تبلیغات
طواف یار - مطالب مهر 1390

طواف یار
در و دیوار شهرم خوب می دانند، تمام افتخار ما شهیدانند.

بزرگ مردتاریخ

جستجو
پیوند ها
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر

در انتظار یار

اللهم عجّل لولیک الفرج


صفوف آهنین . . .

من یك یهودی ام . . .

http://tiktak-2.persiangig.com/labkhandhayekhaki/logo/belagtapelak.gif



سرافرازان
قافله شهداء


جنبش سایبری ضد صهیونیسم
جعبه حدیث



نوشته شده در چهارشنبه 27 مهر 1390 توسط جا مانده از قافله
سلام

و هر روز مجالی است برای تولدی دوباره ....

دوباره بهار زندگی ام در پاییز برگ ریزان آمد

یک طلوع دیگر ، در میان غروب تلخ پاییز و آغاز یک تولد دیگر در حضور سبز مهر

همچنان عمر در حال گذر است


آنگاه که خورشید در یک سحرگاه پاییزی طلوع میکند ،من نیز در این فصل طلوع

 میکنم.

در یک ماه پر از محبت.

نفسی عمیق ، این هوا یک هوای تازه است ،  یک شروع دوباره است.

چند روز پیش یه دوست باعث شد تا من دوباره متولد بشم مثل یه خواب بود اون

روزها از ایشون تشکر میکنم و براشون آرزوی عاقبت به خیری ....

خداوند بر برکات وجودشان بیفزاید و ایشان را از شهدای در رکاب امام مهدی (عج) ...

ما را هم دعا ...

پی نوشت :
گاهی خداوند درها را می بندد

و پنجره ها را قفل می کند ..


زیباست ....


اگر فکر کنی که بیرون طوفان است ..


و او می خواهد از تو محافظت کند .


یا حافظ ...


کاش بهم اجازه می دادی که ...


نوشته شده در سه شنبه 26 مهر 1390 توسط جا مانده از قافله

نماز که تمام شد به سنگر آمد و پیش ما نشست. دیدیم گوشش خون آلود است. علت را پرسیدیم متعجبانه دستی به گوشش کشید و گفت: نمی دانم چرا خونی شده، لابد ترکش خورده.
بچه ها زدند زیر خنده و گفتند: شاید هم موش صحرایی گاز گرفته!

«شهید احمد عبدا... زاده»

سر سفره عقد نشسته بودیم، عاقد که خطبه را خواند، صدای اذان بلند شد. حسین برخاست، وضو گرفت و به نماز ایستاد، دوستم کنارم ایستاد و گفت: این مرد برای تو شوهر نمی شود.
متعجب و نگران پرسیدم: چرا؟ گفت: کسی که این قدر به نماز و مسائل عبادی اش مقید باشد، جایش توی این دنیا نیست.

«شهید حسین دولتی»


مدتها بود متوجه غیبتهای نیمه شب مهدی شده بودم. شبی به دنبالش رفتم، رفت توی نخلستان، زیر درختی و به نماز ایستاد. شبهای بعد هرچه منتظر ماندم نرفت. کنجکاو شدم سرانجام پرسیدم: مهدی چرا نمی ری سر پستت؟
گفت: تو اگه می خواستی من برم اونجارو اشغال نمی کردی؟ شرمنده شدم، نمی دانم از کجا فهمیده بود.


«شهید مهدی صبوری»



نوشته شده در چهارشنبه 20 مهر 1390 توسط جا مانده از قافله

گناه من نیست 


من، نمی‌شناسمت. باور کن! بهانه نیست. حرف، حرف دل است. شاید از دلی غافل. گاهی، آن هم به بهانه‌ای، نامت را شنیده‌ام. سوسو زنان به هر سو، چشم دوختم تا نوری از وجودت را دریابم، تا چشمانم بیدار شود. می‌گویند: شجاعت، شرمنده شمایل شما بوده. مروت، درمانده مردانگی‌هاتان و «خوبیها» وامدار خوبیهاتان. کجا رفته‌اید؟! خوبان خدادوست کجا رفته‌اید؟! غریبان شهر!


