طواف یار
در و دیوار شهرم خوب می دانند، تمام افتخار ما شهیدانند.

بزرگ مردتاریخ

جستجو
پیوند ها
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر

در انتظار یار

اللهم عجّل لولیک الفرج


صفوف آهنین . . .

من یك یهودی ام . . .

http://tiktak-2.persiangig.com/labkhandhayekhaki/logo/belagtapelak.gif



سرافرازان
قافله شهداء


جنبش سایبری ضد صهیونیسم
جعبه حدیث




علی رفت و دل تاریخ خون شد تمام آسمان‏ها واژگون شد
 
دیگر صدای قدم‏های علی به گوش نمی‏رسد! انگار مولا پا به مسجد گذارد.

باور نمی‏کنند؛ ـ کوچه‏ ها را می‏گویم ـ باور نمی‏کنند، که دیگر او را نبینند!

باور نمی‏کنند ـ ماه را می‏گویم ـ که شاهد راز و نیازهای شبانه ‏اش نباشد. باور نمی‏کند ـ

نخلستان‏ها را می‏گویم ـ که دیگر از عطر مناجات علی علیه‏ السلام ، مست نشوند!

باور نمی‏کند ـ چاه را می‏گویم ـ که دیگر عطر نفس‏های علی را نشنود

باور نمی‏کند ـ دنیا را می‏گویم ـ که امشب یتیم شود! کاش امشب هرگز سحر نمی‏شد!

کاش ابن ملجم خواب می ‏ماند!

به مسجد پا نهاده وسعت نور کناری خفته شب تاریک و مغرور
 
ولی مولای ما از شوق دیدار چه زیبا قاتل خود کرد بیدار!

علی در محراب، غرق خداست و محراب، غرق علی!

علی علیه ‏السلام ، مست و شیدای خداست و محراب، دیوانه علی؛ کاش پسر ملجم، از تصمیم

خویش منصرف شود!

کاش قبلش بلرزد!

کاش دستش بشکند!


کاش شمشیر، زهرآگین نباشد! کاش...!

فاصله علی علیه‏ السلام تا خدا، یک سجده است، یک پرواز، یک «یا علی»

سحر باغم اذان مرگ سر داد عدالت گوشه محراب افتاد

سحرگاهان سَر سجّاده درد علی با خون خود افطار می‏کرد

... و خاک بی‏ پدر شد!

دنیا برای همیشه یتیم شد!

« فُزْتُ وَ ربِّ الْکَعْبَه!»


به خدا که رستگاری از آنِ علی علیه ‏السلام است و علی علیه‏ السلام ، پیشوای رستگاران است.

سحرگاه نوزده رمضان، در محراب کوفه، با ضرب شمشیر ابن ‏ملجم. علی متولد شد و برای

همیشه «علی» باقی ماند.

هنوز از فرق مجروح زمانه سرازیر است خون آن یگانه!





نوشته شده در سه شنبه 17 مرداد 1391 توسط جا مانده از قافله
مقام معظم رهبری

درباره سایت
آمار سایت
Blog Skin