تبلیغات
طواف یار - مطالب مهر 1391

طواف یار
در و دیوار شهرم خوب می دانند، تمام افتخار ما شهیدانند.

بزرگ مردتاریخ

جستجو
پیوند ها
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر

در انتظار یار

اللهم عجّل لولیک الفرج


صفوف آهنین . . .

من یك یهودی ام . . .

http://tiktak-2.persiangig.com/labkhandhayekhaki/logo/belagtapelak.gif



سرافرازان
قافله شهداء


جنبش سایبری ضد صهیونیسم
جعبه حدیث

شما هم در ثبت بقیع در یونسکو شریک باشید

 

افسران - شما هم در ثبت بقیع در یونسکو شریک باشید
برای ثبت بقیع در یونسکو به ثبت و تایید 50,000 نفر نیاز است. شما هم می توانید برای شرکت در این طرح و کمک به ثبت این مکان عظیم جهان تشیع همین الان به آدرس اینترنتی dar-alhuda.net  بروید و ثبت نام کنید.

نحوه شرکت در این طرح بدین ترتیب است که در ابتدای ورود به سایت در سمت راست فرمی را مشاهده می کنید که باید به ترتیب زیر آن را پر کنید: نام، نام خانوادگی، ایمیل، نام شهر، آدرس (دلخواه)، انتخاب کشور، نظر شما (دلخواه).

لازم به ذکر است تا به این لحظه نزدیک به 20 هزار نفر در این طرح شرکت کرده اند و تقریبا 29 هزار نفر دیگر نیاز است تا بتوانیم با یکدیگر بقیع را در یونسکو ثبت کنیم.







اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

ما تا ظهور ایستاده ایم ...



نوشته شده در جمعه 28 مهر 1391 توسط جا مانده از قافله





در محفل سوگ تو، اشک‏ها زودتر از هر دعایی به سویِ آسمان می‏روند،

لحظه ‏ها به انتظار دیدار جمالِ دل آرایت در بغضِ ثانیه‏ ها می ‏تپند، گل‏های سجّاده ات، محراب را بوسه می‏زنند،

جبرییل، چون شمع، بیقرارانه می‏سوزد و صدایِ گریه ‏های مداوم، در و دیوار را غرق در ماتم می‏کند.

پله پله تا خدا رفتنت را ستاره‏ ها در گوش زمین نجوا کردند؛

آن گاه که عرش، تو را در هاله‏ ای از نور، به سوی معراج دل باختگان بُرد.

جواد الائمه! بعد از تو، دنیا سرگردان است و شادمانی رنگ باخته، شهادت به مقامِ والایت غبطه می‏خورد و دل‏های سوگوار، جز اشک و آه، حرفی ندارند.

شانه ‏های آسمان، از یاد آوری سیمای روحانی‏ات می‏لرزد و بغضِ ناشناخته ‏ای گلوی زمین را می ‏فشارد و دوریِ تو، چونان رعد، افلاک را به آتش می‏کشد.

مولا جان! بی تو، روح تشنه‏ ی هستی، با کدامین زمزم سیراب شود و ضمیرهای مشتاق، با شمیمِ کدامین نسیم رحمت، آکنده از روحِ عبادت گردند؟

افسوس که از بارِ سنگین مظلومیتِ تو آینه‏ ی زمان در هم شکست و کشتیِ ایثار و گذشت، در دریایِ وجود تو به اشک نشست.

ای که دعایت در سحرگاهانِ نیایش موجب نزول برکات است و عبادتت در دلِ شب‏هایِ اِستغاثه، مایه ‏ی پراکندگی نفحات قدسی!

محراب‏ خالی، اشک‏های آسمان و بغض فرو خورده ‏ی افلاکیان، بهانه‏ ی سوگوارای داغداران تو است.

Click for larger version


شهادت مظلومانه جوان ترین لاله بوستان امامت و ولایت

جـوادالأئـمـه، حضرت امام محمّد تقی علیه السلام را به محضر مقدّس

و منوّر حضرت حجة بن الحسن العسکری
وسوگواران

حضرتش تسلیت
و تعزیت عرض می نمائیم




نوشته شده در سه شنبه 25 مهر 1391 توسط جا مانده از قافله



روز بیست و پنجم ذیقعده، هم زمان با دحوالارض یعنی گسترش یافتن زمین است.
در شب این روز نیز بر اساس روایتی از امام هشتم علیه السلام حضرت ابراهیم و حضرت عیسی علیهماالسلام به دنیا آمده اند.
همچنین این روز به عنوان روز قیام امام زمان مهدی موعود(عج) معرفی شده است.
نیز روز دحوالارض،
جزء چهار روز معروفی است که روزه آن پاداش فراوان داشته و ثواب هفتاد سال روزه گرفتن دارد.




