تبلیغات
طواف یار - مطالب تیر 1391

طواف یار
در و دیوار شهرم خوب می دانند، تمام افتخار ما شهیدانند.

بزرگ مردتاریخ

جستجو
پیوند ها
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر

در انتظار یار

اللهم عجّل لولیک الفرج


صفوف آهنین . . .

من یك یهودی ام . . .

http://tiktak-2.persiangig.com/labkhandhayekhaki/logo/belagtapelak.gif



سرافرازان
قافله شهداء


جنبش سایبری ضد صهیونیسم
جعبه حدیث






رمضان آمد و من دوباره
با کوله باری از نیاز آمده ام
که جرعه ای از آغوش گرم مناجاتت را
به دل نا آرامم بچشانی
و تصویر شیرینی مقام وصال را
به کام افکار و اعمالم نشان دهی...

و من آمده ام باز تا
مهمان لحظه های سبز بی خویشتن شوم
تا از بلندای آسمان،
این پنجرۀ هفت رنگ رؤیایی
که بارگاه همیشه گسترده ملائک است،
بال بگشایم و پر بسایم به مدار عشقت
تا دور دست تکامل و عرفان!

مرا دریاب یا سَتَّار َالعُیُوب
تا پهن دشت پیکرم که فرسوده
از علف های هرز کوته بینی و کج نگری شده را
با حضور سبز و روحانی ات بیامیزم!

قنوتم را ببین که نیازم را به نمایش می گذارد
در آسمان آبی عظمت تو
و از برهوت کلمات نجاتم ده
که هیچ واژه ای گویای احساساتم نیست!

یا ربَّ النُور العَظیم ...
در ماه آفتاب آفرینی مرا با نورخویش تجلی ده؛
در نور مهمان کن؛ با نور بیامیز؛
با نور متولد کن و با نور بمیران...
یا نُورَ الْمُسْتَوْحِشینَ فِی الظُلَم...



پی نوشت :

هرچه داریم از خداست و هرچه توان داریم برای خدا باید خرج کنیم.

با ادب خاص خود وارد این مهمانی بی مانند بشویم . . .



نوشته شده در جمعه 30 تیر 1391 توسط جا مانده از قافله

امام صادق علیه السلام می فرمایند:

در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد،چگونه به چهار چیز پناه نمی برد؟

در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر«حسبناالله و نعم الوکیل » پناه نمی برد.

در شگفتم برای کسی که اندوهگین است،چگونه به ذکر «لا اله الا انت سبحانک انّی کنت من الظالمین» پناه نمی برد.

در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده،چگونه به ذکر «أفوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد» پناه نمی برد.

در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیبایی های دنیاست،چگونه به ذکر «ماشاءالله لا قوه الا بالله» پناه نمی برد....



منبع : گنجینه عفاف

http://www.ganjeneh231.mihanblog.com



نوشته شده در چهارشنبه 21 تیر 1391 توسط جا مانده از قافله

قال امیرالمؤ منین علیه السلام :


الزهد فى الدنیا الراحه العظمى .
آسایش بزرگ در دنیا دل نبستن بدنیاست .

اگر گیرى تو از دنیا كناره ****بآسایش كنى عمرى هماره
ببر از زهد و تقوى توشه خویش ****مدار از سختى دنیا تو تشویش


نوشته شده در شنبه 17 تیر 1391 توسط جا مانده از قافله





ماه به نیمه رسیده و قرص کامل مهتاب، در تاریکی قیرگون شب خودنمایی می کند.

لحظه ها آستین مبارک ترین تولد تاریخند و زمان، با تندترین قدم های خود، سر تا سر جاده شب را می پیماید تا به پیشواز صبحی بشتابد که با طلوع تو روشن تر و نورانی تر شود.

دشت های گل نرگس، عطر شامه نوازشان را گم کرده و بوستان سبز امامت، از شوق رویش آخرین جوانه سبز، غرق در سرور، به انتظار نشسته.

فرشتگان آسمانی، پایکوبان و سبزپوش، راهی از آسمان تا به زمین را با زیباترین و نورانی ترین انوار خود فرش کرده اند و برای بدرقه آخرین منجی عالم بشریت از آسمان، لحظه شماری می کنند و زمین از میزبانی این ستاره فروزان، به خود می بالد.

شمارش معکوس ثانیه ها می آیند تا قدم در لحظه موعود می گذارند.