گناه من نیست


که آن روزها، روزی‌ام نبود، که روزها را با شما باشم و شبها را با شما روز کنم. می‌گویند: روزها و شبها فرازها را «صابر» بودید و نشیبها  را «شاکر». می‌گویند: زمزمه دعایتان با نغمه قرآن و توسل آمیخته بود و سنگرهاتان پر بود از بوی باران، بوی سبزه.


گناه من نیست


من تاکنون به لاله‌زار لاله‌های عاشق نرفته‌ام. آری! من، تاکنون شهر حماسه و ایثار را ندیده‌ام. می‌گویند: رنگ خاکش چون دشت شقایق‌هاست. راست می‌گویم، من هنوز جبهه را ندیده‌ام. من، سرزمین‌های هجران کشیده را نمی‌شناسم.


گناه من نیست


من به جستجوی شما آمده‌ام و شما را نیافته‌ام. زنجیر بند هوای نفس و اسیر دیدنی‌های دنیا شده‌ام و دیگر شما را نمی‌شناسم. آنقدر غرق در دنیایم که یادم می‌رود، یاد شما حماسه‌سازان حماسه سرخ جبهه‌ها را.


گناه من نیست


کمتر کسی از روزهای خوب شما برایم می‌گوید. از سکوت شب سنگرها، از درد دلهای شبانه. کمتر کسی برایم قصه‌های عاشقانه و صادقانه‌تان را می‌گوید. کمتر برایم از نگاه پرعاطفه و حرف‌های عاشقانه می‌گویند کمتر لحظه‌های سبز شما را برایم روایت می‌کنند. کمتر زمزمه حدیث سفرهای غریبانه را می‌شنوم. آری! من آشنای غزلهای خاطرات شمایم. گاهی در دلم سوگواره برپا می‌شود. گاهی دلم برای صدای خمپاره‌ها می‌تپد. دلم برای نخلهای سوخته می‌سوزد و آهسته و بی‌صدا ساقه زرد غم و اندوه در دلم ریشه می‌کند و به یاد شما آوای غریبی سر می‌دهم و در این روزگار غریب به غربت و تنهایی خود می‌گریم و به یاد شما، دوباره جان می گیرم.


گناه من نیست


من، از شما جدا مانده‌ام. من، قصه مرغان مهاجر را بارها شنیده‌ام. من، قصه عروج را از دشت شقایق‌ها نشنیده‌ام. اما، نشانه غربت شما را از زمان و زمانه دیده‌ام. من، حدیث حادثه‌ها را شنیده‌ام.


گناه من نیست


روزگار، نه. زمانه، نه. زمان، زمان غریبی است. غربت یاد شهید غیرت‌های رفته به باد را زنده نمی‌کند. غربت یاد شهید حدیث عشق و جنون را رها نمی‌کند. غربت یاد شهید صحبت سرخ لاله‌ها را هویدا نمی‌کند. غربت یاد شهید ابرهای تیره دل را سپید نمی‌کند وغربت یاد شهید غیرت ما را شعله‌ور نمی‌کند. آری، زمان زمان غریبی است.


گناه من نیست


قرارهای امروزی آوای بی قراران را از یادها برده است، ترانه‌های امروزی ترانه‌ی دلنواز باران جبهه‌ها را از بین برده است. آری! آوای باران به گوشمان نمی‌رسد. عطر سرخ ایثار بویش را از دست داده است.


گناه من نیست


چشمهای غرق به مال چشمهای فانوسی آن روزها را از یاد برده است. لبخندهای مایل به دنیا لبخندهای دریایی دریادلان را فراموش کرده است. آری! آسمان سینه‌هامان از آوای غربت یاران، بغض ابر گرفته است. کجائید؟! ای لبهای خاموش، تا با صدای آشنای خود برایم بگوئید رازهای در زنگار نهفته را، قصه شوق پرواز را.


