تبلیغات
طواف یار - مطالب شهریور 1392

طواف یار
در و دیوار شهرم خوب می دانند، تمام افتخار ما شهیدانند.

بزرگ مردتاریخ

جستجو
پیوند ها
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر

در انتظار یار

اللهم عجّل لولیک الفرج


صفوف آهنین . . .

من یك یهودی ام . . .

http://tiktak-2.persiangig.com/labkhandhayekhaki/logo/belagtapelak.gif



سرافرازان
قافله شهداء


جنبش سایبری ضد صهیونیسم
جعبه حدیث


از ایشان سؤال شده بود، ریا را چطور می شود برداشت؟

فرموده بود: دوای ریا، ریا است.

اگر می خواهی ریا کنی، برای خدا ریا کن.

ریا بد نیست منتها ریا را به خدا نشان بده.


نوشته شده در یکشنبه 31 شهریور 1392 توسط جا مانده از قافله

○○ ●● ○○ ●● ○○ ●● ○○ ●● ○○

مواظب باش وقتی شیـطان را لعنـت میکنـی یا در حـج رمـی جمرات میکنـی شیـطان به تو نگویـد:

«ای بـی معـرفت، این هـم رسـم رفاقت اسـت؟!!
انسان که رفیقـش را لعنـت نمیکنـد،
انسان بـه رفیقـش سنـگ نمی زند»

اول رفاقتـت را با شیـطان قطع کن ،
بعد او را لعنـت کـن و سنـگ بـزن!

○○ ●● ○○ ●● ○○ ●● ○○ ●● ○○


نوشته شده در یکشنبه 31 شهریور 1392 توسط جا مانده از قافله


اندام و زیبــــایی هایت، تراش و هندسه ی بدنت، #هنــــر خداست...!

راستی! هنــــر تو در چیست؟ از خـــودت چه داری؟

#خواهــرم پوشاندن #هنر میخواهد...


نوشته شده در شنبه 30 شهریور 1392 توسط جا مانده از قافله

بچه ام کوچولو بود، از من بیسکویت خواست.

گفتم: امروز مى خرم.

وقتى به خانه برگشتم فراموش کرده بودم.

بچه دوید جلو و پرسید: بابا بیسکویت کو؟

گفتم: یادم رفت.

بچه تازه به زبان آمده بود، گفت: بابا بَده، بابا بَده.

بچه را بغل کردم و گفتم: باباجان! دوستت دارم.

گفت: بیسکویت کو؟

دانستم که دوستى بدون عمل را بچه سه ساله هم قبول ندارد.

چگونه ما میگوئیم خدا و رسول و اهل بیت او را دوست داریم، ولى در عمل کوتاهى میکنیم؟
.یازهرا.


+ برگرفته از وبلاگ قوم سلمان



نوشته شده در شنبه 30 شهریور 1392 توسط جا مانده از قافله

شخصی خدمت آیت الله العظمی اراکی آمد و گفت :

آقا مرا یک نصیحتی بفرمایید.

آقا فرمودند : شغلت چیست؟

گفت : نجار هستم.

آقا فرمودند :

یک در بساز بگذار جلوی قلبت و هیچ کس را جز خدا راه نده.


نوشته شده در شنبه 30 شهریور 1392 توسط جا مانده از قافله

امام باقــــر (ع):
«خشنودی و شادمانی خداوند از توبه بنده اش بیشتر است از کسی که
در شبی تاریک و بی ستاره زاد و راحله اش را گم کند
و سپس [ در نهایت درماندگی و ناامیدی ] آن را بیابد»

(بحارالانوار، ج41، باب 20، ص40)


نوشته شده در شنبه 30 شهریور 1392 توسط جا مانده از قافله


ای نخل ها! ما را دریابید.
لبخندی برایمان بفرستید, از بغض هایمان بپرسید.
ما محاصره شدگان والفجریم. ما غرق شدگان اروندیم, ما مفقود الاثرهای رمضانیم.تپه های بغض گرفته ی قلاویزانیم, میدان مینهای فکه ایم, مجنون جزیره ی مجنونیم.
غروب های غمگین شلمچه ایم.
ما را پناه دهید ای شفاعت دیده ها. پس چرا چیزی نمیگویید.
ای یادگاران خلوت سنگرها. راستی با آن همه یاران چه کردید؟
چطور قامتتان از شکستن آن همه دل نشکست؟
چطور نشنیدید آن همه صدای بلند را؟
راهی مهیا کنید. از سفری به سمت نور بگوئید. از نخل های سر به زیر حرفی بزنید.
هر توسلی به شما ختم و هر تلاطمی لبیک گویان به شما می پیوندد.

