبل تحمیل اراده سیاسی جمهوری اسلامی بر متجاوز و اثبات برتری نظامی اش باشد.

بر همین اساس، با توجه به این كه منطقه عمومی غرب كارون آخرین منطقه مهمی بود كه هم چنان در اشغال عراق قرار داشت، از یك سو فرماندهان نظامی ایران برای انجام عملیات در این منطقه اشتراك نظر داشتند، و از سوی دیگر عراق نیز كه طراحی عملیات آزادسازی خرمشهر را پس از عملیات فتح المبین قطعی و مسجل می پنداشت، با در نظر گرفتن اهمیت این شهر و جایگاه آن در دفاع از بصره، به ضرورت حفظ این منطقه معتقد بود. از این رو، بلافاصله پس از اتمام عملیات فتح المبین، در حالی كه قوای ارتش عراق در منطقه عمومی خرمشهر تقویت می شد، به تمام یگان های تحت امر قرارگاه مركزی كربلا دستور داده شد تا ضمن بازسازی و تجدید قوا، به شناسایی و طراحی عملیات بپردازند.

 

اهداف عملیات

مهم ترین اهدافی كه در این عملیات دنبال می شد، عبارت بودند از:

-         انهدام نیروی دشمن، حداقل بیش از دو لشكر.

-         آزاد سازی حدود 5400 كیلومتر مربع از خاك ایران؛ از جمله شهرهای خرمشهر، هویزه و پادگان حمید.

-         خارج نمودن شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از برد توپخانه دشمن.

-         تامین مرز بین المللی (حدفاصل پاسگاه طلائیه تا شلمچه).

-         آزادسازی جاده اهواز – خرمشهر و خارج شدن جاده اهواز – آبادان از برد توپخانه دشمن.

 

منطقه عملیات

منطقه عمومی عملیات بیت المقدس در میان چهار مانع طبیعی محصور است، كه از شمال به رودخانه كرخه كور، از جنوب به رودخانه اروند، از شرق به رودخانه كارون و از غرب به هور الهویزه منتهی می شود.

منطقه مزبور به جز جاده نسبتا مرتفع اهواز – خرمشهر، فاقد هر گونه عارضه مهم برای پدافند است. همین امر موجب شد تا زمین منطقه – به دلیل مسطح بودن – برای مانور زرهی مناسب، و برای حركت نیروهای پیاده – به دلیل در دید و تیر قرار داشتن – نامناسب باشد. نقاط حساس و استراتژیك منطقه شامل بندر و شهر خرمشهر، پادگان حمید، جفیر، جاده آسفالت اهواز –  خرمشهر، شهر هویزه و رودخانه های كارون،  كرخه كور و اروند  بود.

 

استعداد دشمن

تا قبل از آغاز عملیات بیت المقدس، استعداد نیروهای دشمن به ترتیب زیر بود:

-         لشكر 6 زرهی؛ از جنوب رودخانه كرخه تا هویزه.

-         لشكر 5 مكانیزه؛ از غرب اهواز تا روستای سید عبود.

-         لشكر 11 پیاده از سید عبود تا خرمشهر –  تیپ های 22، 48، 44 مامور حفاظت از خرمشهر بودند.

-         لشكر 3 زرهی در شمال خرمشهر.

با شروع عملیات نیز یگان های دیگری از ارتش عراق به منطقه اعزام شدند كه در مجموع تمامی یگان هایی كه در منطقه درگیری حضور یافتند، عبارت بودند از:

-         لشكر 5 مكانیزه؛ شامل: تیپ های 26 و 55 زرهی و تیپ های 15 و 20 مكانیزه.

-         لشكر 6 زرهی؛ شامل: تیپ های 16 و 30 زرهی و تیپ  25 مكانیزه .

-         لشكر 3 زرهی؛ شامل: تیپ های 6،12 و 53 زرهی و تیپ 8 مكانیزه .

-         لشكر 9 زرهی؛ شامل: تیپ های 35 و 43 زرهی و تیپ 14 مكانیزه .

-         لشكر 10 زرهی؛ شامل: تیپ های 17 زرهی و 24 مكانیزه .

-         لشكر 11 پیاده؛ شامل: سه تیپ سازمان 44، 48 و 49 پیاده و سه تیپ تحت امر 45 ، 113 و 22 پیاده.

