تبلیغات
طواف یار - مطالب فروردین 1391

طواف یار
در و دیوار شهرم خوب می دانند، تمام افتخار ما شهیدانند.

بزرگ مردتاریخ

جستجو
پیوند ها
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر

در انتظار یار

اللهم عجّل لولیک الفرج


صفوف آهنین . . .

من یك یهودی ام . . .

http://tiktak-2.persiangig.com/labkhandhayekhaki/logo/belagtapelak.gif



سرافرازان
قافله شهداء


جنبش سایبری ضد صهیونیسم
جعبه حدیث

تق تق تق
باز هم صدای درب می آید
به ساعت نگاه میکنم
هنوز هوا تاریک است
به ساعت مینگرم کمی از دو گذشته
چشمانم را میبندم
دوباره صدای درب می آید
غریبه کیستی؟
انگار صدایی آشنا ست
کسی مرا میخواند
غریبه نیستم
کسی میگوید :کجا رفتی عزیزکم ، دیدم نیامدی ، برای آشتی آمده ام
برمیخیزم
دلم فرو میریزد
یا من اسمه دوا و ذکره شفا
دست نماز میگیرم
و مردد به جانمازم نگاه میکنم
با او آشتی کنم یا نه
و یکباره اشک است که فرو میریزد‬


نوشته شده در دوشنبه 21 فروردین 1391 توسط جا مانده از قافله


با کدامین واژه داغدار،
با کدامین حنجره سوخته
و با کدامین رمق بازمانده،
پاسخت گویم؛ علی جان!

نفسم بالا نمی‌آید!
چشم‌های خسته‌ام دیگر توان باز شدن ندارد؛
اما چه کنم که دم مسیحایی‌ات مرده زنده می‌کند!
چه کنم که جان فاطمه نه در قبضه عزرائیل که در قبضه توست!

می‌خواهم دیگر بار آفتاب چهر‌ه‌ات را به نظاره بنشینم!
می‌خواهم این چشم‌های جوشان اشک را
که بر چهره تکیده و مظلومت می‌چکد با سرانگشتانم پاک کنم!

علی جان! کمک کن تا بازوان مجروحم
برای آخرین بار به یاری‌‌ات بشتابد
و غبار غم از دیدگانت بزداید!

می‌دانم که بعد از من کسی نیست که یاری‌ات کند!
می‌دانم که بعد از من تنها مونس تو چاه خواهد بود
و نخلستان‌های کوفه!

ای مظلوم‌ترین مرد تاریخ!
تو بعد از من تنهاتر از پیش خواهی شد.
تو بعد از من سال‌ها خار در چشم
و استخوان در گلوخواهی داشت؛

اما ملالی نیست، آن‌روز را می‌بینم
که فرزندم مهدی می‌آید
و انتقام تو را از دودمان کفر و نفاق می‌گیرد؛
روزی که حق به حق‌دار می‌رسد
و باطل برای همیشه نابود می‌شود.

من می‌روم!
اما کودکانم را به تو می‌سپارم!
یتیمانم را دریاب. علی‌جان!

یتیمانم را دریاب!
مرا شبانه غسل و کفن کن!
شبانه به خاک بسپار و
نشان مزارم را بر هیچ کس آشکار نکن!
بگذرا که داغ غربت من
تا ابد بر سینه تاریخ بماند.





نوشته شده در جمعه 18 فروردین 1391 توسط جا مانده از قافله


سلام بر نوروز سلام بر اعجاز طبیعت

سلام بر تازگی ها سلام بر پاکی ها

سلام بر دست یدالهی خدا در خلقت طبیعت

سلام بر مقلب القلوب و الابصار

امد از راه نسیم بهاری بوی ترنم شکوفه های بهاری

دلهامان را با بهاران بهاری کنیم جداشویم از همه پلیدیهای نفس اماره و به سوی تکامل نفس مطمئنه به سوی پروردگار رجوع کنیم عیدیمان را از شهدا بگیریم از انها بخواهیم ما را نیز چون خود به مقام ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی رهنمون سازند و لاغیر

ای شهید ای آنکه بر کرانه ازلی و ابدی عالم وجود بر نشسته ای دستی بر آر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را از این منجلاب بیرون کش.

این عید و سالی که ان شاله نکوست با تکرار یاد خدا نیکوتر خواهد شد

از بندگی غیر به در آییم و به ولایت او بازگردیم از منیت ها رها شده و به سوی یگانگی او پناه ببریم سال را با بهاران چون شهدا آغاز کنیم چرا که سالی که نکوست از بهارش پیداست و یقینا سالی که با یاد خدا و تجدید عهد با ارمان شهدا آغاز شود نکوترین سال است

پی نوشت :

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند

یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند
یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم
که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد
یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم


چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باش



نوشته شده در چهارشنبه 2 فروردین 1391 توسط جا مانده از قافله
مقام معظم رهبری

درباره سایت
آمار سایت
Blog Skin