طواف یار
در و دیوار شهرم خوب می دانند، تمام افتخار ما شهیدانند.

بزرگ مردتاریخ

جستجو
پیوند ها
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر

در انتظار یار

اللهم عجّل لولیک الفرج


صفوف آهنین . . .

من یك یهودی ام . . .

http://tiktak-2.persiangig.com/labkhandhayekhaki/logo/belagtapelak.gif



سرافرازان
قافله شهداء


جنبش سایبری ضد صهیونیسم
جعبه حدیث

در دعاهای اسلامی، دریایی از حقایق ناب عرفانی موج می زند. یكی از نغزترین، معروف ترین و زیباترین دعاها، «مناجات شعبانیه» است كه به روایت «ابن خالویه» این مناجات را حضرت امیر(ع) و امامان دیگر در ماه شعبان می خواندند. در مفاتیح الجنان نیز در اعمال مشتركه ماه شعبان، به عنوان عمل هشتم آمده است و آغاز آن چنین است: «اللهم صل علی محمد و آل محمد و اسمع دعایی اذا دعوتك...»
به جاست كه از امام راحل یاد كنیم كه با یادكرد پیوسته از این دعا و مضامین بلندش، آن هم با زبان و لحنی خاص و شوق انگیز، توجه امت ما را به این گنجینه عرفانی بیشتر معطوف ساخت: «مناجات شعبانیه از مناجاتهایی است كه اگر یك انسان دلسوخته، یك عارف دلسوخته- نه از این عارفهای لفظی- بخواهد آن را شرح كند برای دیگران، بسیار ارزشمند است و محتاج به شرح است....»
با وصفی كه ذكر شد، برای چشیدن قطره ای از معارف زلال این دعای بلند، بر ساحل این دریا می نشینیم.
خدایا! بر پیامبر و دودمان پاكش درود فرست و آنگاه كه تو را می خوانم و صدایت می زنم، صدا و دعایم را بشنو و اجابت كن و آنگاه كه با تو نجوا می كنم، بر من عنایت كن.
من از همه به سوی تو گریخته و در پیشگاه تو ایستاده ام، در حالی كه دلشكسته و نالان درگاه توام و به پاداش تو امیدوار.
آنچه را در دل من می گذرد می دانی، از نیاز من آگاهی، ضمیر و درونم را می شناسی و فرجام و سرانجام زندگی و مرگم از تو پنهان نیست.
آنچه را كه می خواهم بر زبان آورم و از خواسته ام سخن بگویم و به حسن عاقبتم امید بندم، همه را می دانی.
در آنچه تا پایان عمرم و از نهان و آشكارم خواهد بود، قلم تقدیرت نافذ و جاری است و افزونی و كاهشم و سود و زیانم، تنها به دست توست.
اگر محرومم سازی، كیست كه روزی ام دهد؟ و اگر خوارم كنی، كیست كه یاری ام كند؟
خدایا! از خشم و فرا رسیدن غضبت، به تو پناه می آورم.
خدایا! گویا شایسته رحمت تو نیستم، تو سزاواری كه رحمت گسترده ات را بر من عطا كنی.
خدایا! گویا چنانم كه در پیشگاه لطف تو ایستاده ام و سایه سار توكل نیكویم بر من بال گشوده و آنچه را تو شایسته آنی گفته ای و مرا در هاله ای از بخشایش خویش پوشانده ای.
خدایا! اگر ببخشایی، كیست كه از تو سزاوارتر به عفو باشد؟
اگر اجلم فرا رسیده و كار شایسته ای نداشته ام كه مرا به تو نزدیك سازد، اعتراف به گناه را وسیله آمرزش تو ساخته ام.
خداوندا! با مهلت و میدانی كه به نفس داده ام، بر خویش ستم كرده ام، پس اگر مرا نیامرزی، وای بر من!
خدایا! همواره در طول زندگی، از لطف و احسانت برخوردار بوده ام، پس از مرگ هم، لطف خویش را از من دریغ مدار.