-         لشكر 12 زرهی؛ شامل: تیپ های 46 مكانیزه و 37 زرهی.

-         لشكر 7 پیاده؛ شامل: تیپ های 19 و 39 پیاده.

-         تیپ مستقل 10 زرهی.

-         تیپ های مستقل 109، 419، 416، 90، 417، 601، 602، 605، 606، 409، 238 و 501 پیاده.

-         تیپ های 31، 32 و 33 نیروی مخصوص.

-         تیپ های 9، 10 و 20 گارد مرزی.

-         تعداد 30 گروهان كماندو.

-         تعداد 10 قاطع جیش الشعبی (هر قاطع 450 نفر).

-         گردان تانك مستقل سیف سعد.

-         گردان های شناسایی حطین، صلاح الدین، حنین.

-         توپخانه دشمن نیز از 530 قبضه توپ در انواع مختلف تشكیل شده بود كه به طور تقریبی عبارت بود از 30 گردان.

 

طرح عملیات

در طراحی عملیات، تهاجم از طریق عبور از رودخانه كارون و پیشروی به سوی مرز بین المللی و سپس آزادسازی شهر خرمشهر مد نظر قرار گرفته و چنین استدلال می شود كه حمله به جناح دشمن، كه عمدتا به سمت شمال آرایش گرفته بود، عامل موفقیت عملیات است.

هم چنین، شكستن خطوط اولیه دشمن و عبور از رودخانه و گرفتن سرپل در غرب كارون تا جاده آسفالته اهواز – خرمشهر به عنوان اهداف مرحله اول و ادامه پیشروی به سمت مرز و تامین خرمشهر به عنوان اهداف مرحله دوم تعیین شدند.

بر همین اساس، محورهای عملیاتی هر یك از قرارگاه ها به ترتیب زیر مقرر گردید:

1-     محور شمالی؛ قرارگاه قدس (با عبور از رودخانه كرخه).

2-     محور میانی؛ قرارگاه فتح (با عبور از رودخانه كارون و پیشروی به سمت جاده اهواز – خرمشهر).

3-     محور جنوبی؛ قرارگاه نصر (با عبور از كارون و پیشروی به سمت خرمشهر). 

 

شرح عملیات

سرانجام عملیات بیت المقدس در 30 دقیقه بامداد روز 10 اردیبهشت 1361 با قرائت رمز عملیات بسم الله الرحمن الرحیم . بسم الله القاسم الجبارین، یا علی ابن ابی طالب از سوی فرماندهی آغاز شد.

شهید آیت الله صدوقی و آیت الله مشكینی نیز كه در كنار فرماندهان سپاه و ارتش در قرارگاه كربلا حضور داشتند، هر یك به طور جداگانه، پیام هایی را به وسیله بی سیم خطاب به رزمندگان اسلام قرائت كردند.

عملیات بیت المقدس را به چهار دوره زمانی به شرح زیر می توان تقسیم كرد:

مرحله اول : در محور قرارگاه قدس (شمال كرخه كور) به دلیل هوشیاری دشمن و وجود استحكامات متعدد، پیشروی نیروها به سختی امكان پذیر بود و در این میان تنها تیپ های 43 بیت المقدس و 41 ثارالله موفق شدند از مواضع دشمن عبور كرده و منطقه ای در جنوب رودخانه كرخه كور را به عنوان سرپل تصرف كنند. عدم پوشش جناحین این یگان ها باعث شده بود كه فشار شدید دشمن برآن ها وارد شود.

در محور قرارگاه فتح، یگان های خودی ضمن عبور از رودخانه به سرعت خود را به جاده اهواز – خرمشهر رسانده و به ایجاد استحكامات و جلوگیری از نقل و انتقالات و تحركات دشمن در جاده مذكور پرداختند.

در محور قرارگاه نصر، به دلیل تاخیر در حركت و وجود با تلاق در كنار جاده اهواز – خرمشهر و هم چنین تمركز دشمن در شمال خرمشهر، نیروهای این قرارگاه نتوانستند به اهداف مورد نظر دست یافته و با قرارگاه فتح الحاق كنند.