گناه من نیست


باور کنید! من اسیر دنیای دردآلود و نازیبا شده‌ام و از زیباییهای شما فاصله گرفته‌ام. من، اسیر مردابهای تباهیم. طوفان حوادث، در این زمانه غربت از شما جدایم کرده است.


گناه من نیست


آن قدر کوچک بودم، که گرمای جبهه‌های جنوب را نچشیده‌ام. آن قدر که در سنگرهای خون و خمپاره نجنگیده‌ام.


گناه من نیست


مردمان گرم جوش و مهربان آن روزها را ندیده‌ام. من شهر نخلهای سوخته را ندیده‌ام. خاک گلگونش را نمی‌شناسم. من چشم‌اندازهای تماشایی‌اش را ندیده‌ام. نخلهای ثابت و نخلهای بی سر را ندیده‌ام. آری! من سوگ گلها را ندیده‌ام. حکایت پرپر شدن لاله‌های خفته در بستر خون را نشنیده‌ام. حکایت شقایقهای سوخته را، حدیث شجاعت و شهامت شما را نشنیده‌ام. آری! من صدای گریه‌های کودکان بی مادر را نشنیده‌ام. آری! من صدای مادران فرزند از دست داده را نمی‌شناسم.


گناه من نیست


با چشمان مضطرب و گریانم به دنبال یادگاری از آن روزها می‌گردم. آری! از روی یک نیاز و برای فهمیدن یک راز بیشتر، دنبال سرداران رشید صحنه‌های درد می‌گردم. دنبال آنان که هنوز دلهاشان برای عطر پوکه‌ها و ترانه‌ی سنگرها می‌تپد. دلم می‌خواهد کسی برایم حدیث یاران بی‌مزارتان، حدیث گردان‌های گمنام و قصه سحرگاه‌های اعزام را بگوید. می‌خواهم دلی عاشق برایم از دلهای شکسته و پریشان بگوید. دلم می‌خواهد دلی داغدیده از حماسه ایثارتان و از شکوه ماندگار عاشقی‌تان برایم بگوید. چشمانم به دنبال چشمهای بارانی شما می‌گردد و دل آواره‌ام دنبال دلهای آسمان‌وار طوفانی شما می‌گردد و من، در این تنهایی به دنبال یک روح دریایی که برایم طلوع سرخ خنده‌هاتان را تفسیر کند، گوش‌هایم به دنبال صدایی از غزل، ترانه‌تر می‌گردد و نگاهم، به دنبال نگاهی ماندنی‌تر از سپیده. آری! نگاهم از نگاه‌های آلوده بسیاری بیزار است و از صدای غرقه در لجن.


گناه من نیست


من صدای هلهله، همهمه و گریه‌های رفتن کاروان شقایق‌ها را نشنیده‌ام. من، غم آواز مردان مرگ آفرین و فریاد شعله‌ور آنان را نشنیده‌ام. من، به دنبال نشان سرخ شمایم. من غمی بزرگ را در دل تسلی می‌دهم. غم نبودن با شما، دوری از شما و غربت شما.


گناه من نیست


زمانه می‌خواهد که، من بی غم و درد باشم. روزگار می‌خواهد مرا به عشرت و شهوت دعوت کند. آری! زمانه می‌خواهد که راحت تن فراهم کنم و روح سرگشته را رها سازم اما من نمی‌توانم لب فرو بندم. آری! من پیام خون شما را نشنیده‌ام و شاید نفهمیده‌ام. خدا کند، شور جانبازی‌های شما، نگذارد زمزمه‌های ناپاک نامردان را نظاره کنم.


گناه من نیست


نگاه‌های ناپاک، چشم‌های بسیاری را فریفته خود می‌کنند و فریب می‌دهند و به خواب غفلت می‌برند. گویی آغاز خوابهای خوش فرا رسیده است. خدا کند که روح بلندتان همیشه مرا مدد کند. بگذار حرفهایم، در دل بماند و عقده‌های غریبانه خود را در سینه، نگه دارم و زخم‌نامه غربت و تنهایی را برایت شرح ندهم. آری! بگذار هر از گاهی شمیم نام پاکت را بشنوم و یادت را در دل زنده نگه دارم و تصویرت را در خاطره ایام جاری و باقی نگه دارم.