پی نوشت:
شنیدن این فایل خالی از لطف نیست
دل ما که بس هوایی شد با این نوا




نوشته شده در جمعه 29 شهریور 1392 توسط جا مانده از قافله


السلام علیک ایها الامام الرئوف یا علی ابن موسی الرضا علیه السلام

و سلام نام خداست...

دستت را می گذاری روی مرزی ترین نقطه وجودت یک حس گمشده آهسته شروع می کند

به جوانه زدن...

سلام می کنی چشمت مست تماشای گنبد طلا می شود...

بو می کشی تا ریه هایت پر شود از عطر حضور نگاه مهربان امام رضا

و احساس تازگی اندیشه های خسته ات را فرا می گیرد...

زیر لب زمزمه می کنی یا ضامن آهو یا غریب الغربا حواست به من هست؟

دلت را جا گذاشتی در حرم و گره اش زدی به ضریح امام رضا..


حرفهای دلم ...

مولای من! بعد از دیدار آخر جوانه های احساسم رشد کرده
بعد از عنایت هایت دیگر یارای اشتباه رفتن ندارم

مولای من! خودت مرا دریاب که بی تو هیچم
با تو ناز میکنم و نیاز با تو ...

مولای من! آقا و سرورم میزبانم باش دوباره و صدباره
کاش میشد در روز ولادتت در جوار حرمت میزبانم باشی
اما دلم میزبانی دارد به وسعت آسمان در هر جای زمین

مولای من! میخواهم باز هم دستان ارداتم را بر سینه بنهم و بگویم
السلام علیک یا ثامن الحجج یا علی بن موسی الرضا المرتضی(علیه السلام)
میخواهم بگویم ای که دستت میرسد کاری بکن
درمانده و بی پناهم آسمان دلم هوای تو را دارد ..

مولای من! آخرین دیدارمان یادت هست؟!
من و درماندگی هایم و بی پناهی هایم آمدیم
من برگشتم بی دل بدون هیچکدام از اینها که آورده بودم
تنها برگشتم با سبدی از عاطفه و مهر تو ، تو امام رئوفم ..


حال که در آستانه میلادت هستیم آمدم تا بگویم
میلادت مبارک دستم را باز هم مانند گذشته بگیر و پناهم باش




نوشته شده در دوشنبه 25 شهریور 1392 توسط جا مانده از قافله
صـاحــــبــــ ایـن خــانـﮧ شـڪــستـﮧ اسـتــــــ

בرב בارב

اگــر نمـیتوانے از בرבش ڪــم ڪـــنے . . .

בرבے بـــر בرבهـایـش اضـافے مـڪن

اینجا دلـــــــــــے گرفتــﮧ ...

شایـבم ایــنجا בلـے شڪستـــﮧ



نوشته شده در یکشنبه 24 شهریور 1392 توسط جا مانده از قافله


▩ - ▩ - - ▩ - - - ▩ - - - - ▩

امام صادق ( عـ ) :

فریب نـماز و روزه مـردم را نخوریـد، زیـرا آدمـى گاه چـنان بـه نـماز و روزه خـو

مى كـند كـه اگـر آنـها را تـرک گویـد، احسـاس تـرس مى كند،

بلكه آنهـا را بـه راستـگویى و امـانـتدارى بیـازماییـد . .



كافى، ج2، ص104، ح2


▩ - ▩ - - ▩ - - - ▩ - - - - ▩


✔ || راستـگـویی و امـانتــــ داری || !!


نوشته شده در چهارشنبه 20 شهریور 1392 توسط جا مانده از قافله


✿ ٠•● پـلاسـتیـکــ هــا ،

بـرای ِ اینـکـ ه پـذیـرای ِ کـَفش ِزائـرین ِ تـو بـاشـنـد ،

سـیـنــ ه چـاکــ می کـننـد.

و خُـدا خُـدا می کنـنـد :

کـاش ،

" کَـفـشـداری هـا " پـُر بـاشنـد.

تــا پـلاستـیـکــ هـا ،

٠•● بــ ه بـهانـ ه ی ِ نـگـهـداری ، از کـفـش ِ زائـرهـا ،

بـ ه چـنـد قـدمی ِ ضـریـحتــ بـرسنـد.

دیــگـر ،

دل ِ زائـرانـتــــ جـای ِ خــود دارد .