الحاق كامل قرارگاه نصر با قرارگاه فتح و هم چنین تصرف اهداف مرحله اول قرارگاه قدس در دستور كار عملیات شب دوم قرار گرفت كه با انجام آن تا حدودی اهداف مورد نظر محقق شد، لیكن برخی رخنه ها همچنان باقی بود تا این كه سرانجام پس از 5 روز، جاده اهواز – خرمشهر از كیلومتر 68 تا كیلومتر 103 تثبیت و كلیه رخنه ها ترمیم شد.

مرحله دوم: در این مرحله آزاد سازی خرمشهر از دستور كار عملیات خارج و تصمیم گرفته شد كه قرارگاه های فتح و نصر از جاده اهواز – خرمشهر به سمت مرز پیشروی كنند و قرارگاه قدس نیز ماموریت یافت تا به صورت محدود برای تصرف سرپل در جنوب كرخه كور اقدام نماید و سپس آن را گسترش دهد.

عملیات در این مرحله در ساعت 22:30 روز 16/2/1361 آغاز شد. نیروهای قرارگاه فتح در همان ساعات اولیه به جاده مرزی رسیدند. یگان های قرارگاه نصر نیز با اندكی تاخیر و تحمل فشارهای دشمن، به مرز رسیده و با قرارگاه فتح الحاق كردند.

دشمن با مشاهده جهت پیشروی نیروهای ایران به طرف مرز، لشكر های 5 و 6 خود را به عقب كشاند. به نظر می رسید این عقب نشینی با دو هدف انجام شده باشد: یكی جلوگیری از محاصره و انهدام این لشكرها،  و دیگری تقویت هر چه بیشتر خطوط پدافندی بصره و خرمشهر.

در پی این عقب نشینی كه از ساعات اولیه روز 18/2/1361 آغاز شده بود، نیروهای قرارگاه قدس ضمن تعقیب نیروهای دشمن، تعدادی از آن ها را كه از قافله عقب مانده بودند، به اسارت خود درآوردند و در نتیجه جاده اهواز – خرمشهر (تا انتهای جنوب منطقه ای كه توسط قرارگاه نصر به عنوان سرپل تصرف شده بود) و نیز مناطقی همچون جفیر، پادگان حمید و هویزه آزاد شدند.

مرحله سوم: در این مرحله، قرارگاه نصر ماموریت یافت تا حركت خود را به سمت خرمشهر آغاز نماید. نیروهای عمل كننده كه متشكل از چهار تیپ مستقل سپاه پاسداران و دو تیپ ارتش بودند، در آخرین ساعات روز 19/2/1361 عملیات خود را آغاز كردند؛ اما به دلیل هوشیاری دشمن و تمركز نیرو در خطوط  پدافندی اش، نیروهای خودی در انجام ماموریت خود توفیق نیافتند. تكرار این عملیات در روز بعد نیز به شكست انجامید. به همین خاطر تصمیم گرفته شد تا برای انجام عملیات نهایی فرصت بیشتری به یگان ها داده شود. هم چنین مقرر شد دو تیپ المهدی (عج) و امام سجاد (ع) از قرارگاه فجر نیز در حركت بعدی استفاده شود.

 

مرحله چهارم عملیات از 1 تا 4 خرداد 1361:

سرانجام  در ساعت 22:30 اول خرداد 1361 تلاش برای آزادی سازی خرمشهر با رمز «بسم الله القاسم الجبارین یا محمد بن عبدالله (ع)» آغاز شد در برابر تك سریع و غافلگیرانه، نیروهای عراقی دچار وحشت وسرگردانی شدید شدند و نتوانستند واكنش مهمی از خود نشان دهند و ارتباط یگان های دشمن با یكدیگر قطع شد. فرار افسران و درجه داران و سربازان عراقی از منطقه خرمشهر گویای از هم پاشیدگی سازمان یگان های دشمن بود.

در روز دوم خرداد نتیجه پیكار بسیار درخشان بود و قرارگاه كربلا به هدف خود كه احاطه كامل خرمشهر بود، رسید. تعداد اسرای عراقی در این روز از 2830 نفر تجاوز كرد و یگان هایی از دشمن كه در منطقه بین نهر عرایض و شلمچه مستقر بودند، به میزان زیاد منهدم شدند.