خدایا! چگونه مأیوس باشم از این كه پس از مرگ هم نگاه لطف و احسان تو برمن خواهد بود، در حالی كه در طول حیاتم با من جز احسان و نیكی نكرده ای.
خدایا! كار مرا آن گونه به سامان برسان كه تو سزاوار آنی (نه آن سان كه من درخور آنم).
خدایا! با بزرگواری ات، به من عنایت كن، بر گناهكاری كه در لجه جهل خویش فرو رفته است.
خدایا! در دنیا گناهانی را بر من پوشانده ای كه در آخرت، نیازمندترم كه پرده پوشش خود را بر آنها افكنی.
خدایا! چون گناهانم را پوشاندی و بر هیچ یك از بندگان شایسته ات فاش نساختی، بر من نیكی كردی، خدایا، پس در روز قیامت نیز رسوای خلایقم مگردان.
خدایا! جود و بخشش تو دامنه آرزوهایم را گسترده است و بخشایش تو برتر از عمل من است.
خدایا! آن روز كه میان بندگانت به داوری می پردازی، با دیدار چهره رأفت خود مسرورم ساز.
خدایا! پوزش طلبی من به درگاهت عذرخواهی كسی است كه از عذرپذیری تو بی نیاز نیست، پس عذرم را بپذیر، ای كریم ترین بزرگواری كه زشتكاران به درگاهش عذر گناه می برند.
پروردگار من! حاجت و نیازم را رد مكن و دست امید و آرزویم را از درگاه خویش، كوتاه مگردان.
خداوندا! اگر می خواستی خوارم كنی،هدایتم نمی كردی و اگر می خواستی رسوایم سازی، از عقوبت دنیا معافم نمی كردی.
خدایا! باور ندارم كه در حاجتی دست رد به سینه ام بزنی؛ حاجتی كه عمر خویش را در پی آن گذراندم و عمری از تو طلبیدم.
خدایا! ستایش ابدی و ثنای سرمدی تنها از آن توست، سپاس همواره فزاینده و بی كم و كاست، آن گونه كه تو دوست داری و می پسندی.
خدایا! اگر مرا به جرمم بگیری، دست به دامان عفوت می زنم.
اگر مرا به گناهانم مؤاخذه كنی، تو را به بخشایشت بازخواست می كنم.
اگر در دوزخم افكنی، به دوزخیان اعلام خواهم كرد كه تو را دوست دارم.
خدایا! اگر در كنار طاعتت عملم كوچك است، امید و آرزویم بزرگ و بسیار است.
خدایا! از آستان تو چگونه تهیدست و محروم برگردم، با آن كه گمان نیك من نسبت به جود تو آن است كه نجات یافته و رحمت شده مرا بازگردانی.
خدایا! عمرم را در رنج غفلت از تو تباه ساختم،
جوانی ام را در سرمستی دوری از تو هدر دادم.
خداوندا! آن روزها كه به كرم تو مغرور شدم و راه خشم تو را سپردم از خواب غفلت بیدار نگشتم.
پروردگارا! من بنده توأم و زاده بنده تو.
در آستان بزرگی ات ایستاده ام و كرمت را وسیله تقرب به حضور تو قرار داده ام.
خدایا! بنده ای زشتكارم كه به عذرخواهی آمده ام، از نگاه تو شرم نداشته ام، اینك از تو بخشش می طلبم، چرا كه عفو، صفت بزرگواری توست.
آفریدگارا! توان آن نداشته ام كه از نافرمانی ات دست شویم، مگر آنگاه كه به عشق و محبت خویش بیدارم ساخته ای، یا آن گونه بوده ام كه تو خود خواسته ای.
تو را سپاس كه مرا در كرم خویش وارد كردی و دلم را از آلایش ها و كدورتهای غفلت از خود پاك نمودی.
پروردگارا! مرا بنگر، نگاه آنكه ندایش دادی، پس پاسخت گفت و به طاعتش فراخواندی و به یاری اش گرفتی، پس مطیع تو گشت.
ای خدای نزدیك، كه از مغروران و فریفتگان دور نیستی.