┘◄ ٠•● پـیــ نِـوشـتـــ :

√ پـای ِ نـامـ ه ی ِ عـشق ِ مَن إمضـاء شُـد .

نائب الزیاره دوستان در جوار حریم غریب الغربا علی بن موسی الرضا بودیم


نوشته شده در سه شنبه 19 شهریور 1392 توسط جا مانده از قافله






غروب غریبت، در لابه ‏لای دقیه ‏های خاکی بقیع قد می‏کشد.
مدینه، با التهاب به مدار پرواز کبوتران دست می‏برد تا
مردم، آیه ‏های زخمی نشناختنت را به دوش بکشند و عذر نیاورند.

زمین، آبستن اشک می‏شود.
خورشید، قد خم می‏کند و دست‏های ملتمس عرشیان،
همگام بافرشیان، شعر بی‏قراری را در آغوش می ‏کشند.

داغ در گلوی شیعیان منتشر می‏ شود تا بلوغ ابری بقیع را نظاره کنند.
نبض تاریخ به هم خورده است

نبض تاریخ، به هم خورده است.
دشمنان، با زهرشان، قلب تو را نشانه رفته ‏اند
تا حوصله خدا را سر ببرند.


با این بدبختی عمیقی که فراهم کرده‏ اند، نه تنها به ساحت سبزت
راه نیافته ‏اند، که آتش جهنم خودشان را شعله ‏ورتر ساخته‏ اند.

اینان، سپاهیان شیطانند که از دهلیزهای پرپیچ و خم جهالت و
نکبت سردرآورده ‏اند. اینان می‏خواهند آینه امامت را بشکنند؛


ولی دیری نخواهد پایید که مذلت و سرافکندگی خویش را در قامت
«وجوه یومئذ خاشعة» تجربه خواهند کرد.


خورشید از چشمان تو تقلید می‏ کند
هنوز هم دنیا، از شکوه جاری تو وام می‏ گیرد.

هنوز هم خورشید، از چشمان تو تقلید می‏ کند.
دانشگاه، به نام تو زنده است؛


حوزه از زلال دانش تو آب می‏خورد و عطش دانش ‏اندوزی
راهیان عشق، با کلام تو سیراب می‏ شود.





شهادت مرد آسمانی مدینه، بنیان گذار فقه جعفری ٬‌ رهبر مکتب تشیع ٬‌
مظهر مهر و رافت ٬‌چشمه جود و سخاوت، کوه صبر و صلابت ،
تجسم اخلاص و ایمان و بحرعمیق علوم لدنی ٬ حضرت امام
جعفر صادق علیه السلام را به محضر مولا صاحب الزمان
عج الله تعالی ظهوره و همه شیعیانو رهروان راهش
و سوگواران حضرتش تسلیت عرض می کنیم




نوشته شده در دوشنبه 11 شهریور 1392 توسط جا مانده از قافله

٠•● پــلان آخــر :

خوابے آرام ،

عـطـر گـلابــ و تـلاوتــ قـرآن ،

خـرمـا و حـلـوا ،

گـلـهـایے پـرپـر،

و مـشـتـے خـاکــ نـرم ،

بـا آدمـهـایے بـغـض آلـود.

دیـگـر اگـر دسـتے به او بـزنے ،

غـسـل واجـبــ میـشوے و . . .

تـمــام !

اینهـا پـلان آخـر زندگی دنیــاستــ

و پـلان اول زندگـی آخـرتــ . . .

.

☆ ☆ ☆ حـواسـتــ بـخـودتــ هـسـتــــ !!!




نوشته شده در شنبه 9 شهریور 1392 توسط جا مانده از قافله
ܓ✿ ٠•● صـرفـاً جـهـتــ اطـلاع :

مـواظـبـــ بـاشـیـد ،

پـایـتـان را کـجـا بـر زمـیـن مـی گــذاریـد .

√ اکـنـون " مـیـن هـایـی " از جـنـس دیـگـر در کـمـیـن شـمـاسـتـــ . . .

مـیـن هـای جـَنـگــ سـخـتــ ،

٠•● "پـای جِـسـمـتـان " را قـطع مـی کـنـد ،

امـا مـیـن هـای جـَنـگــ نـَـرم ،

٠•● " پـَـر پـَرواز روحـتـان " را .




نوشته شده در جمعه 8 شهریور 1392 توسط جا مانده از قافله
مقام معظم رهبری

درباره سایت
آمار سایت
Blog Skin