به وجود حضور گسترده هواپیماهای عراقی در آسمان منطقه، عقابان تیزپرواز نیروی هوایی ارتش در پشتیبانی از یكان های رزمنده، در صحنه عملیات بیت المقدس حضوری فعال داشتند و با بمباران پل شناور عراقی ها بر روی شط العرب و مناطق تجمع آنان در آن سوی رودخانه، نقش ارزنده ای در آزاد سازی خرمشهر ایفا كردند.

در اواخر روز دوم خرداد، قرارگاه كربلا پس از بررسی آخرین وضعیت، تصمیم گرفت تا نیروها با ورود به شهر، آنرا از لوث وجود نیروهای عراقی پاك گردانند. و در سه بامداد روز سوم خرداد واحدهایی از رزمندگان ایران به آن سوی رودخانه وارد شدند.

از طرف دیگر جمعی از نیروهای عراقی با استفاده از تاریكی شب و قایق اقدام به فرار كردند كه تعدادی از این قایق ها توسط تكاوران نیروی دریایی هدف قرار گرفت و سرنشینان آن ها غرق شدند.

نیروهای عراقی از ساعت سه و پنجاه دقیقه بامداد تا نیم بعد ازظهر روز سوم خرداد از سمت شلمچه 3 بار اقدام به پاتك كردند و تلاش نمودند تا از طریق جاده شلمچه – خرمشهر حلقه محاصره خرمشهر را بشكنند، اما هر بار با پایداری و مقاومت دلاورانه رزمندگان ایرانی مواجه شدند و با دادن خساراتی عقب نشینی كردند.

در ساعت 11 صبح روز سوم خرداد در حالی كه درگیری شدیدی بین قوای ایرانی و نیروهای عراقی در شمال نهر خین جریان داشت و دشمن در فكر شكستن حلقه محاصره خرمشهر بود، رزمندگان ایرانی از جناح غرب و خیابان كشتارگاه وارد شهر شدند. ناحیه گمرك خرمشهر در كنار اروند اندكی مقاومت كرد كه آن هم به سرعت در هم شكسته شد.

 در ساعت 12 قوای ایران از سمت شمال و شرق وارد شهر شدند و نیروهای متجاوز بعثی كه 24 ساعت در محاصره كامل قرار داشتند، راهی جز اسارت یا فرار و یا كشته شدن نداشتند. بدین جهت واحدهای عراقی گروه گروه به اسارت رزمندگان اسلام در آمدند.

در ساعت 2 بعد از ظهر، خرمشهر به طور كامل آزاد شد و پرچم پر افتخار جمهوری اسلامی ایران برفراز «مسجد جامع» و پل تخریب شده خرمشهر به اهتزاز درآمد.

بدین ترتیب این شهر مقاوم كه پس از 35 روز پایداری و مقاومت در 4 آبان 1359 به اشغال دشمن درآمده بود، پس از 578 روز (19 ماه) اسارت، بار دیگر به آغوش گرم میهن اسلامی بازگشت و پیكره پاك آن از لوث وجود متجاوزان تطهیر گردید.

رزمندگان اسلام در اولین اقدام خود پس از آزاد سازی شهر، نماز شكر را در مسجد جامع خرمشهر اقامه كردند. خبر آزاد سازی خرمشهر به سرعت در همه جا طنین افكند و ملت ایران اسلامی را كه مدت ها در آرزوی شنیدن چنین خبر مسرت بخشی بودند، غرق در شادی و سرور كرد. مردم به خیابان ها ریختند و با پخش شیرینی به جشن و شادی پرداختند. در پایان آن روز امت شهید پرور ایران با حضور در مساجد، نماز شكر به جای آورده و با فرا رسیدن شب به یمن پیروزی حق بر باطل بر پشت بام ها ندای الله اكبر سردادند.

 

نتایج

-     طی عملیات بیت المقدس 5038 كیلومتر مربع از اراضی اشغال شده از جمله شهرهای خرمشهر و هویزه و نیز پادگان حمید و جاده اهواز – خرمشهر آزاد شدند. علاوه بر این شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از تیررس توپخانه دشمن خارج گردیدند. هم چنین 180 كیلومتر از خط مرزی تامین شد.

-         با فتح خرمشهر، برتری نظامی ایران بر عراق مورد تایید كارشناسان و تحلیل گران نظامی قرار گرفت.

-         فتح خرمشهر موجب انفعال ارتش عراق شد؛ به گونه ای كه نظامیان عراقی تا مدت زیادی نتوانستند از لاك دفاعی خارج شوند.