الهی آمین


شلمچه، سوم فروردین 1386 -ثارالله



نوشته شده در جمعه 15 مهر 1390 توسط جا مانده از قافله
بسم الله ...

روز میلاد حضرت معصومه سلام الله علیها مبارك - مخصوصا روز دختر را به همه ی دختران پاكدامن میهنم تبریك میگویم

جهت زیارت مستقیم حرم با این شماره تماس بگیرید :

۷۱۷۵۵۳۵ - ۰۲۵۱



حسینیه امام خمینی، در آخرین روز از هفته دفاع مقدس، در دیدار رهبر معظم انقلاب با شماری از جانبازان قطع نخاعی، سرشار از عطر "حماسه و ایثار و استقامت" شد و خاطرات "دلدادگی و وفاداری" رزمندگان میهن را به "اسلام و امام و انقلاب" دوباره در یادها زنده کرد.
در این دیدار که لبریز نشاط و طراوت معنوی بود، حضرت آیت الله خامنه ای از نزدیک با دهها نفر از اسوه های صبر و استقامت، گفتگو کردند و ایمان و پایداری آنان و خانواده های عزیزشان را مورد تحسین و تجلیل قرار دادند

آقایی که فقط ما داریم
تا کور شود هر آنکه نتواند دید


علمدار - علمتو نگه دار ...دست علی به همرات



چند سال است منتظری ؟؟!!! منتظر



او میشنود و میفهمد هر چند زبان و گویش تو را من نفهمم ولی او خوب میفهمد .... بگو - بگو



آقاجان!
جسم تو کامل است ناقص نیست
می دهد عطر یک سبد گل یاس
دستت اما حکایتی دارد
رحم الله عمی العباس





به خدا خوب اقایی داریم نظیر ندارد ...




و من هم مسرور كه ماه من باز هم یارانش را یافته است



حبلی كه تو گرفته ای دخترم همان حبل متین است و ان شاءالله یكی از آن علم های علمدار...

نگران نباش تمام ایران را تو صاحبی هر چند هنوز بعضی ها نمیفهمند تو چه میكشی




بابای من قشنگ ترین بابای دنیاست ...


.
..
.

.
..
.


چه شیرین است - بوسه ای از لب لعلت به دهانم
كه تمام تلخی های هر دو دنیایم را به عسل تبدیل میكند
همان  عسل تجری من تحتهم الانهار را می گویم
من همین را میخواستم ، دوست داشتم قطع نخاعی را ، تا تو مرا اینگونه و دقیقا همینگونه به آغوش بکشی ...
قطع شدن نخاع را چگونه میبینی؟
برای امام : احلی من العسل...




و من كه دیشب باز هم زنده شدم و دیدم و گریستم
سعادتی است
راستی چند وقت است تو اینگونه روی یك تخت دراز كشیده ای؟
من روی دو پایم هستم و دائم شاكیم و طلبكار از خدا
شنیدم تو میگفتی من هیچ وقت و هیچ گاه شاكی نبوده ام
و تو گفتی من نمیتوانم قبول كنم
راست میگویی
مگر می شود تو شاكی نباشی
ولی تو گفتی نیستی
آه
تو گفتی من نمیتوانم درك كنم
راست میگویی..
و من چقدر دركم پایین است




و باید هم بباری ...



سلام عزیز دلم ...



و من ماندم حسرت ...