انتظار، جامه وصل می پوشد.

تو، متولد می شوی و مهتاب یادت، در تاریک ترین و سیاه ترین شب های تنهایی، چراغی از نور امید، در دل های دردمند و ستم دیده می افروزد و گل های نرگس، عطر شامه نواز نفس هایت را برای همیشه در سینه هاشان حفظ می کنند.



خجسته میلاد گل سر سبد هستی ،‌نرگس نرجس

یوسف زهرا(س)،دردانه دوران نور چشم عاشقان ،

آرزوی مشتاقان،منتقم ال الله ،منجی عالم بشریت ،

صاحب العصروالزمان،حضرت مهدی عج الله تعالی

ظهوره روحی وارواح العالمین له الفداء

برمنتظران ظهورش مبارك باد




نوشته شده در پنجشنبه 15 تیر 1391 توسط جا مانده از قافله

آهای مردم مرا هم دعا کنید

آهای کسانی که بر شاخه های درخت امید دخیل بسته بودید. دخیل های آبی و زرد و قرمز را گره زده بودید و دل را به گره گشا سپرده بودید تا مسافرتان سالم از سفر باز گردد !!!!

دیدم که گره هایتان باز شد و معشوق و مسافرتان سوار بر اسب سفید دوباره بسویتان بازگشت و دعایتان مستجاب شد.

مرا هم دعا کنید !!!

آهای کسانی که سفر کردید به شهر خدا برای دیدارش و گرداگرد خانه محبوب خویش طواف کردید. اشک های شوق باریدید و دست نیاز بسوی آسمانش بلند کردید ، دعا خواندید و از او طلب کردید !!!!

دیدم که در های رحمتش از آسمان ناگاه باز شد و آنچه طلب می کردید بر شما بارید.

مرا هم دعا کنید !!!!

آهای کسانی که به دیدارش مشتاق شدید و و به سوی خانه اش با شوق ایستادید. ذکرش گفتید. شب و روز. روز و شب. وقت و بی وقت نامش را بر زبان راندید !!!!

دیدم که چگونه پاسختان را داد و شما را مست دیدارش کرد.

مرا هم دعا کنید !!!!

امشب بغضی عجیب گلویم را می فشارد و نفس هایم را تنگ تر از همیشه کرده است. نمی دانم غم دوری توست که قلبم را می سوزاند یا آتش اشتیاق من به دیدارت. سالهاست از تو دور افتاده ام. از آن زمان که بدین جا تبعید شدم و دستم از دستانت جدا شد و تو را گم کردم. و این سالها به اندازه قرن ها بر من می گذرد و زندگی ام فقط بهانه ایست برای دیدار تو.

امشب دلم می خواهد چون آسمان با صدای بلند گریه کنم و این بغض هزار ساله را از گلو رها کنم. اما افسوس که گوش های  نامحرم مرا می شنوند.

آهای آدم ها مرا دعا کنید تا شاید بار دیگر خدا به من نگاه کند و دستم را بگیرد و مرا در آغوش کشد و غم هایم را پایان دهد.

و تو هم مرا دعا کن ای تنها امید باقی مانده من

برگرفته از : ۩۞۩  ونوسک ۩۞۩

 پی نوشت :

هرگز نمی‌خواهم

لحظه‌های به تو رسیدن

كوتاه شوند

 چرا كه حركت برای یافتن تو

راه دراز به تو رسیدن را

 با شكوه می‌كند.

هرگز نمی‌خواهم ....



نوشته شده در سه شنبه 6 تیر 1391 توسط جا مانده از قافله


تیــــــک تــــــــاک شعبان در راه است
تیک و تاک ساعت ها غوغایی به پا کرده اند که نمی توان دیگر آن ها را خاموش و آرام کرد و به سکوت وا داشت و ما با این تیک تاک های بی قراری چه کنیم،
ما با این قلب هایی که نا منظم می زنند و از غم هجران تو به این روز افتاده اند،

چه کنیم؟
ما با این خاطرات تلخ که نوشتنش رنج آور است و ننوشتنش، عذاب آور، چه کنیم؟
ما با تاریخ چه کنیم؟