-         عملیات بیت المقدس موجب شد تا كشورهای عرب منطقه به تقویت مالی و نظامی عراق مبادرت ورزند.

-         طی این عملیات حدود نوزده هزار تن از نیروهای دشمن به اسارت درآمده و بالغ بر شانزده هزار تن كشته و زخمی شدند.

 

میزان انهدام یگان های دشمن

لشگر 3 زرهی و لشگرهای 11 و 15 پیاده: 80 درصد.

لشگرهای 9 و 10 زرهی: 50 درصد.

لشگر 7 پیاده: 40 درصد.

لشگر 5 مكانیزه و لشگرهای 6 و 12 زرهی: 20 درصد.

تیپ های 9، 10 و 20 گارد مرزی: 100 درصد.

تیپ 109 پیاده: 60 درصد.

تیپ های 601، 602، 416، 419 پیاده: 50 درصد.

تیپ های 31، 32 و 33 نیروهای مخصوص به میزان زیاد.

 

عملیات بیت المقدس در نگاه رسانه های جهان

نگاهی به اخبار و گزارش های منعكس شده از خبرگزاری ها، شبكه های مختلف تلویزیونی مطبوعات معتبر جهان درباره عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر نشان می دهد با وجود نگاه جانبدارانه و جهت دار در ارسال اخبار و اطلاعات یومیه در این باره جملگی این رسانه ها زبان اعتراف گشوده و با بهت و حیرت به شكست نیروهای عراقی در این عملیات اذعان كرده اند مطلب ذیل كه با تلاش روابط عمومی سازمان حفظ نشر آثار و ارزش های دفاع مقدس سپاه پاسداران تهیه شده نگاهی دارد به اخبار و مواضع رسانه های جهان پس از آزادسازی خرمشهر.
عملیات پیروز بیت المقدس كه منجر به آزادسازی خرمشهر پس از ۵۷۵ روزگردید، ضربه اساسی و تعیین كننده ای بر پیكر دشمن وارد ساخت و تمامی معادلات، و ذهنیت هایی را كه درمورد توانایی و قابلیت های نظامی ایران وجود داشت، تغییر داد. بسیاری از كارشناسان نظامی تحلیل گران رسانه های خارجی، در برابر سرعت عمل و ویژگی های عملیاتی نیروهای ایرانی به هنگام فتح خرمشهر، غافلگیر، مبهوت و شگفت زده شدند.
رادیو دولتی انگلیس كه در شامگاه نهم اردیبهشت ۱۳۶۱ اعلام می كرد: «چنانچه ایرانیان درصدد بازپس گرفتن خرمشهر برآیند، سخت ترین» گردو «را برای شكستن برگزیده اند.» سرانجام ناچار شد سكوت خود را بكشند و طی گفتاری در روز پنجم خرداد ماه سال ۶۱ یعنی دو روز پس از آزادسازی خرمشهر توسط رزمندگان اسلام حیرت زده اعلام كند: «از زمانی كه خبرنگاران غربی از نیروهای عراقی در خرمشهر دیدن كرده و از روحیه خوب آنها گزارش داده اند، بیش از سه یا چهار روز نمی گذرد كه ناگهان همه شهر از دست عراقی ها بیرون كشیده شد.»
در ساعت ۱۰:۵۵ دقیقه بامداد چهارشنبه، چهارم خرداد ۶۱ خبرگزاری های بین المللی، در گزارش هایی كه با عنوان «بسیار مهم» از بغداد به سراسر جهان مخابره كرد برای نخستین بار ضمن استناد به بیانیه نظامی بغداد اعلام داشتند كه عراق «تلویحا به شكست خود اعتراف كرده است. به نوشته وزیر خارجه وقت جمهوری اسلامی ایران، خبرگزاری رسمی عراق _ آی.ان. ۱ _ طی یك اطلاعیه كوتاه ضمن آن كه از خرمشهر با عنوان» بندر خرمشهر «نام برد، اعلام كرد: سخنگوی ارتش عراق اعلام كرده است بندر خرمشهر را ترك كرده و تا مرزهای بین المللی عقب نشینی كرده اند. این خبرگزاری افزود كه عقب نشینی نیروهای عراقی، از روز یكشنبه اول خرداد ۱۳۶۱ آغاز شده است.»