آقایی که فقط ما داریم
سلامتیش صلوات



این ویدئو را ببینید


http://www.aparat.com/v/4f7d9961def7929f575ad0b78fc1767247184



نوشته شده در پنجشنبه 7 مهر 1390 توسط جا مانده از قافله

تشییع پیکر شهدای دفاع مقدس همزمان با شهادت امام صادق‌(ع)

26 كبوتر خونین‌بال فردا بالی دوباره به آسمان می‌گشایند

 

    خبرگزاری فارس: در سالروز شهادت امام جعفر صادق‌(ع) 26 کبوتر خونین‌بال دفاع مقدس که 20 کبوتر از دیار گمنامان هستند، بر فراز 13 استان کشور بالی دوباره به آسمان می‌گشایند. 

 

همزمان با ایام شهادت حضرت امام صادق (ع) پیکرهای طیبه و نورانی 26 شهید دوران دفاع مقدس، روز دوم مهرماه 20 نقطه کشورمان در استان‌های تهران، ایلام، چهارمحال و بختیاری، سمنان، فارس، کرمان، لرستان، گیلان، مازندران، گلستان، خراسان شمالی، مرکزی و یزد را عطرآگین می‌کنند.

دانشکده صدا و سیمای جمهوری اسلامی تهران، دانشگاه آزاد اسلامی رودهن و دانشگاه سراسری سمنان از جمله نقاطی است که میزبان شهدای گمنام خواهند شد.

تپه چغاسبز و شهرستان سرابله (شیروان چرداول) استان ایلام، شهرستان اردل استان چهارمحال و بختیاری، شهرستان «بوانات» استان فارس و مرکز باغ موزه دفاع مقدس استان مرکزی با حضور نامداران آسمانی عطرآگین می‌شود.

شهدای گمنام دوران دفاع مقدس در سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) در مرکز آموزشی نیروی دریای ارتش جمهوری اسلامی ایران استان کرمان و مرکز آموزشی احمدبن موسی (ع) نیروی دریایی سپاه پاسداران استان فارس آرام می‌گیرند.

شهرستان‌های الشتر، نورآباد دلفان و پلدختر استان لرستان از دیگر نقاط میهن پهناور و مقدسمان است شهدای گمنام با حضورشان فضایی عطرآگین و معنوی را به نقاط خواهند بخشید.

همچنین 7 شهید تازه تفحص شده که شناسایی شده‌اند، در این ایام، بر شانه‌های امت شهیدپرور تشییع و به خاک سپرده می‌شوند. شهید «علی‌محمد ترابنده» از شهدای لشکر 27 محمد رسول الله (ص) شهر تهران، شهید «جلال رئیسی» از شهدای نیروی انتظامی جمهوری اسلامی شهرستان جیرفت استان تهران و شهید «احمد قدردان توماج» از شهدای لشکر 88 زاهدان بندر ترکمن استان گلستان شهدای تازه تفحص شده‌ای هستند که بعد از سال‌ها به آغوش خانواده‌هایشان بازگشته‌اند.

شهدای تازه تفحص شده، شهید «محمدحسین کریمی‌نسب» از شهدای لشکر 88 زاهدان، شهرستان بابلسر استان مازندران، شهید «محرم‌علی منتهایی» از شهدای لشکر 88 زاهدان، شهرستان آستانه اشرفیه استان گیلان، شهید «محمدرحیم علی پناه» از شهدای لشکر 88 زاهدان، شهرستان بجنورد استان خراسان شمالی و شهید «حسین منصورآبادی» از شهدای لشکر 88 زاهدان، شهرستان مهریز استان یزد پس از سال‌ها هجرت در ایام شهادت امام جعفر صادق‌(ع) بر شانه‌های امت شهید پرور تشییع و در زادگاهشان به خاک سپرده می‌شوند.

بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس در پایان، با دعوت از عموم مردم شهید پرور شهرهای یاد شده به ویژه پیروان مکتب حقه جعفری درخواست کرد تا با شرکت گسترده خود در مراسم تشییع شهدا، بار دیگر با آرمان‌های امام راحل و شهیـدان سرافراز تجدید پیمان کنند.   
 


نوشته شده در جمعه 1 مهر 1390 توسط جا مانده از قافله
مقام معظم رهبری

درباره سایت
آمار سایت
Blog Skin