ای بخشنده ای كه نسبت به امیدواران جود و بخششت بخل نمی ورزی.
خدایا! مرا قلبی بخش كه شوق و عشق به تو نزدیكش سازد و زبانی عطا كن كه صداقت و راستی اش به درگاهت بالا رود و نگاهی بخش كه حقیقتش زمینه ساز قرب به تو گردد!
خداوندا! آنكه به تو معروف گردد، ناشناخته نیست، آنكه به تو پناه آورد خوار و درمانده نیست، و آنكه تو به او روی عنایت آوری، برده دیگری نیست.
خدایا! آنكه از تو راه یافت، روشن شد و آنكه پناهنده تو شد، پناه یافت.
خداوندا! من به تو پناه آورده ام، از رحمت خویش مأیوس و محرومم مساز و از رأفت و مهربانی ات محجوبم مگردان.
خداوندا! در میان اولیای خویش مرا مقام كسی بخش كه آرزوی محبت افزون تو را دارد.
خدایا! مرا شیفته یاد خود ساز و همتم را در نشاط دستیابی به نامهایت و قرارگاه عظمت و قدست قرار بده!
خداوندا! تو را به خودت سوگند، كه مرا به جایگاه اهل طاعتت برسان و به منزلگاه شایسته و پسندیده خویش رهنمون باش كه من نه می توانم شری را از خویش دور سازم و نه سودی به خویش برسانم.
كردگارا! من بنده ناتوان و گنهكار توام و برده عیبناك تو كه به سویت آمده ام. پس مرا از آنان مگردان كه چهره لطف خویش از آنان برگردانده ای و اشتباهاتشان حجاب بخشایش تو گشته است.
خدایا! مرا كمال گسستن از غیر و پیوستن به خودت عطا كن.
دیده دلهایمان را با فروغ نگاه به خود روشن ساز تا دیده های بصیرت دل، حجابهای نور را از هم بردرد و به كانون عظمت برسد و جانهای ما آویخته درگاه عزت و قدس تو گردد.
خدایا! مرا از آنان قرار ده كه ندایشان كردی، پاسخت گفتند و نگاهشان كردی، مدهوش جلال تو گشتند، با آنان راز گفتی و نجوا كردی، آشكارا برای تو كار كردند.
خداوندا! هرگز نومیدی را بر حسن ظن خویش مسلط نساخته ام و هرگز امیدم از كرم نیكو و زیبایت نگسسته است.
پروردگارا! اگر گناهان مرا در پیشگاه تو خوار و پست كرده، پس به سبب توكل و اعتماد نیكویم به تو، از من درگذر.
آفریدگارا! اگر گناهان مرا از لطف والای تو دور ساخته، اما یقین به كرم و عنایتت، آگاه و امیدوارم ساخته است.
خدایا! اگر خواب غفلت از آمادگی برای دیدارت بازداشته، معرفت به نعمتهای ارجمندت بیدارم داشته است.
خداوندا! اگر عقوبت سنگین تو به آتش دوزخم فرا می خواند، پاداش فراوانت به بهشتم دعوت می كند.
آفریدگارا! من از تو می خواهم و تنها به آستان تو دست نیاز برمی آورم و تو را خواستارم. از تو می خواهم كه بر محمد و دودمانش درود فرستی و مرا از آنان قرار دهی كه همواره به یاد تواند و پیمان تو را نمی شكنند و از سپاس تو غافل نمی شوند و فرمانت را سبك نمی شمرند.
خدایا! مرا به فروغ نشاط بخش عزت خود بپیوند تا تنها شناسای تو باشم و از غیر تو روی برتابم و تنها از تو ترسم و بیم تو داشته باشم.
ای شكوهمند و بزرگوار! بر محمد و خاندان پاكش درود تو باد و سلام بی پایان و بسیار.

نویسنده:جواد محدثی


نوشته شده در دوشنبه 13 تیر 1390 توسط جا مانده از قافله
مقام معظم رهبری

درباره سایت
آمار سایت
Blog Skin