همین اطلاعیه تلكس بین المللی خبرگزاری عراق، عصر روز چهارم خرداد ۱۳۶۱ به صورت دیگری از سوی رادیو صوت الجماهیر بغداد به اطلاع افكار عمومی عراق رسانده شد: «یك سخنگوی ارتش عراق اعلام كرده است كه نیروهای پیروزمند قادسیه صدام پس از آن كه تمامی حمله های قوای دشمن منحوس و نژادپرست فارس را در مناطق الخفاجیه (سوسنگرد) و الاهواز (اهواز) با اقتدار كامل دفع كردند... صبح روز ۲۴/۵/۱۹۸۲ (۳/۳/۱۳۶۱) در یك جابه جایی تحسین برانگیز، عقب نشینی تاكتیكی(!) خود را از جبهه معمره (خرمشهر) با موفقیت كامل انجام داده اند.
این دعاوی درست در شرایطی از رادیوی دولتی بغداد پخش می شد كه خبرگزاری آمریكایی» یونایتدپرس «در ساعت بیست وچهار و بیست ودو دقیقه همان روز، در گزارش ارسالی خود از بیروت، سربازان عراقی را در حال فرار توصیف كرده و نوشت:» ... سربازان در حال فرار عراق، سرگرم گریختن از خرمشهر و مناطق اشغالی هستند «. پس از پخش گزارش های مستند و خبری و تصاویر تهیه شده از جبهه خرمشهر توسط رسانه های ایران و خارجی كه در آنها شكست نیروهای عراقی در قالب صفوف هزاران نفره اسرا و انبوه ادوات و تجهیزات منهدم شده یا به غنیمت درآمده دشمن، به گویاترین وجهی به نمایش درآمد، دیگر حتی كشورهای جنوب خلیج فارس نیز كه همواره از صدام حمایت می كردند، اكنون به واهی بودن دعاوی حكام بغداد اذعان داشتند. از طرف دیگر رژیم عراق برای فریب افكار عمومی و سرپوش گذاشتن بر شكست های بیت المقدس، اقدام به اعطای» مدال شجاعت «،» نشان لیاقت «و نشان» رافدین «به تعدادی از فرماندهان خود كرد. رادیو دولتی صدای امریكا پس از پنج شبانه روز سكوت و امتناع از انعكاس خبر فتح خرمشهر توسط نیروهای ایران، سرانجام در» گزارش ویژه «هشتم خرداد ماه سال ۱۳۶۱ خود می گوید:» با وجود مشكلات تداركاتی، ناآرامی های ناشی از انقلاب و كاهش تدریجی قدرت عملیات نیروهای هوایی ایران، ماشین نظامی ایران به گونه ای اعجاب آور عمل كرد.
روزنامه  گاردین چاپ انگلستان درباره سقوط فتح خرمشهر می نویسد: «سقوط خرمشهر یعنی سقوط آخرین و مهم ترین افتخار جنگی عراق كه ایرانی ها با بازپس گرفتن آن، این برگ برنده را كه به وسیله آن عراق می كوشید ایران را به پای میز مذاكره بكشاند، از دست بغداد ربودند.»
همچنین وزیر امور خارجه آمریكا «الكساندر هیگ» رسما در شورای امور خاورمیانه وزارت خارجه شان می گوید: «پیروزی های اخیر ایران در جنگ با عراق برای آمریكا نگران كننده است و منافع غرب خصوصا آمریكا را در منطقه به خطر انداخته است.»



نوشته شده در یکشنبه 2 خرداد 1389 توسط جا مانده از قافله
موضوع: اخبار -

فتح خرمشهر فتح خاك نیست ، فتح ارزشهای اسلامی است . خرمشهر شهر لاله های خونین است. خرمشهر را خدا آزاد كرد.         امام خمینی (ره

مسجد جامع خرمشهر، قلب شهر بود كه می‌تپید و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود. آن زمانی که  خرمشهر به اشغال متجاوزان در‌آمد و مردم مجبور شدند  به سوی شط خرمشهر كوچ كنند باز هم مسجد جامع، مظهر همه آن آرزوهایی بود كه جز در پازپس‌گیری شهر برآورده نمی‌شد. مسجد جامع، همه خرمشهر بود. رزمندگانمان  در غربت جنگیدند و با مظلومیت به شهادت رسیدند و پیكرهاشان زیر تانكهای شیطان تكه تكه شد .