چشمانم را می بندم.

سبک، آهسته، آرام. دارم خودم را از پشت پلک های روی هم افتاده ام می بینم؛ خودم را که جزئی کوچک از خاک هستم.
نگاهم از خودم سُر می خورد. حالا تجسمِ پلک های بسته ام، معطوف به زمین است.
چشمانم هنوز بسته است و دارم می بینم؛
اما ولادتِ آسمانیِ زمین را. آری، زمین؛ همان وسیعِ بی انتها. آهسته آهسته، دارم لمس می کنم کشیده شُدَنَش را به وسعتِ بودن.
دارم باور می کنم، آرام آرام، بسطِ حرارتِ حیاتش را.
دارم می بینم دست هایش را که در تکاپویِ هستی، مواج است.
ستاره بارانِ سینه فراخش را دارم می بینم که در جریانِ باد، بی قرار شده است.
دارم می بینم که هسته اش کنده می شود و گسترده می شود سفره نفسش بر پهنه پرالتهاب و همیشگیِ دریا.
غرور دریا را می شود احساس کرد در یک جا نشینی اش با زمین مقدس و غرور آسمان را نیز که سینه به سینه، گویی یکی شده است با خاک!
نگاه خورشید را می شود دید؛ می توان دید که داغ شده است گونه های طلایی اش از بازتابِ پرحرارتِ انوار خود بر سطح نوزاد خلقت.
زمین زاده شده است، از مرکز حیات و عرفان.
حالا پلک هایم آرام از هم کنده می شوند و چشم هایم فضا را می کاود.
بر زمین خیره می شوم؛
زمینی که جانش، عصاره قدمت را با خود دارد.
تسبیح می کنم خالقش را، مشتی از سطحِ لطیف دانه هایش برمی دارم و رقصِ ریزشِ آرامش را نظاره گر می شود.
دستم را بو می کشم،
عطر خاک را می بلعم و
سپس زایشِ بستر آسودن را شکر می گویم.



نوشته شده در جمعه 21 مهر 1391 توسط جا مانده از قافله
آقا جون سلام!

می دونم الان خیلی ها اومدن دست بوستون، کربلا .....

می دونم خیلی ها چله زیارت عاشورا گرفتن ...

خیلی ها صبح ها علقمه می خونن ...

هیئتا دارن آماده می شن، شهر بوی محرم گرفته ...

آقا جون غم رو سینه مون راه نفس رو بسته ... آخه محرمت داره میاد.

من و دل کندن از دلبر محاله

دلم با دلبرم در شور و حاله

با این آقا به این خوبی ندونم

کی گفته کربلا رفتن خیاله

دمادم این دعا ورد زبانم

ببینم کربلا را تا جوانم

درون سینه آسایش ندارم

نیستان را به آتش می کشانم

ببین آشفته گشته وضع و حالم

دگر بشکسته بالم بس ننالم

ز بس که فکر دیدار تو هستم

حریم تو شده فکر و خیالم

دل من بیقرار کربلاته

همه میگن بهشت ایوون طلاته

دیگه اینجوری عادت کردم آقا

دیگه کرببلام تو روضه هاته

کرامت میکنی با یک اشاره

رخ تو آسمون چشمات ستاره

واسه لطف نگاه مهربونت

غریب و آشنا فرقی نداره


دوستانی که هر سال با ما چله ی زیارت عاشورا قبل از محرم میگرفتند آماده باشند

از روز : یكشنبه 91/07/16 مصادف با بیستم ذی القعده

وعده ی ما ساعت 7.30 شب هر کسی هر جا که هست

وعده ی  ما بین الحرمین ... عاشورا

پی نوشت:


مے گوینـد قِسمت نیست ـحِکمَت است ..!
خدایـآ ...
مـَن معنیِ قِسمت و حِکمَت را نمے دانم ..
امـآ تـو معنےِ طاقَت رآ مے دانـی ...
مـَگــَر نــه ؟؟؟




نوشته شده در شنبه 15 مهر 1391 توسط جا مانده از قافله


سکوت زیباست!
وقتی چشمها راز دل را بی مهابا فریاد میزنند
اما اینجا ،
در این مکان چشمها در میان تاریکی گم شده اند
وانگشتان به یاری می آیند تا حرفهای نگفته را بر سکوت اینجا جاری کنند!
و من ترسم این است مبادا بشکند سکوتی که آرامش دلهاست ...