تاریخی که ما را غمگین می کند، تاریخی که ما را از فردای ما می ترساند، ما با این رنگ های هول ناکی که در تاریخ ثبت شده است، چه کنیم؟
ما چه کنیم با خود تنهای مان که در میان انبوه ای از انسان های تنها آرامیده ایم، ولی آرام نگرفته ایم؟
ما چه کنیم و تنها تو می توانی بگویی که ما چه کنیم و به کدام دریچه، دل مان را بیاویزیم و از کدام سو، به استقبال بهار برویم
و تنها تو می توانی بگویی که عادلانه زیستن چگونه است و چه لذتی دارد بدون تبعیض زندگی کردن و چگونه می توان بهای جان آدمی زاد را ارتقا داد و ارزان نفروشیم جان مان را در این سرایی که جان آدمیزاد روز به روز ارزان می شود.
بگو که ما سراپا گوشم و جز شنیدن راهی نداریم و تو باید بگویی تا ما بشنویم که دیگر نمی خواهیم از زبان دیگران بشنویم عدالت چیست و عادلانه زیستن چگونه ممکن است.
می خواهیم از زبان تو بشنویم که کی به مقصد می رسیم و کی می توانیم خودمان را آزاد ساریم از این بندهایی که هر روز نو می شود و همه جان مان را پوشانده اند.

آی تقویم ها که ورق ورق تان، پر از انتظارهای کوچ و بزرگ است،
 میدانیم شعبان در راه است

ای زمان که می گذری، ولی به چشم نمی آید گذشتنت، آری ماه رجب همه تمام شد...شعبان در انتظار است ماه تو ...
ای لحظه ها که نرم و آهسته می آید و نرم و آهسته می روید، ولی بر روی دوش انسان منتظر، بار سنگین انتظار را می افزاید.
ای انسان که روزها را می بینی که چگونه می گذرد و گرد پیری را می بینی که چگونه بر قامتت می نشیند و پنجره ها را می بینی که چگونه اسیر دست توفان است و راه ها را می بینی که در سیطره غبارها هستند و دشت ها را می بینی که سبزی شان را قرض گرفته اند و بیایان ها را می بینی که از خست،
بذری را در دل خود راه نمی دهند،

مرگ را می بینی که داس به دست،

همواره بیدار است و جان ها را می بینی که روز به روز ارزان می شود،
ای انسان که نمی دانی در دفتر خاطرات کدام خاطره شیرین و شاد را بنویسی و نمی دانی باید برای رسیدن از کدام راه بروی و نمی دانی که همراه و هم پا نمونه یافت نمی شود و همه بازیگرانی بیش نیستند در صحنه زندگی،
ا
ی انسانی که تنهایی و تنهایت را می بینی و به رو نمی آوری و خودت را به راهی می زنی که از یاد ببری تنهایت را، ای انسانی که... .
آی چه قدر در این روزگار سخت و طاقت فرسا،

انسان بودن دشوار است و اهریمنی زیستن، آسان

مهربانم! قدم‏هایت، جاده‏های شب را می‏شکند
. نامت، ذکر مقدسی است که از دهان فرشتگان می‏تراود. مولایم!
آفتاب‏گردان‏ها از دست‏های روشن تو،
  التماس دعا
دارند و کوه‏ها، با تمام استواری‏شان به شمشیر عدالت تو پشت گرم‏اند و زائران تو، نه تنها در سامرای سبز که تو را در تمام خاک جست‏وجو می‏کنند.

مهدی جان امید ما به شعبان است...




تو می‏آیی؛

روزی برای پایان اندوه و ختمی بر پاره کتابِ تنهایی.
تو می‏آیی؛

انتهای صبوری تمامی جمعه‏ها.

مقدم تو، اشک‏باران!



فرا رسیدن ماه پرفیض و ماه پر فیض میلاد امامان امام حسین (ع) و امام سجاد (ع)


و حضرت صاحب الامر (ع) و میلاد خجسته حضرت ابوالفضل (ع)


و حضرت علی اکبر ابا عبدالله (ع) بر تمام شیعیان مبارک باد


سلام بر شعبان و اعیادش ،

  سلام بر حسین و عباسش ،
سلام بر سجاد و سجده هایش ،

  سلام بر علی اکبر و جوانی اش
و سلام بر نیمه شعبان وظهور مولودش...

آغاز ماه رسول اعظم (ص)، ماه شادی آل الله مبارک باد.







نوشته شده در پنجشنبه 1 تیر 1391 توسط جا مانده از قافله
مقام معظم رهبری

درباره سایت
آمار سایت
Blog Skin