با آغاز عملیات بیت‌المقدس، رادیوی رژیم بعثی، می‌كوشید با تبلیغات كاذب خود، حضور نیروهای عراق را در خرمشهر کسترده اعلام کند تا با این ترفند باعث تضعیف روحیه رزمندگان اسلام شود،  ولی از آنجا كه "فتح و پیروزی جز در سایه اتكا به خداوند متعال و طلب یاری او میسر نمی‌شود با همت و رشادت رزمندگان اسلام و امدادهای غیبی، خرمشهر آزاد شد و نیروهای دلاور ایران توانستند پس از 48 ساعت از شروع محاصره تا فتح كامل شهر، اذان ظهر سوم خرداد 61 را در مسجد جامع خرمشهر سر دهند و اینگونه بود که با به شهادت رسیدن پاکترین انسانها شهر خرمشهر (خونین شهر) آزاد شدویاد وخاطره آن شهیدان ودلاوریهای آنها تا ابد جاودانه ماند.

رمز عملیات : یا علی بن ابیطالب (ع)

هدف عملیات : آزاد سازی خرمشهر ، پادگان حمید ، هویزه، جفیر وحسینیه

منطقه عملیاتی : غرب کارون ، جنوب غربی اهواز وشمال خرمشهر

تاریخ شروع : ساعت 30 دقیقه بامداد 10/2/61

مدت عملیات : 25 روز طی 3 مرحله

وسعت منطقه عملیاتی : 6000 کیلومتر مربع

 

نتایج عملیات

مناطق وتأسیسات آزاد شده :

·         آزادی شهر بندری خرمشهر وشهر هویزه وپادگان حمید

·         جاده مهم وتدارکاتی اهواز _ خرمشهر _ کرخه نور

·         جاده سوسنگرد _ هویزه

·         خارج شدن بخش وسیعی از جنوب میهن اسلامی از زیر آتش دشمن

·         تصرف وتأمین 8 پاسگاه مرزی

 

تجهیزات منهدم شده دشمن :

·         285 دستگاه تانک ونفربر

·         دهها انبار مهمات

·         40 فروند هواپیما

·         2 فروند هلیکوپتر

·         چندین دستگاه لودروماشین آلات مهندسی

·         500 دستگاه خودرو

·         دهها قبضه توپسبک وسنگین

·         مقدار زیادی از انواع تیر بار وسلاحهای سبک سنگین

 

یگانهای منهدم شده دشمن :

·         تیپ 12 زرهی و8 مکانیزه

·         تیپ 606 پیاده

·         تیپ 24 مکانیزه

·         تیپ 417

·         تیپ 426

·         تیپ 51

·         تیپ 34 زرهی

·         تیپ 27 مکانیزه

·         تیپهای 6و12 زرهی از لشکر 2

·         تیپ 605 تیپهای 2و6 پیاده تیپ 90 پیاده

·         تیپ 48 پیاده

·         تیپ 10 زرهی

·         تیپ 46 مکانیزه

·         تیپ 37 زرهی از لشکر 12

·         تیپهای 8و9و10 گارد مرزی

·         تیپ 33 نیروی مخصوص

·         تیپ 238 گارد مرزی

·         تیپ 14 زرهی

·         گردان تانک المنصور ویک گردان شناسایی

·         تیپ 243 توپخانه ستاد کل ارتش عراق

 

تعداد کشته وزخمیهای دشمن :  16500  نفر

تعداد اسراء :  19000 نفر

غنائم :

·         105 دستگاه تانک ونفربر

·         دهها انبار مهمات

·         95000 عدد انواع مین

·         صدها دستگاه خودرو سبک وسنگین

·         30 دستگاه جیب  حامل توپ 106 میلیمتری

·         تعداد زیادی لودر وبولدوزر وماشین آلات مهندسی

·         18 قبضه توپ 130 میلیمتری

·         هزاران قبضه سلاح انفرادی



نوشته شده در یکشنبه 2 خرداد 1389 توسط جا مانده از قافله
(تعداد کل صفحات:3)      1   2   3  

مقام معظم رهبری

درباره سایت
آمار سایت
Blog Skin