شاید تو هم صدای سکوت را بشنوی و بتوانی آن را درک کنی.
در این دنیا صدایی زیباتر و رساتر از سکوت نشنیدم و نخواهم شنید.
صدایی که هر کسی را یارای شنیدن آن نیست و تنها می توان آن را با گوش دل شنید و نه با گوش تن.
پس گوش دل خود را باز کنیم تا صدای سکوت را بشنویم که همان صدای خداست و صدای خدا آهنگ عشق است.

خدایا صدای تو طنین انداز ترین صدایی است که تا به حال شنیده ام اما...


پی نوشت :

حالم را پرسیدند گفتم رو به راهم!
کسی نفهمید رو به کدام راهم...

مسافر که باشی، میشکنی گاه نمازی و گاه دلی را... اصلا رسم مسافر است "شکستن"

آدم هـــــــا... فـرامـوش نـــمی‌کــــنند ... !! ... فــــــــقط ... دیـــگر ســـــــــــــــــــــاکت می‌شـوند ... هـمین !


نوشته شده در سه شنبه 11 مهر 1391 توسط جا مانده از قافله


سلام حضرت مشکل گشا


یا ثامن الحجج دل ما وا نمی شود

خیلی تلاش کرده ام اما نمی شود

هر جا که رفته ام و به هر کس که گفته ام

گفته به دست من گره ات وا نمی شود

اصلاً به هر که رو زده ام گفته با تشر

هر جا که می روی برو! این جا نمی شود

نازم به شاعرت که چه زیبا سروده است!

وقتی دل شکسته مداوا نمی شود...

«دستت بزن به دامن سلطان که هر جواب

از او شنیده می شود الّا نمی شود»

حالا من شکسته دل خسته ی غریب

رو کرده ام به سوی تو آقا، نمی شود؟

گفتم "سلام حضرت مشکل گشا " و بعد

اذن دخول خوانده ام آیا نمی شود -

راهم دهی حرم؟ که به ناگه کسی زغیب

تغییر داد قافیه ام را که می شود!


ایام میلاد شمس الشموس ، امام رئوف ، ثامن الحجج

«
علی بن موسی الرضا علیه السلام »

بر دوستداران و شیعیان آن حضرت تهنیت باد





پی نوشت:

دلم چند روزیست عجیب هوایی حرم شده آقا عنایتی ...


نوشته شده در جمعه 7 مهر 1391 توسط جا مانده از قافله
امروز را چند خطی می نویسم و تو ای خداوندگارم

گنجایش پایین فهم مرا ازدرک حقایق ببخش!!!!




وبه حرفهایم گوش بسپار.

خدایا توازدشواری زندگی وانسان بودن آگاه بودی
ومی دانستی از زجر غصه خوردن
از حس تلخ جدایی هم آگاه بودی
می دانستی که ضعیفم و زود شکسته می شوم
می دانستی که گذشته برنمی گردد و فقط خاطرات تلخش را به جای می گذارد
خدایا می دانستی که اگر ضعف ایمان داشته باشم سختی ها مرا از تو دور می کند و شاید هم جدا
می دانستی که پاهایم زود خسته می شوند، نفسم بریده می شود و طاقتم طاق..
و می دانستی که ممکن است بنده ی ناشکر تو باشم
خدایا تو ما را دوست داشتی و داری ولی چه دوست داشتن عجیبی
دوست داشتنت هم یگانه است و مانندش را در این عالم نمی یابم
ولی با این همه باز مرا آفریدی............

پی نوشت:
اگر امشب
اتفــــــــــاقـــــــــی
دلـــتــان هـــوایـــی شـــــد
و خـــــدا حـــوالی شمــــا ســـــر زد
بــــه او بگـــوئید:"پشت خطـــش هستـــــــــم"


... بــــــا مــــــن تمـــــاس بگیــــرد
دو روزه دلم عجیب هوایی مشهد الرضا شده دوستان همگی رفتن و ما لیاقتش رو نداشتیم آقا خود عنایتی کن به ما
توی لحظه هایی آسمونی دلم یاد همه بودم
شما هم دعا کنید

مخاطب خاص:


این دست های خالی و ساده دخیلتان ، ما را فقط به رسم رفاقت دعا کنید . . .
برایم دعا کنید شاید ....



نوشته شده در چهارشنبه 5 مهر 1391 توسط جا مانده از قافله
مقام معظم رهبری

درباره سایت
آمار سایت
Blog Skin