تبلیغات
طواف یار - دست رد به سینه سائل نزنیم...

طواف یار
در و دیوار شهرم خوب می دانند، تمام افتخار ما شهیدانند.

بزرگ مردتاریخ

جستجو
پیوند ها
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر

در انتظار یار

اللهم عجّل لولیک الفرج


صفوف آهنین . . .

من یك یهودی ام . . .

http://tiktak-2.persiangig.com/labkhandhayekhaki/logo/belagtapelak.gif



سرافرازان
قافله شهداء


جنبش سایبری ضد صهیونیسم
جعبه حدیث

دست رد به سینه سائل نزنیم...

زن و شوهرى موقع ناهار بر سر سفره با هم نشسته و مشغول خوردن غذای لذیذی بودند. ناگاه گدائى درب منزلشان را زد و از آن ها تقاضاى كمك كرد...

 صاحب منزل گفت :معذرت مى خواهم فعلا چیزى موجود نیست . ولى گدا از بس گرسنه بود دست بردار نبود و خود را به داخل خانه انداخت لهذا صاحب خانه هنگامى كه اصرار و پافشارى گدا را دید از جاى خود برخاست و دست فقیر را گرفت و از خانه بیرونش كرد گدا یك آه سختى كشید و چیزى زیر لب گفت و رفت .

 با این عمل زشت و ناپسند از آن روز به بعد كار این صاحب خانه رو به كسادى گذاشت به طورى كه هزینه و خرجى منزل خود را نمی توانست تاءمین نماید و فقر او را دربر گرفت...

زنش از او طلاق گرفت و پس از چندى با مرد دیگرى ازدواج كرد، سال هاى زیادى از این ماجرا گذشت .

 روزى از روزها این زن به همراه شوهر دومش در حیات منزلشان نشسته و مشغول خوردن غذای لذیذی بودند.

 اتفاقا گدائى آمد و درب منزل او را به صدا درآورد صاحب خانه بلند شد درب را بر روى او باز كرد؛ دید فقیرى است كه در خواست غذا مى نماید...

 مقدار زیادی از غذاى موجود در سفره را به او داد. گدا با رضایت خاطر از منزلش بیرون رفت و دعایش نمود

هنگامى كه صاحب خانه بر سر سفره مراجعت كرد دید زنش به فكر عمیقى فرو رفته و از غذا خوردن هم دست كشیده است شوهرش علت این كار را از او سوال نمود؟

 زن گفت : این گدائى را كه امروز به او غذا دادى چند سال پیش همسر من بود روزى از روزها با همین گدا بر سر یك سفره نشسته بودیم و سرگرم خوردن غذای لذیذی بودیم ناگهان درب  منزلمان به صدا در آمد و شخص گدایی بود که از شدت گرسنگى خود را به دورن منزل انداخت اما همسرم به او چیزى كمك نكرد.

 زمانى كه سخنان زن به پایان رسید شوهرش به او گفت: متاءسفانه آن گدا هم من بیچاره بودم كه آن روز دلم سوخت و به درد آمد خداوند بزرگ هم از آن روز به بعد به من عنایت و لطف خاصى كرد. رفتم شغل مناسبى را پیدا كردم و مشغول به كسب معاش شدم ، وضعم روبه راه گردید و آن گاه با تو ازدواج كردم . آرى !! از "مکافات" عمل غافل مشو گندم از گندم بروید جو زِ جو

 منبع: معراج الاولیاء،ص222

******************

امام معصوم علیه السلام مى فرماید: لا ترد السائل و لو بشق تمرة ؛ سائل را رد نكنید ولو به دادن یك دانه خرما باشد.

منبع : کانون های مهدویت دانشگاه های سراسر کشور




نوشته شده در چهارشنبه 23 مرداد 1392 توسط جا مانده از قافله
مقام معظم رهبری

درباره سایت
آمار سایت
Blog Skin