طواف یار
در و دیوار شهرم خوب می دانند، تمام افتخار ما شهیدانند.

بزرگ مردتاریخ

جستجو
پیوند ها
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر

در انتظار یار

اللهم عجّل لولیک الفرج


صفوف آهنین . . .

من یك یهودی ام . . .

http://tiktak-2.persiangig.com/labkhandhayekhaki/logo/belagtapelak.gif



سرافرازان
قافله شهداء


جنبش سایبری ضد صهیونیسم
جعبه حدیث

چقدر روزهای سختی است روزهای بعد از فوت کردن یکی از آشنایان. بدون اینکه حواست باشد دلت میگیرد. دست خودت نیست. لحظه هایت پر میشود از خاطراتت با او. به هر گوشة خانه شان که نگاه میکنی، احساس میکنی چقدر جایش خالی است. اصلاً این موقعها نبودنش بیشتر به چشم می آید. دوست داری زودتر پنجشنبه برسد تا بروی کنار مزارش و زارزار گریه کنی و شاید هم اصلاً منتظر پنجشنبه نمانی، همان وسط هفته به بهانه ای خودت را برسانی به او. تا چند هفته هر امامزادهای که میروی یک فاتحه هم برای او میخوانی و اگر عزیزتر باشد دو رکعت نماز هم.


یک ماه میگذرد، یک ماه و یک روز، دو روز، سه روز و... میشود دو ماه.
کمکم عادت کردهای به نبودنش. حق هم داری، دنیاست دیگر...... اصلاً قاعده اش همین است،
تو که نمیتوانی تمام زندگیات را بگذاری کنار و هر روز به فکر او که رفته است، باشی. شاید یکی دو سالِ اول، شب عید سبزه ای ببری سر مزارش
که بعد از چند سال آن هم میگذاری کنار.......


قطعه های شهدا که میروی، هرگوشه مادری را میبینی که انگار همین امروز عزیزش را از دست داده است.
حتی اگر بلندبلند هم گریه نکند، از چشمانش میخوانی که مثل شمع روشن روبه رویش دارد آب میشود از این غم.
هرچند هفته ای یکبار می آید اینجا تا در این شهر دودگرفته، در هوای فرزندش نفس بکشد و جانی بگیرد...
و تو فکر میکنی چه تناقض بزرگی است بین این عشق و آن فرستادن.

میخواهی بروی و بپرسی اگر اینقدر دوستش داشتی چرا گذاشتی برود جنگ. میترسی بپرسی!
میترسی دوباره همان لبخند همیشگیاش را بزند به تو و فکرت که دو دستی زمین را چسبیده است.........
اصلاً اینجا جای پرسیدن نیست.
بایست و نگاه کن. حرف نزن! فقط نگاه کن.............


عبدالمهدی آگاه منش/نشریه امتداد

پی نوشت :
دیروز بهشت زهرا بودیم با یکی از دوستان دیدن مادران و پدران شهدا بر مزار فرزندانشون داغی رو در دلم زنده کرد و شرمنده شدم از ....
دیروز مهمان یه شهید بودیم نمیدونم تا الان  چقدر رفتین بهش زهرا بین قطعه ها راه برین و یهو یه جایی برسه که حس کنین اونجا گیر کردین و جلوتر نمیتونین برین همونجا بودیم نزدیک یه ساعتی شد شاید بیشتر

شهادت توفیق الهی و مایه ی برکت و عروج برتر است

فردا سالگرد شهدای غدیر هست پارسال 18 آبان ماه بود عید غدیر که مصادف شد با پر کشیدن دوستان عزیز

روحشان شاد و راهشان پر رهرو 

التمــــــآس دعـــــا


نوشته شده در شنبه 20 آبان 1391 توسط جا مانده از قافله
مقام معظم رهبری

درباره سایت
آمار سایت
Blog Skin